Sāvis
前往频道在 Telegram
personal is political Owned by a radical feminist lesbian Daily channel: https://t.me/Savis_and_her_friends Anonymous: https://t.me/harfmybot?start=7984127093
显示更多未指定国家未指定类别
2 122
订阅者
无数据24 小时
-37 天
+2030 天
帖子存档
2 122
چرا تعداد کمی از مردان کتابهای نویسندگان زن را میخوانند؟
در مورد آثار پرفروش ۱۰ نویسندهی زن (که شامل جین آستین و مارگارت اتوود و همچنین دانیل استیل و جوجو مویز میشود) باید گفت که تنها ۱۹ درصد از خوانندگان آنها مرد و ۸۱ درصد زن هستند. اما در مورد آثار پرفروش ۱۰ نویسندهی مرد (که چارلز دیکنز و جی. آر. آر. تالکین و همچنین لی چایلد و استیون کینگ را در بر میگیرد)، تقسیمبندی بسیار نزدیک است: ۵۵ درصد مرد و ۴۵ درصد زن. به عبارت دیگر، زنان آمادگیِ خواندن کتابهای مردان را دارند، اما تعداد مردانی که حاضر به مطالعهی کتابهای زنان هستند کمتر است. و البته نویسندهی زنی که کتابش در میان ۱۰ کتاب برترِ خواندهشده از سوی خوانندگان مرد قرار داشت ــ نویسندهی داستانهای دلهرهآور، ال. جِی. راس ــ از حروف اول نامش استفاده میکند، بنابراین ممکن است مردان فکر کنند که او هم یکی از خودشان است. این امر به ما چه میگوید؟ مردان تا چه حد مخالف اعطای تواناییهای برابر ــ فکری، هنری، فرهنگی ــ به زنان و مردان هستند؟ کتابهای مارگارت اتوود باید در قفسهی کتابخانهی هر کسی که به داستانهای ادبی اهمیت میدهد وجود داشته باشد، اما تنها ۲۱ درصد از خوانندگان آثار او مرد هستند. جولیان بارنز و یان مارتل، برندگان مرد جایزهی بوکر، تقریباً دو برابر (۳۹ درصد و ۴۰ درصد) خوانندهی مرد دارند. اینطور نیست که زنان در نگارش داستانهای ادبی مهارت کمتری داشته باشند. هر پنج رمان ادبیِ پرفروش سال ۲۰۱۷ و ۹ رمان از ۱۰ رمان برتر آن سال را زنان نوشته بودند. و اینطور هم نیست که مردان وقتی کتابهای زنان را باز میکنند، از خواندنشان لذت نمیبرند. در واقع، مردان حتی کتابهای نویسندگان زن را اندکی بیشتر ترجیح میدهند. میانگین امتیازی که مردان در وبسایت «گودریدز» به کتابهای زنان میدهند ۳/۹ از ۵ است. برای کتابهای مردان این عدد ۳/۸ است. در زمینهی کتابهای غیرداستانی، که مردان کمی بیشتر از زنان آنها را میخوانند، الگوی مشابهی وجود دارد، هرچند این اختلاف چندان چشمگیر نیست. مردان هنوز هم نویسندگان مرد را بسیار بیشتر از نویسندگان زن میخوانند، اما این اختلاف چندان زیاد نیست، زیرا زنان نیز نسبت به نویسندگان زن همین کار را انجام میدهند. اما تفاوتهای بسیاری وجود دارد. زنان ۶۵ درصد بیشتر از مردان احتمال دارد که کتاب غیرداستانیِ جنس مخالف را بخوانند. همهی اینها نشان میدهند که مردان، آگاهانه یا ناآگاهانه، برای نویسندگان زن به اندازهی نویسندگان مرد اعتبار قائل نیستند. یا این فرضیهی نادرست را مطرح میکنند که کتابهای زنان برای آنها مناسب نیستند، بیآنکه امتحان کنند تا ببینند این قضیه درست است یا خیر....click to read the full article
2 122
جریمههای مادری: تبعیض، اخراج و بیکاری
مادری برای بسیاری زنان معادل خروج از اقتصاد مزدی و طردشدن از بازار کار است. مادر شدن، بهویژه در ایران، اغلب با ازدستدادن شغل و کاهش شدید فرصتهای شغلی همراه میشود. پدیدهای که در ادبیات اقتصاد جنسیت از آن با عنوان جریمه فرزندآوری (Child Penalty) یاد میکنند و به کاهش درآمد، کاهش فرصتهای شغلی و کندشدن یا توقف پیشرفت حرفهای پس از بچهدارشدن اشاره دارد.
