en
Feedback
من!

من!

Open in Telegram

و گفت: محبت درست نشود مگر در میان دو تن که یکی دیگری را گوید ای من! __تذکره‌الاولیا

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
378
Subscribers
No data24 hours
-127 days
-4130 days
Posts Archive
Repost from من!
اِی خالق یکتای من پیدای ناپیدای من در این نیاز بی نیازی اِی خدا تو یار من باش من گمشده در نیمه راه خود غمخوار من باش.

Aref-Geryeh-Nakon-128.mp34.16 MB

خواب، خواب، خواب او غنوده است روی ماسه‌های گرم زیر نور تند آفتاب خسته دل نگاه می‌کنم: آسمان به روی صورتش خمیده است دست او میان ماسه‌های داغ با شکسته دانه‌هایی از صدف یک خط سپید بی‌نشان کشیده است دوست می‌دارمش... مثل دانه‌ای که نور را مثل مزرعی که باد را مثل زورقی که موج را یا پرنده‌ای که اوج را دوست می‌دارمش... از میان پلک‌های نیمه باز خسته دل نگاه می‌کنم: کاش با همین سکوت و با همین صفا در میان بازوان من خاک می‌شدی... کاش با همین سکوت و با همین صفا در میان بازوان من  زیر سایبان گیسوان من چون لطیف بارشی یا مه نوازشی کاش خاک می‌شدی... کاش خاک می‌شدی... تا دگر زنی سوی خانه‌ات نمی‌دوید نغمه‌ی تو را نمی‌شنید از میان پلک‌های نیمه باز خسته دل نگاه می‌کنم: مثل موج‌ها تو از کنار من دور می‌شوی... باز دور می‌شوی... روی خط سربی افق یک شیار نور می‌شوی... با چه می‌توان  عشق را به بند جاودان کشید؟ مثل من که نیست می‌شوم... مثل روزها... مثل فصل‌ها... مثل آشیانه‌ها... مثل برف، روی بام خانه‌ها... او هم عاقبت درمیان سایه‌ها غبار می‌شود مثل عکس کهنه‌ای تار تار تار می‌شود با کدام بال می‌توان از زوال روزها و سوزها گریخت! با کدام اشک می‌توان پرده بر نگاه خیره زمان کشید؟ با کدام دست می‌توان عشق را به بند جاودان کشید؟ با کدام دست؟... __فروغ

معلومه که آدم بارون ندیده‌ایم.😌

۴۰۴/۰۹/۲۴ خوابگاه💛
+3
۴۰۴/۰۹/۲۴ خوابگاه💛

I finally found someone I want to protect... you. __🎞Howl's moving castle

photo content
+1

photo content

اگر فقط یک نظریه واحد برای همه چیز وجود داشته باشد، مجموعه‌ای از قوانین و معادلات است؛ ولی با روش معمول علم که ساختن یک الگوی ریاضی است نمی‌توان به این سوال پاسخ داد که چرا جهان هستی باید برای توصیف یک معادله به وجود آمده باشد. چرا تمام نظام هستی باید به خودشان زحمت به وجود آمدن داده باشند؟ در تمام زندگی‌ام ، مجذوب پرسش های بزرگی بوده‌ام که آدمی با آن‌ها روبرو است و تلاش کرده‌ام پاسخی علمی برای آن‌ها پیدا کنم. اگر شما هم مثل من به ستارگان نگاه می‌کردید و سعی می‌کردید مفهوم آنچه می‌بینید، درک کنید؛ شما هم از خود می‌پرسیدید که واقعا دلیل هستی این دنیا چیست؟ علم ثابت کرده است که جهان‌های مختلفی می‌توانند از «هیچ» به وجود آمده باشند. این بستگی به شانس ما دارد که در کدام جهان قرار گرفته باشیم! تمام تاریخ علم به تشخیص تدریجی این امر گذشته است که گرچه حوادث به شیوه دلخواه ما اتفاق نمی‌افتند؛ ولی همه‌ی آن‌ها منعکس کننده یک نظم خاص هستند. ما باید در جستجوی بیشترین ارزش اعمالمان باشیم. بزرگ‌ترین دشمن دانش، جهل نیست بلکه توهم دانایی است. هوش واقعی، توانایی سازگاری با تغییرات است. معلوم نیست که باهوش بودن برای همیشه یک ارزش باقی بماند. این اتلاف وقت است که از ناتوانیم عصبانی باشم. همه باید با زندگی کنار بیایند و من در این زمینه کارم را بد انجام نداده‌ام. مردم نمی‌توانند وقت خود را به این اختصاص دهند که چرا همیشه خشمگین یا در حال گله و شکایت هستید. زندگی هرقدر دشوار به نظر برسد، بازهم کاری هست که شما بتوانید در آن موفق باشید. حالا همه ما به اینترنت وصل هستیم، مانند سلول‌های عصبی درون مغزی بسیار بزرگ. کار کردن به زندگی شما معنا و هدف می‌دهد، زندگی بدون کار پوچ و بی‌معنی است. حتی اگر زمانی مشخص شود که سفر در زمان امری غیرممکن است، مهم این است که ما دلیل آن را بفهمیم. مردمی که به آی کیو خود افتخار می‌کنند، درنهایت بازنده می‌شوند. گذشته نیز مانند آینده، پدیده‌ای نامتناهی است و فقط می‌تواند به عنوان طیفی از احتمالات شناخته شود.

یه چنتا جمله از استیون هاوکینگ:

این فیلمه هر لحظه واسم دارکتر می‌شد🤦🏻‍♀😁

__🎞Theory of everything
+1
__🎞Theory of everything

__🎞Ray 2004
+1
__🎞Ray 2004

فوران زیبایی در من!

عکسی که من دوست دارم.
عکسی که من دوست دارم.

عکسی که خودش دوست داره.
عکسی که خودش دوست داره.

دلم می‌خاد یه عکس از زهرا اینجا بمونه.

__فِرام زهرا :)

تو را دوست دارم چون نان و نمک چون لبان گُر گرفته از تب که نیمه‌شبان در التهاب قطره‌ای آب بر شیر آبی بچسبد تو را دوست دارم چون لحظه‌ی شوق، شبهه، انتظار و نگرانی در گشودن بسته‌ی بزرگی که نمی‌دانی در آن چیست تو را دوست دارم چون سفر نخستین با هواپیما بر فراز اقیانوس چون غوغای درونم لرزش دل و دستم در آستانه‌ی دیداری در استانبول تو را دوست دارم چون گفتن‌ِ «شکر خدا زنده‌ام» __ناظم حکمت