اندرونی🌿
Open in Telegram
شعر و ادبیات پارسی آمیخته با درسهایی برای پربارتر زیستن. 🌿 کانال دیگرم: @Hazrat_e_Molana 🌿 گفتنیها: https://t.me/HarfChatBot?start=30b6beb986bd
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
287
Subscribers
+724 hours
+147 days
+2530 days
Posts Archive
289
تلخی ایّام را بر خود گوارا کن به صبر
تا ز مِی پر میتوان کرد این قدح، پرخون مکن
#صائب_تبریزی
🌿@andarone_man
289
به عنوان کسی که حداقل ۴ تا دوره با ایشون شرکت کرده، مهر تایید میزنم.
نه تنها خوشصدا و دانا هستند،
بلکه انصاف و اخلاق رو هم رعایت میکنند.🥰
289
Repost from نگاران | ادبیات
صدام خوبه، لحنم خوبه
سعی میکنم کامل توضیح بدم اما آسون.
هر جلسه با خوندن متون با اینکه برام تکراریه ذوقزده میشم.
289
دیگران راحت و من این همه غم میبینم
همه کس خُرّم و من درد و اَلم میبینم
لطف بسیار طمع دارم و کم میبینم
هستم آزرده و بسیار ستم میبینم
#وحشی
🌿@andarone_man
289
یکی در نشابور دانی چه گفت
چو فرزندش از فرضِ خفتن بخفت؟
توقع مدار ای پسر گر کسی
که بیسعی هرگز به جایی رسی!
#بوستان #سعدی باب سوم/ در عشق و مستی و شور
🌿@andarone_man
289
زر از بهر چیزی خریدن نکوست
نخواهی خریدن بِه از نازِ دوست
#بوستان #سعدی باب سوم/ در عشق و مستی و شور
🌿@andarone_man
289
Repost from N/a
کجاست ساقی جان تا به هم زند ما را
بِروبَد از دل ما فکر دی و فردا را؟
#دیوان_شمس
289
نقل است که مردی به نزدیک او آمد. گفت: رنجورم و درویش. مرا طریقی بیاموز تا از این محنت بِرَهم.
شیخ گفت: نام هر پیشهای که هست بر کاغذ بنویس و در توبرهای کن و نزدیک من آر.
آن مرد جمله پیشهها بنوشت و بیاورد. شیخ دست بر توبره کرد. یکی کاغذ بیرون کشید. نام دزدی بر آنجا نوشته بود. گفت: تو را دزدی باید کرد.
مرد در تعجب بماند. پس برخاست. به نزدیک جماعتی رفت که بر سر راهی دزدی میکردند. گفت: مرا بدین کار رغبت است، چون کنم؟
ایشان گفتند: این کار را یک شرط است، که هر چه ما به تو فرماییم بکنی. گفت: چنین کنم که شما میگویید.
چند روز با ایشان میبود تا روزی کاروانی برسیدند. آن کاروان را بزدند. یکی را از این کاروانیان که مال بسیار بود او را بیاوردند. این نوپیشه را گفتند:
این را گردن بزن.
این مرد توقفی کرد. با خود گفت: این میر دزدان چندین خلق کشته باشد. من او را بکشم بهتر که این مرد بازرگان را.
آن مرد را گفت: اگر به کاری آمدهای آن باید کرد که مافرماییم؛ و اگر نه پس کاری دیگر رو.
گفت: چون فرمان میباید بُرد فرمان حَق برم، نه فرمان دزد!
شمشیر بگرفت و آن بازرگان را بگذاشت و آن میر دزدان را سر از تن جدا کرد. دزدان چون آن بدیدند بگریختند و آن بارها به سلامت بماند و آن بازرگان خلاص یافت و او را زر و سیم بسیار داد چنانکه مستغنی شد.
#عطار #تذکرة_الأولیاء ذکر احمد خضرویه قدس الله روحه العزیز
🌿@andarone_man
289
Repost from N/a
من تصمیم داشتم بعد از اینکه مثنوی و شاهنامه رو تموم کردیم، بریم سراغ شاعران و شعرهای دیگه، اما خب میدونیم که تموم کردن این دوتا کلی زمان میبره...
برای همین فکر کردم چرا این کار رو گروهی انجام ندیم؟
به این شکل که هر کدوم از شما عزیزان که تمایل دارید در شرح شعرها به صورت متنی همراهی کنید، میتونید شاعر موردعلاقهتون رو انتخاب کنید و با هم شروع کنیم به خوندن و بررسی شعرهاش🍃
❤️🩹اینطوری هم در کنار مثنوی و شاهنامه، با شاعران و شعرهای بیشتری آشنا میشیم، هم هرکسی میتونه سراغ شاعری بره که بیشتر دوستش داره
اگر خودتون تمایل ندارید همراه بشید، لطفا این پیام رو به کانالهاتون فوروارد کنید تا دوستان علاقهمندمون رو پیدا کنیم و با هم این مسیر رو شروع کنیم🤍
آیدی من جهت صحبت بیشتر:
@Aira_232
289
جان من! سنگدلی، دل به تو دادن غلط است
بر سر راهِ تو چون خاک فتادن غلط است
چشم امّید به روی تو گشادن غلط است
روی پُر گَرد به راه تو نهادن غلط است
رفتن اولاست ز کوی تو، ستادن غلط است
جان شیرین به تمنای تو دادن غلط است
#وحشی_بافقی
🌿@andarone_man
289
Repost from N/a
چو طفلی گم شدَستم من میان کوی و بازاری
که این بازار و این کو را نمیدانم نمیدانم
#حضرت_مولانا
@Hazrat_e_Molana
289
مناجات شبانهالهی از پیش خطر و از پس راهم نیست، دستم گیر که جز تو پناهم نیست.
#خواجه_عبدالله_انصاری
🌿@andarone_man
289
Repost from نگاران | ادبیات
از بس که دست میگزم و آه میکشم
آتش زدم چو گل به تن لخت لخت خویش
لخت لخت: پاره پاره
حافظ
نگاران؛ ادبیات و داستان.
289
Repost from Kierkegaard | کییرکگارد
هیچ چیز به سودمندی دوری جستن از جلب توجه مردم و کم سخن گفتن با دیگران و بسیار سخن گفتن با خویش نیست.
آرتور شوپنهاور، هنر خوشبختی