جریمه فرزندآوری منحصر به ایران نیست اما تفاوت در نحوه مواجهه با آن قابلتوجه است. در بسیاری از کشورها، این جریمه از طریق سیاستهای رفاهی، مرخصیهای برابر برای والدین، [۱] خدمات مراقبت از کودک، [۲] و حمایتهای بلندمدت شغلی و اجتماعی کنترل شده است و گفتمان عمومی، نقش مراقبتی والدین را در کنار حق آنها برای حضور در بازار کار به رسمیت میشناسد. اما در ایران، قوانینی که بهظاهر باهدف حمایت از زنان باردار و مادران تدوین شده است، در عمل ناکارآمد است و عامل حذف زنان از بازار کار میشود. در نتیجه بیتوجهی به حق مادران برای حضور در اقتصاد مزدی، میتوان گفت که سیاستهای افزایش جمعیت و تحمیل مادری اجباری به زنان هم ادامه سیاستهایی است که «طرد خاموش» زنان را از بازار کار رقم میزنند....click to read the full article
2 122
اگر مردان پریود میشدند
گلوریا استاینم، روزنامهنگار، نویسنده و یکی از تأثیرگذارترین چهرههای موج دوم، در این مقاله سوالی ساده میپرسد:
«چه اتفاقی میافتاد اگر ناگهان، به شکلی جادویی، مردان میتوانستند پریود شوند و زنان نمیتوانستند؟
این مقالهی طنز، را که برای نخستین بار در اکتبر ۱۹۷۸ در مجله .Ms منتشر شد، از درخشانترین کارهای او میدانند.
استاینم در این مقاله وا میکاود که چگونه جامعه میتواند ویژگیهای گروه مسلط را نشانه شایستگی و همان ویژگیها یا تفاوتهای گروه فرودست را دلیل فرودستی او معرفی کند.
Click to read the article
2 122
چرا مبارزات فمنیستی از باقی مبارزات مدنی پیچیدهتر هستند؟
در یک مبارزهی مدنی، گروه ستم دیده علیه گروه ستمگر طغیان میکند و به دنبال بازپسگیری حقوق از دست رفتهاش است. مبارزات فمنیستی نیز در زمرهی مبارزات مدنی قرار میگیرند. با اینحال میان مبارزات فمنیستی و باقی مبارزات مدنی یک تفاوت عمده وجود دارد: کشیدن مرزی مشخص بین ستمدیده و ستمگر عموما آسان نیست. در طی مبارزهی مدنی ستم دیده خود و سختیهایی که از سر گذرانده را در برابر ستمگر و منفعتی که ایشان از استثمار ستم دیده بردهاند قرار میدهد. دوگانهی دوست و دشمن برای هردو طرف بسیار واضح است. به طور مثال در مبارزات مدنی سیاهپوستان آمریکایی برای احقاق حقوقشان، دوگانه خودی-ناخودی منشا نژادی دارد. فرد سیاهپوست میداند که به واسطهی نژادش توسط جامعه سفیدپوست استثمار شده. وی تعلق خاطری چندانی به جامعهی سفیدپوستان ندارد و خودش را تماما متعلق به جامعهی سیاهپوستان میداند. همین نبود ارتباط عاطفی-فرهنگی با طبقهی ستمگر میتواند مبارزات مدنی را تسهیل کند، نعمتی که مدافعان حقوق زنان از آن بیبهرهاند. در مبارزات فمنیستی، زنان ستم دیده و سیستم مردسالار ستمگر فرض میشود. این سیستم را چه کسانی برپا داشتهاند و به پیش میبرند؟ پاسخ دادن به این سوال میتواند مرز بین ستمدیدگان و ستمگران را واضح سازد. پاسخ دادن به این سوال ساده نیست. مردان بسیاری رفتارهای خود را به ایدهآلهای این سیستم تطابق میدهند و باورهای خود را بر اساس آموزههای آن تنظیم میکنند تا بتوانند از مزایای جنس اول سیستم بودن بهرهمند شوند، با اینحال بخش بزرگی از این فرایند نه به صورت خودآگاه بلکه در پروسهی "اجتماعی شدن" و به صورت ناخودآگاه انجام میپذیرد. سیستم مردسالار به تمام مردان به یک اندازه امتیاز نمیدهد. درواقع بعضی مردان به واسطهی انحراف از ایدهآل این سیستم خود تا حدی قربانی سیستم میشود. از جمله میتوان به مردان کوییر اشاره کرد. با وجود چنین شرایطی نمیتوان سیستم مردسالار و مردان را کاملا یکی دانست اما از طرفی نمیتوان بین ایشان یک اشتقاق کامل قائل شد. در طول تاریخ مردان سیسهت بسیاری با داشتن آگاهی به امتیازاتی که بواسطهی جنس اول سيستم بودن دارند، زنان را استثمار کردهاند و دست به خشونتهای مبتنی بر جنسیتزدهاند. همین اعمال ایشان منجر به تداوم فرودستی زنان و بازتولید ایدههای زنستیزانه-مردسالارانه شده. اگر زنان همین مردان، که آگاهانه و فعالانه دست به خشونت علیه زنان میزنند، را دشمن فرض کنند، باز هم کارشان با سختی مواجه است. چرا که این مردان نه بیگانگی متعلق به سرزمینی متفاوت، بلکه پدرها، برادرها، همسرها و فرزندان زنان هستند. حتی میان بدترین ایشان و زنان، پیوندهایی عاطفی برقرار است. از پیوندهایی که بواسطهی روابط خانوادگی بوجود آمده بگیر تا دوستی ساده در محل کار. این پیوندهای عاطفی-اجتماعی در ساختن دوگانهی ما-آنها در طی مبارزات فمنیستی پیچیدگی ایجاد میکند. بسیاری از زنان فمنیست حین بیان خشمی که علیه مردان و اعمال ایشان دارند با این سوال مواجه میشوند که پس تکلیف پدرها و برادرشان چیست؟ آنان نیز مورد همین خشم قرار میگیرند یا نه؟ تکلیف روابط عاطفیشان چیست؟ اگر هتروسکشوال هستند چطور قرار است با دشمن و ستمگر فرض کردن مردها با ایشان رابطهای عاطفی-جنسی داشته باشند؟ این سوالات نه تنها از سمت منتقدان جریانهای فمنیستی برای مضحک جلوه دادن خشم زنان مطرح میشوند، بلکه ذهن بسیاری از خود فمنیستها را نیز مشغول میکنند. با افزایش آگاهی نسبت به الگوهای ظلمی که مردان اعمال میکنند، بعضی زنان از خود میپرسند که آیا اصلاً میتوان در چنین سیستمی رابطهای عاطفی با مردان داشت؟ هر زنی میتواند بر اساس تجربه زیسته خود به این سؤال پاسخ دهد، اما مسئله اصلی همچنان باقیست: زنان نمیتوانند به سادگی میان خود و مردان مرزی روشن بکشند. مردسالاری در زندگی زنان فقط در قالب یک ساختار انتزاعی یا گروهی از افراد ناشناس ظاهر نمیشود. در نزدیکترین روابط زندگی آنها حضور دارد. همین درهمتنیدگی، مبارزه با مردسالاری را پیچیدهتر میکند. زن باید با ساختاری مبارزه کند که بخشی از آن در نزدیکترین و عاطفیترین روابط زندگیاش حضور دارد.
