• ملکوت •
Open in Telegram
برداشت و پنداشتهایم: یادداشتهای پراکنده در موضوعات مختلف و چیزهایی که دوست دارم. مطالب این کانال، چون احوال درونی صاحبِ آن، آشفته و بینظم است، هیچ اصراری هم برای عضویت نیست. ح - واو @Hamimv
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
372
Subscribers
+124 hours
+97 days
+10130 days
Posts Archive
372
قُوَّتِ مِی بِشکَنَد اِبریق را
گاهی انسان از شدت چیزی که بر او فرود میآید میشکند، محبت باشد یا ...، تحمل و قابلیت وقتی تمام میشود، افکار و تخیلات آغاز میشود و شخص نمیتواند چیزی که بر او میگذرد را فهم کند، پس همه چیز را وارنه دریافت میکند. او شکسته است، اما تلاش میکند تا وانمود کند نشکسته است.
اما اگر به شکستن تن بدهد، در زیر آن عظمت مقاومت نکند، تمام قیود او از هم میپاشد و بیکرانه میشود. وقتی ابریق شکست، حد و حدود هم میشکند و از می پر نمیشود، چرا که ظرفی نیست که وقتی پر شد، گنجایش نداشته باشد. ظرف شکسته و می دمادم سرشار میشود
372
برشی از فیلم بزم درویشان
ساخته سهراب شهید ثالث
• این قطعه توسط شبکه من و تو پخش شده، متاسفانه نسخه کامل فیلم را نیافتم. چند سال پیش تمام آرشیو صدا و سیمای ایران به سرقت رفت و آنطور که میدانم یک نسخه از آرشیو را من و تو خریداری کرد و بصورت گزینشی گاهی چیزی از آن آرشیو منتشر کرده است.
@malakuot
372
Repost from شکفتن در آفتاب
آرامشِ مولانا در مقابل منکران
روزی امیر پروانه خداوندگار را و اعاظمِ محروسۀ قونیه را دعوت کرده بود. بعد از سِماط، خداوندگار سماع برداشت و شوری و حالتی عظیم فرمود. سیّد شرف[۱] در گوشهای به امیر پروانه کلمهای چند انکارآمیز جهتِ خداوندگار میگفت. پروانه از سَرِ ضرورت گوش کرده بود. ناگاه حضرتِ خداوندگار با کمالِ حلم و لطف در میانِ سماع ایستاده، این غزل را انشا فرموده:
هذیان که گفت دشمن به درونِ دل شنیدم
پی من تصوّری را که بکرد هم بدیدم
سگِ او گَزید پایم، بنمودمش جفایم
نگزم چو سگ من او را، لبِ خویش را گزیدم
چو به رازهای فردان برسیدهام چو مردان
چه بدین تفاخر آرم که به رازِ او رسیدم [۲]
امیر پروانه چون اشارت مشاهده کرد در حال توبه کرد و به انابت و استغفار مشغول گشت.
———————–
[۱] این مرد از دانشمندان نامی زمان خود بوده و در مناقب العارفین چند جا ذکر او آمده است و از آنجا معلوم میشود که با سلطان رکن الدین قلج ارسلان و معین الدّین پروانه رفت و آمد داشته و مرد فرزانه و فقیه کاملی بوده. وی پس از رحلت مولانا جلال الدّین در ۶۷۲ درگذشته است.
[۲] سه بیت اول غزل ۱۶۲۳ مولانا
رساله سپهسالار - فریدون بن احمد سپهسالار
به تصحیح و توضیحات سعید نفیسی
@shekoftandaraftab
372
این شعر رو دیدم، یاد این شعر طاهر بگ جاف و آواز بینظیر علی اصغر کردستانی افتادم
البت اجرای ایشون شعرش تفاوت داره کمی
گویا درد مشترک بین رفقا بوده
بیاد کردستان هم افتادم
372
أحيبابَ قلبي هلْ سواكمْ لعلّتي
طبيبٌ بداءِ العاشقينَ خبيرُ
وإني لمستغنٍ عن الكونِ دونكمْ
وأما إليكمْ سادتي ففقيرُ
.
372
«تبریز از منظر مولانا»
روحالله مظفری - ایرج مهرکی
تفسیر و تحلیل متون زبان و ادبیات فارسی
دوره ۱۲ زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴۶
372
هرگاه از تو میترسم، به خودِ تو پناه میآورم.
هم دعا از تو اجابت هم ز تو
ایمنی از تو مهابت هم ز تو
• مثنوی شریف
.
372
ما این درد به دعا خواستهایم ...
صدای استاد جلال الدین همایی است، برخی چیزها از زبان برخی افراد وقتی شنیده میشه، عظمتش بیشتر درک میشه ....
372
Repost from ادبیات، فلسفه و سینما
کاملترین آرشیو تصویری–صوتی استاد محمدحسین شهریار▪️ده ساعت و نیم با شهریار | مجموعه جامع دکلمهها و شعرخوانیها ▫️استاد محمدحسین شهریار، یکی از بزرگترین صداهای شعر در ایران معاصر است؛ شاعری که میان دو زبان فارسی و ترکی آذری پلی زنده و ماندگار زد و توانست شعر کلاسیک را با روح عصر جدید پیوند دهد. شهریار نهتنها با غزلهای شورانگیز و قطعات اجتماعیاش شناخته میشود، بلکه با شاهکار آذری خود، «حیدربابایه سلام»، در حافظهٔ فرهنگی ایران و آذربایجان ماندگار شده است. این ویدیو، کاملترین مجموعهٔ صوتی–تصویری موجود از صدای خودِ شاعر است؛ بیش از ده ساعت دکلمه، شعرخوانی، اجراهای خصوصی، ضبطهای خانوادگی و نسخههای بسیار کمیاب که برای نخستینبار بهشکل دیجیتال منتشر میشود. مجموعهای که نهفقط برای پژوهشگران، بلکه برای تمام علاقهمندان به ادبیات فارسی، شعر آذری، و تاریخ شفاهی ایران ارزش گنجینهای دارد. #شهریار @NazariyehAdabi
372
لست امام عيني لكنك كل ما اري
«تو مقابل چشمهایم نیستی، اما هر چه میبینم تو هستی.»
• احمد شوقی
372
پیوسته درِ خانقاه بسته داشتی، چون مسافر بدر خانقاه رسیدی، او در پسِ دَر آمدی و گفتی: مسافری یا مقیم، اگر مقیمی درآی و اگر مسافری این خانقاه جای تو نیست؛ که روزی چند بباشی و ما با تو خوی کنیم، آنگاه بِرَوی و ما را در فراق تو طاقت نبود.
• شیخ ممشاد دینوری
• تذکره الاولیاء عطار
