"612"🪐
Open in Telegram
دور از هیاهوی جهان… جایی که میشود میان چند گل، چند غروب و چند ستاره، خودِ واقعیِ آدم را پیدا کرد💫 @nasi_ar
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
402
Subscribers
-124 hours
+677 days
+6730 days
Posts Archive
402
«گاهی بر سکوت اصرار میکنیم زیرا چیزهایی وجود دارد که کلمات نمیتوانند از عهدهی آنها برآیند..» جبران خلیل جبران
402
«هر کس بد ما به خلق گوید
ما چهره ز غم نمیخراشیم
ما خوبی او به خلق گوییم
تا هر دو دروغ گفته باشیم..»
مولانا
402
وقتى عزيزى را از دست مى دهيم گمان مى كنيم به راستى همه چيز تمام شده، اما حقيقت اين است كه او در ما ادامه پيدا مى كند؛ درخاطرات،حرف ها ورفتارهايى كه از او آموختهايم زندگى ادامه پيدا مى كند وآن هاكه دوستشان داشتيم در رگ هاى ما و در قصه هايى كه براى آيندگان مى گوييم تجلى پيدامى كنند .. وما وارثانى هستيم كه تاهميشه عشقِ آن ها رابر دوش مى كشيم... شاهرخ مسکوب
402
«سالها پرسیدم از خود کیستم آتشم، شوقم، شرارم، چیستم دیدمش امروز و دانستم کنون او به جز من، من به جز او نیستم..» مولانا
402
خيلى از خشم هايى كه از خودمان مى بينيم، واقعاً خشم نيستند؛ سوگاند، اما در لباسى خشنتر و قابل تحمل تر ظاهر مى شوند. وقتى اندوه برايمان بيش از حد سنگين است، ذهن اجازه نمى دهد مستقيم با آن روبه رو شويم. پس آن را تبديل مى كند به چيزى «قابل بيان تر»، مثل عصبانيت، تندى، بى صبرى، يا حتى بريدن از ديگران. اين ها راحت ترند تا اعتراف به اينكه چیزى را از دست دادهايم، يا قرار بوده چيزى را داشته باشيم و هرگز نداشتيم. خيلى وقت ها ما نه از آدم ها، نه از موقعيت ها؛ بلكه از درد ناديده مانده ى فقدان هاى قديمى مى جوشيم. خشم مى گويد «به من نگاه كن»، اما اگر دقيق تر گوش بدهيم، مى فهميم دارد مى گويد: «من سوگم. من درد ناتمامم.» پس هر بار كه خشم بالا مى آيد، به جاى قضاوت يا سركوب، مى شود مكث كرد و پرسيد: «زير خشم من چه چیزى نهفته است؟» گاهى همين سؤال ساده، پنجره اى به سمت حقيقتى باز مى كند كه مدتها زير صداى بلند خشم پنهان مانده بود...
402
«در وجود انسانها همیشه آرامشی هست
که هنگام درماندگی به سوی او پناه میبرند؛
یک پناهگاه خلوت در مرز گریستن..»
آلبر کامو