2 122
و باز هم زنی قربانی خشونت خانگی شد...
مردی در تهران همسرش مریم را با ترمیم کپسولهای دارویی و تزریق قرص برنج به قتل رساند. متهم پس از رد فرضیه خودکشی توسط خانواده و کشف تناقضات در اظهاراتش، به قتل اعتراف کرد و بیان داشت که انگیزهاش از جنایت، اختلافات خانوادگی، علاقه به زن دیگری و عدم تمایل همسر به طلاق بوده است.
2 122
و باز هم زنی قربانی خشونت خانگی شد...
مردی در تهران همسرش مریم را با ترمیم کپسولهای دارویی و تزریق قرص برنج به قتل رساند. متهم پس از رد فرضیه خودکشی توسط خانواده و کشف تناقضات در اظهاراتش، به قتل اعتراف کرد و بیان داشت که انگیزهاش از جنایت، اختلافات خانوادگی، علاقه به زن دیگری و عدم تمایل همسر به طلاق بوده است.
2 122
هرنیم ساعت یک زن به سرطان پستان مبتلا می شود؛ ضرورت انجام غربالگری
سیر صعودی سرطان پستان در کشور ضرورت پیشگیری و غربالگری در این زمینه را افزایش داده است. رئیس انجمن جراحی پستان کشور با تأکید بر روند صعودی ابتلا به انواع سرطان در ایران گفت: هرچند ایران به لحاظ شاخصهای جهانی هنوز در رده کشورهای با شیوع کم تا متوسط قرار دارد و نرخ بروز آن حدود ۴۰ تا ۴۱ مورد در هر ۱۰۰ هزار نفر است، اما این شیوع سالیانه روندی افزایشی و تند دارد. ناهید نفیسی، فلوشیپ جراحی انکوپلاستی پستان با اشاره به آمار رسمی ثبت سرطان در کشور گفت: بر اساس آمارهای سالیانه وزارت بهداشت، سالانه بین ۲۳ تا ۲۵ هزار مورد جدید ابتلا به سرطان پستان در ایران ثبت میشود که این رقم به معنای ابتلای تقریبی یک خانم در هر نیم ساعت است. او ادامه داد: سن شیوع سرطان پستان در ایران حدود ۱۰ سال جوانتر از میانگین جهانی است. به دلیل بافت جمعیتی جوان کشور و قرارگیری متولدان دهه ۱۳۶۰ در سنین ۴۰ تا ۵۰ سالگی، میانگین سنی ابتلا در ایران بین ۴۸ تا ۵۰ سالگی است؛ این در حالی است که میانگین جهانی در سن ۶۰ سالگی قرار دارد و حدود ۲۵ درصد از بیماران ما زیر ۴۰ سال سن دارند. تغییر سبک زندگی از سنتی به صنعتی الگوی رشد سرطان را تغییر داده است: سالانه بین ۱۶۰ تا ۱۸۰ هزار مورد جدید از انواع سرطان در کشور رخ میدهد که علت عمده آن تغییر سبک زندگی، آلودگی هوا، تغییر الگوی تغذیه و مصرف غذاهای ناسالم و روغنهای اکسیدشده، چاقی، مصرف دخانیات و قلیان، افزایش سن ازدواج، بارداری در سنین بالا یا نداشتن فرزند و عدم شیردهی است. نفیسی، کاهش وزن را عاملی بسیار مهم در پیشگیری معرفی کرد و گفت: چاقی یکی از عوامل اصلی خطر به شمار میرود و مطالعات اخیر نشان داده است که کنترل چاقی و کاهش وزن میتواند تا ۴۷ درصد ریسک