en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe 👈

• ملکوت •

• ملکوت •

Open in Telegram

برداشت و پنداشت‌هایم: یادداشت‌های پراکنده در موضوعات مختلف و چیزهایی که دوست دارم. مطالب این کانال، چون احوال درونی صاحبِ آن، آشفته و بی‌نظم است، هیچ اصراری هم برای عضویت نیست. ح - واو @Hamimv

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
375
Subscribers
+124 hours
+127 days
+10130 days
Posts Archive
photo content

این عِلْمِ موسِقی بَرِ من چون شهادت است چون مؤمِنَم شهادت و ایمانَم آرزوست • ملای روم

Al-hambra از Ahmed Mukhtar.mp34.53 MB

Ahmed Kaya&Selda Bagcan – Dostum dostum.mp34.19 MB

رخساره بپوش تا که خورشید از روی تو نسخه بر ندارد .
رخساره بپوش تا که خورشید از روی تو نسخه بر ندارد .

1633055056_Elnare Abdullayeva - Naçar Gedər.mp34.23 MB

سوختم، اما نه چون شمع‌ طرب در بین جمع چون چراغ ساربان یک شب به صد جا سوختم

photo content

یک‌بار یکی میگفت، الان در حالی هستم که اگر جبرئیل بیاید که علوم اولین و آخرین را برایت آورده‌ام، پاسخش میدهم که، برو نمی‌خواهم. سه شب پیش و دیروز دو چیز قسمتم شد. یکی جزوه‌ای از دست‌نویس‌های استادم (استادِ استادِ استادم) که بدستم رسید. جزوه‌ای که سال‌ها فقط اسمش را شنیده بودیم، و چه رنج‌ها و اعمال شاقه که برای بدست آوردنش نکشیدم و انجام ندادم. اما در یک لحظه بدون هیچ رنجی، از جایی که گمان نمی‌کردم، آمد؛ دومی کتابی که سالها در همه‌جا به‌دنبالش گشتم و نیافتم، به هر شهری برای هر کاری وارد شدم، مهم‌ترین کارم پرسش از کتاب‌فروشی‌های آنجا برای یافتن آن کتاب بود، و دیروز چه آسان و چه ارزان بدستم رسید. جزوه را که تا این لحظه ذوق مطالعه کاملش را نداشته‌ام و بعد از یک‌بار تورق سطحی به‌کنارش گذاردم و کتاب را تورق هم نکرده، گذاشتم و راهی سفر شدم. گویی در هستی هستم و نیستم، پایم را برمیدارم و دیگر نمی‌گذارم. هیچ در هیچ ضرب شده‌ام و دیگر دلیلی نمی‌یابم، فقط منتظرم، اما منتظر چه؟ نمی‌دانم. اما می‌دانم که انتظار افضل اعمال است. ای کاش این سخنم ادعایی باشد، و همین ادعا دلیل و پابندی بر هستی‌ام.

سرمد کاشی عارفی شوریده و برهنه‌ای سِرّ پوشیده است، که ظاهرا از شاگردان میرداماد و میرفندرسکی بود و در هند استاد داراشکوه شده و بعد از قتل داراشکوه، او را نیز تکفیر کرده و به قتل رسانیدند. رضاقلی‌خان هدایت در ریاض العارفین، او را چنین معرفی کرده است: "وِی عاشقی است جان‌باز، و عارفی است خانه‌برانداز، دیوانه‌یی است مجذوب و فرزانه‌یی است محبوب، رندی است بی‌باک و مستی است چالاک، شیوه‌اش مخموری و مشربش منصوری، نامش سعید، و از زمره‌یِ سعد از طایفه‌ی عرفا و از فرقه‌ی شهدا، نخست موسوی کیش و انجام محمّدی مذهب. ابتدا حکیم سیرت و انتها فقیر مشرب. از مذهب کلیمی به اسلام رجوع و به صورت آن نیز قناعت نکرده بر طریقه‌ی طریقت قدم زده و جمعی از ارباب حال و اصحاب کمال را دیده و به خدمت علما و عرفا رسید." شاعر معاصر مرحوم عمران صلاحی، کتابی در معرفی و آثار او دارد و در آخر همان کتاب، چند شعر بر اساس احوال سرمد کاشانی سروده است، یکی از آنها در زیر می‌آید که بسیار زیباست: آمد _ آمد دوباره آمد سرمد بر رَسمِ زمانه، پُشتِ‌پا زد سرمد گر عشق و جنون، خلاف باشد در شرع مُلحِد سرمد، مفسد و مرتد سرمد! ☆. اینک! آشفته‌ای، پریشان‌مویی مجذوبِ برهنه‌ای، رُباعی‌گویی اینک سخنی، که جسته بیرون ز غلاف اینک تیغی برهنه، در هر کویی: _ ای مردم! ما عینِ حقیقتیم، عُریان بهتر! ☆. بر چهره‌یِ شهرتان، حجابی‌ست، سکوت پرخاش فراموش و شهامت، فرتوت بیچاره سعید سرمد دریا دل فریاد برهنه‌ای، رها در برهوت ☆. با مردم، آشنا، ز خود بیگانه آبادیِ عشق از او و او ویرانه در شهر، جنونِ او نگنجد هرگز یک عالم عاشق است این دیوانه! • رؤیاهای مرد نیلوفری(احوال و افکار و آثار سعید سرمد کاشانی و منظومه‌ای درباره او)، عمران صلاحی، ص ۱۷۴-۱۷۵ @malakuot