ابتلا به سرطان پستان را در زنان کاهش دهد؛ همچنین بارداری پیش از ۳۰ سالگی و شیردهی به فرزند از فاکتورهای محافظتکننده جدی برای بدن مادر هستند. او با تأکید بر لزوم غربالگری دورهای از سن ۴۰ سالگی گفت: حدود ۲۵ درصد از بیماران در بازه سنی ۴۰ تا ۵۰ سالگی قرار دارند، بنابراین توصیه اکید این است که همه بانوان با رسیدن به سن ۴۰ سالگی، حتی بدون داشتن هرگونه علامت یا سابقه خانوادگی، یک ماموگرافی پایه (بیس) انجام دهند تا روند سلامت بافت سینه ثبت و طبق نظر پزشک تکرار شود. رئیس انجمن جراحی پستان کشور با رد شایعات فضای مجازی درباره آسیب ماموگرافی یادآور شد: ادعاهایی مانند ترکیدن کیستها یا پخششدن تومور در اثر فشار دستگاه ماموگرافی کاملاً غیرعلمی است؛ کیستهای ساده پستان هیچگاه بدخیم نمیشوند، تحتفشار ماموگرافی پاره نخواهند شد و برای درمان یا تخلیه کیست به اقدام مستقیم پزشک با سوزن نیاز است. او با اشاره به فواید تشخیص زودهنگام در درمان تصریح کرد: اگر تومور در مراحل اولیه و زیر یک سانتیمتر و پیش از درگیری غدد لنفاوی زیر بغل کشف شود، در بخش عمدهای از بیماران حتی نیازی به شیمیدرمانی نخواهد بود؛ همچنین برای افراد زیر ۴۰ سال به دلیل تراکم بافت سینه ماموگرافی روتین توصیه نمیشود و این افراد در صورت مشاهده علائم، سابقه خانوادگی یا درد میتوانند معاینه دستی و سونوگرافی را پیگیری کنند. نفیسی با اشاره به تفاوت تودههای سرطانی و خوشخیم گفت: کمتر از ۱۰ درصد تودههای بدخیم با درد همراهاند و ۹۰ درصد تودههای سرطانی هیچ دردی ندارند؛ ازاینرو بیماران بهاشتباه تصور میکنند نبود درد نشانه بیخطری توده است. به گفته او بسیاری از تودهها خوشخیم هستند و تنها نیازمند پایش ششماهه برای بررسی عدم رشد هستند و ضرورتی برای جراحی یا تخلیه آنها وجود ندارد. وی یادآور شد: ۸۵ درصد افراد مبتلا به سرطان سینه، نخستین فرد در خانواده خود هستند و هیچ پیشینه ابتلایی در میانبستگان پدری یا مادری خود ندارند. بنابراین غربالگری برای افرادی که سابقه خانوادگی ندارند هم ضروری است.
2 122
چرا فمینیستها باید با مجازات اعدام مخالفت کنند؟
نوشتهای از سیلویا فدریچی، یکی از برجستهترین نظریهپردازان در زمینه فمنیسم و تاریخ زنان
«من هرگز چنان دردی را که آن شب کشیدم، تجربه نکرده بودم؛ شبی که پسرم ... مُرد. فکر نمیکردم بتوانم آن را تاب بیاورم، و حتی مطمئن نیستم که میخواستم زنده بمانم ... از صمیم قلب آرزو میکنم، هیچ مادرِ دیگری هرگز مجبور نباشد آن نوع درد را، دوباره تجربه کند...» مادرِ یک زندانی اعدامشده موضوعاتِ معاصرِ اندکی وجود دارند که فمینیستها به آنها نپرداخته باشند. فقر، تبعیض نژادی، نابودی محیطزیست و جنگ، تنها چند مورد از مسائلی هستند، که همگی در ادبیات فمینیستی جایی به خود اختصاص دادهاند. در مقابل، اما اگر همان آثار فمینیستی را زیرورو کنیم، حتی در یافتنِ یک مقاله دربارۀ مجازات اعدام ناکام خواهیم ماند. برای مثال، در یک شمارۀ ویژه که اخیراً از مجلۀ «هیپاتیا» (یک نشریۀ مهم در حوزۀ فلسفی فمینیستی) با عنوان «زنان و خشونت» منتشر شده (دورۀ ۱۱، شمارۀ ۴، پاییز ۱۹۹۶) چندین مقاله را به مسئلۀ جنگ اختصاص دادهاند. اما در این نشریه، تنها یک اشارۀ گذرا به مجازات اعدام شده است، که همان نیز در مقالهای از کلودیا کارت است، که نویسنده به شیوهای غیرمتعهدانه و تا حدودی دوپهلو، امکان وضع مجازات اعدام را بهعنوان مجازاتی برای تجاوز جنسی در جنگ متصور میشود و سپس، به این نتیجه میرسد (که متأسفانه دلایل و پیامدهای آن را بررسی نمیکند) که زنان احتمالاً از چنین اقدامی حمایت نخواهند کرد: «مجازاتی که مردان برای تجاوز جنسی در جنگ وضع کردهاند، اغلب مرگ بوده؛ مجازاتی که تقریباً هرگز در جاهایی که هیچ قتلی رخ نداده، اجرا نشده است، مگر اینکه انگیزهای نژادپرستانه وجود داشته باشد، و در آن صورت، اتهام تجاوز ممکن است صرفاً جنبۀ تحریکآمیز داشته باشد و سببِ آشوب شود. وضع مجازات اعدام برای تجاوز جنسی، روشی مطمئن برای تضمین این است که این مجازات اِعمال نخواهد شد، مگر اینکه دلیل دیگری (مانند نژادپرستی) وجود داشته باشد. من تردید دارم که زنان بیشتر از مردان تمایل داشته باشند که مجازات اعدام را اِعمال کنند.» اینکه چرا فمینیستها در مورد مسئلۀ مجازات اعدام اینقدر سکوت کردهاند، موضوعی نیست که بخواهم در این مقاله به آن بپردازم. هدف من در اینجا فقط شکستنِ این سکوت است. بهطور خاص، هدف من استدلال بر این امر است که دلایل زیادی وجود دارد که چرا فمینیستها باید با مجازات اعدام مخالفت کنند....click to read the full article
2 122
Repost from Sāvis
زندگینامه مهرانگیز منوچهریان؛
نخستین زن ایرانی که دکترای حقوق گرفت و از فعالترین مبارزان جنبشهای زنان ایران
Click to read the article
2 122
کشور اتریش، قانونی منع حجاب (حجاب سر و برقع) برای دختران زیر ۱۴ سال در مدارس را به تصویب رساند.
پیشتر دو کشور دیگر اتحادیهی اروپا، فرانسه و کوزکو نیز چنین قانونی را اعمال کرده بودند.
2 122
زندگینامه مهرانگیز منوچهریان؛
نخستین زن ایرانی که دکترای حقوق گرفت و از فعالترین مبارزان جنبشهای زنان ایران
Click to read the article
2 122
Repost from engayings.