فداکارلق یاهو فداکاری، یاهو! ☆ کلماتی کوتاه، مانند حضور، یاهو! / فداکاری، یاهو! / سکونت، یاهو! / ادب، یاهو! و کلمات کوتاهی از
فداکارلق یاهو فداکاری، یاهو! ☆ کلماتی کوتاه، مانند حضور، یاهو! / فداکاری، یاهو! / سکونت، یاهو! / ادب، یاهو! و کلمات کوتاهی از این دست، اصولی بوده که اهل تصوف برای یادآوری اصول گاه بر خود تذکر میدادند، و یاهو که بعد از آن اصل ‌می‌آید، نشان از الی‌الله بودن آن صفت است. اهل خوشنویسی در ترکیه و آناتولی روزگار گذشته که گاهی خود، اهل تصوف بوده‌اند، چنین جملات تذکر گونه را گاه خوشنویسی کرده‌‌اند.

سال‌ها این تصویر که به عکسِ جوانی حضرت محمد -ص- مشهور است، بر دیوار اتاقم بود. یک‌بار یکی درآمد که، مگر نمی‌دانی: این تصویر،
سال‌ها این تصویر که به عکسِ جوانی حضرت محمد -ص- مشهور است، بر دیوار اتاقم بود. یک‌بار یکی درآمد که، مگر نمی‌دانی: این تصویر، عکس نوجوانی است که رودولف لنرت در تونس از او برداشته و اولاً و در ابتدا جهت امور تجاری-هنری در قالبِ کارت‌پستال منتشر شده و از قضا در یک تاریخی در کشور‌های اسلامی با تغییراتی به نامِ عکس حضرت محمد -ص- منتشر گشته و کم‌کم مشهور شده است. اندکی تأمل کردم، و گفتم: از ابتدا که این تصویر را تهیه کردم، به‌دلایل گوناگونی میدانستم که این عکس آن حضرت نیست، اما به دلیل انتساب هم که شده، بسیار به آن علاقه‌مند بوده‌ام. کمی به تصویر نگریستم و برخاسته و تصویر را بوسیدم و دوباره گفتم که: مگر نمیدانی که هر جمالی، پرتو جمالِ اوست؟ اگر این عکس و این نوجوان، تصویر محبوب الهی نیست، بی‌گمان جلو‌ه‌ای از آن جمال ازل را دارد که هرچه زیباست، هم‌اوست. اکنون اما به سعادت آن نوجوان می‌اندیشم که چگونه دست‌تقدیر محبوب قلوبش کرده و سال‌ها نظرگاه عاشقان حضرت محمد - ص- گشته است. و به خود می‌اندیشم که هنوز هم، علاقه زیادی به این تصویر دارم. @malakuot

اندر باب کسوف به‌بهانه خسوف: حکیم دانشمند کریستوف كُولُومْبُس، بعد از آن که در سنه ١٤٩٢ مسیحی مطابق سنه ۸۹۸ هجری کشف ارض جدید که مشهور به امریکا و ینکی‌دنیا است نمود و به اسپانیه مراجعت کرده و ثانیاً با سفاین بسیار روی به ارض جدید آورد، و به جهات چند که در تاریخ امریکا ثبت است اهالی وحشی آنجا او را در یکی از جزایر محبوس کرده، و چون ایشان پرستش نَیّّر اعظم مینمودند کولومبس به قواعد ارصاد دریافت نمود که علی الصباح كسوف کلی خواهد شد، به ایشان گفت من فرستاده خدای شما هستم اگر مرا رها نکنید فردا خدای شما بر شما غضب خواهد کرد و آنها اعتنائی به این سخن نکرده علی الصباح جِرم شمس منکسف شده اهالی آن جزیره متوحّش گشته نزد وی آمدند عجز و لابه نمودند و او تا وقت انجلاء ایشان را معطل داشته بعد از آن دست به دعا برداشته روی به سماء نمود اندک اندک جرم شمس منجلی شد آنها قول او را صدق دانسته مایه استخلاص وی گشت. • فلک السعادة، علیقلی میرزا اعتضاد السلطنه، ص ۴۰-۴۱ (به نقل از دروس هیئت و دیگر رشته‌های ریاضی، ج۲، ص ۷۶۱) * شرمنده که بومیانِ آمریکا را وحشی خطاب نموده است، در وقت مناسبی از جنایات اروپاییان در حق بومیان آمریکا باید گفت، تا معلوم گردد که وحشی حقیقی که بوده است. @malakuot https://t.me/malakuot/81

خفه می‌کردم؛ اگر هر مؤلف/محقق/مصححی را گیر می‌آوردم که برای کتاب، نمایه تهیه نمی‌کند.

Repost from N/a
Unknown
Unknown

درباره صمد بهرنگی نوشته و صدای غلامحسین ساعدی

photo content

موجِ دریا زده را تنگه‌ ساحل قفس است ماهیِ تُنگ نباشد دلِ طوفانی ما عاقلان پا مگذارید به میخانه‌ی عشق داغِ صد مُهر جنون خورده به پیشانی ما خرقه و اطلس و دیبا همگی مال شما خرقه‌ای نیست برازنده‌ی عریانیِ ما زلف ما چون خم زنجیر گره در گره است شانه رَم میکند از فرط پریشانی ما