- لزبین he/him چیه؟
جایی که این بحث برای خیلیها گیجکننده میشه اونجاست که pronoun/ضمیر با جنسیت/gender مترادف فرض میشن. اینجوری تا he/him میشنوید، فکر میکنید هویتیابی طرف مقابل حتما مردانهست یا طرف یک مرد ترنسه؛ درحالی که لزوما اینطور نیست. ضمیر بهتنهایی جنسیت یک نفر رو تعیین نمیکنه. همونطور که یک فرد نانباینری میتونه از ضمایر مختلفی به جز they هم استفاده کنه، یک فرد میتونه خودش رو مرد ندونه و با ضمیر مسکیولین احساس راحتی بیشتری داشته باشه. یک لزبین میتونه مجموعهای از ضمایر مختلف رو داشته باشه بدون این که این با هویتش تناقضی ایجاد کنه. اینکه کسی از he/him استفاده میکنه، بهخودیخود به این معنی نیست که خودش رو مرد میدونه یا باید خودش رو مرد بدونه. برای بعضی لزبینها، مخصوصا بعضی butchها و افرادی که سلف اکسپرشنِ مسکیولین دارن، استفاده از ضمایر یا حتی کلمات و عنوانهای مسکیولین میتونه بخشی از نحوهای باشه که ابراز از جنسیت و lesbian identity خودشون رو تجربه میکنن. میتونه یک شکل از مسکیولینیتی و gender nonconformity باشه بدون این که فرد مقابل مرد فرض بشه.- دلیل این که بعضی لزبینها، بهخصوص butchها، با این ضمیر هویتیابی میکنن و میکردن چیه؟
برای یکسری از لزبینها، حتی اگر خودشون رو مسک ندونن، جواب میتونه خیلی ساده باشه: ضمیر he/him یا عناوین مسکیولین براشون احساس راحتی و یوفوریای بیشتری داره. لازم نیست پشت انتخاب یک ضمیر تئوری پیچیده درباره جنسیت وجود داشته باشه. اما ! برای بعضیهای دیگه که self-expression مسکیولین دارن یا خودشون رو butch میدونن، این انتخاب میتونه با نحوهای که مسکیولینیتی رو تجربه میکنن ارتباط داشته باشه؛ مثلاً ممکنه فرد با خطابشدن توسط همه مردم به شکل زنانه احساس ناهماهنگی و معذب بودن کنه، اما در عین حال خودشون رو مرد ندونه. این پدیده لزوماً چیز جدیدی نیست پس فکر نکنید که هیچوقت توی تاریخ و فضاهای لزبینها جایگاهی نداشته و الان یهویی داره توسط woke به عنوان کوییرهای قرن ۲۱ بهمون تحمیل میشه. =) از حقیقت فرار نکنیم. تاریخ لزبین همیشه پر از آدمهایی بوده که رابطهشون با جنسیت، فمننیتی، مسکیولنیتی، نقش اجتماعی و زبان و عناوین جنسیتی، مطابق با هنجارهای معمول و انتظارات جنسیتیِ جامعه نبوده. (احتمالا جز معدود جوامعی هستیم که انقدر تنوع توی جندر اکسپرشن و هویت جنسیتی داریم و همیشه هم داشتیم. نمیتونیم این فکت رو نادیده بگیریم.) - حتی در منابع تاریخی مربوط به لزبینها در قرن بیستم، رابطهٔ یک بوچ با masculinity به شکل "تلاش برای مرد بودن" توصیف نشده. بعضی از این افراد مشخصاً با ویژگیها و عناوین و ضمایر مسکیولین راحت بودن بدون اینکه خودشون رو مرد بدونن؛ پژوهشهای تاریخی نشون میدن که موقعیت جنسیتی که با هویتیابی بوچ ایجاد میشده، مبهم و خارج از مرزهای معمول زن/مرد بوده. مهمه توجه کنیم که طی تاریخ لزبینها، استفاده از ضمایر و عناوینی که زنانه نیستن در جوامع مختلفی ثبت شده. برای مثال، در پژوهش مربوط به جامعهی francophone lesbian بین ۱۹۵۵ تا ۱۹۷۵، برخی بوچها با اسمها و عناوین این شکلی خطاب میشدند. از جمله استفاده از il (he) به جای elle (she) و حتی عنوان Monsieur (sir) برای بعضی افراد. از طرفی هم، گاهی بوچها و مسکها طی اون دههها، صرفا با خارج شدن از انتظار جامعه از زنانگی و جنسیت، توی بخشهایی از جامعه به طور خودکار با ضمایری به جز she her خطاب میشدن و عناوین و نقشهای غیر زنانه بهشون نسبت داده میشده و بعضیهاشون به عنوان راهی برای بقای بهتر در جامعه و یا از روی حس راحتی بیشتر، از همین عناوین و نقشهای مسکیولین برای خودشون استفاده میکردن. بعضی بوچها هم فقط راحتن پارتنر یا دوستانشون feminine خطابشون کنن نه همه اعضای جامعه. - پس اگر امروز یک لزبین میگه "من he/him رو ترجیح میدم"، این انتخاب لزوما یک مفهوم جدید یا بیریشه در تاریخ ما نیست. تجربه لزبین مدرن صد در صد با یک لزبین در قرن بیستم یکی نیست و این برای ضمایر هم صادقه؛ اما ایدهی اینکه یک فرد لزبین میتونه جنسیت رو به شکلی تجربه کنه که با زن بودنِ هنجاری جور در نمیاد، قطعا ریشه تاریخی هم داره. به همین دلیل، بهتره he/him lesbian رو نه به عنوان یک چیز اضافی یا تناقض ببینیم و نه به عنوان چیزی که الزاماً باید با لیبل جنسیتی خاص توضیح داده بشه. برای بعضی افراد، he/him بخشی از gender identity اونهاست؛ برای بعضی بخشی از gender expression یا butchness؛ و برای بعضی فقط ضمیریه که باهاش احساس راحتی بیشتری دارن. در نهایت، pronoun یک ابزار برای اشاره به آدمه، نه یک تست تعیین جنسیت و گرایش. همونطور که هرکی ترجیح میده یک سبک لباس خاص بپوشه مرد نیست، هرکی پرونون خاصی ترجیحشه، لزوما مرد محسوب نمیشه.
2 122
گزارش ماهانه ههنگاو از نقض حقوق زنان در ایران، آگوست ۲۰۲۶
اجرای حکم اعدام ۶ زن در آگوست
۱ـ مهتاب شیرمحمدی اهل تبریز از بابت اتهام قتل عمد در زندان مرکزی یاسوج اعدام شد. ۲ـ مرضیه نیری اهل قزوین از بابت اتهام قتل عمد در زندان مرکزی قزوین اعدام شد. ۳ـ دنیا محمدی اهل ایوانغرب از بابت اتهام قتل عمد در زندان مرکزی ایلام اعدام شد. ۴ـ فاطمه کمال زارع اهل کرج از بابت اتهام قتل عمد در زندان مرکزی کرج اعدام شد. ۵ـ زهرا عزیزپور اهل اردبیل از بابت اتهام قتل عمد در زندان مرکزی رشت اعدام شد. ۶ـ آرزو رستاد اهل اصفهان از بابت اتهام قتل عمد در زندان مرکزی اصفهان اعدام شد.ثبت بازداشت ۲۰ فعال زن در ماه آگوست ۲۰۲۶
طی ماه گذشته میلادی دستکم ۲۰ فعال زن توسط نهادهای امنیتی بازداشت شدهاند که معادل ۱۷٪ آمار بازداشتیها در این ماه میباشد. دستکم ۷ زن بهایی و ۸ زن کورد بازداشت شدهاند و اسامی آنها به شرح زیر است؛ ساری: ۱ـ ثریا منوچهرزاده ۲ـ مارال روشنی ۳ـ نگار بدیعی ۴ـ شیما سنایی ۵ـ فاخره زاهدی مهاباد: ۶ـ شیرین مسعودی ۷ـ سیران عربی اصفهان: ۸ـ صریر موقن ۹ـ الهام خلص ایرانشهر: ۱۰ـ شیما بامری ۱۱ـ صائمه بامری ارومیه: ۱۲ـ بفرین احمدوش چالدران: ۱۳ـ زهرا پیردهقان ماکو: ۱۴ـ پروین راسق قزلباش بندرعباس: ۱۵ـ لیلا معلمی پیرانشهر: ۱۶ـ نازنین حسین پور دیواندره: ۱۷ـ مریم مرادیان آبدانان: ۱۸ـ راضیه هاشمی دزفول: ۱۹ـ نجمه سادات بنیان مشهد: ۲۰ ـ مریم تجنگیصدور حکم حبس برای فعالین زن
در آگوست ۲۰۲۶ ترانه رحیمی زن اهل اصفهان توسط دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران به اعدام محکوم شده و در مجموع ۲۶ زن جمعاً به ۱۳۲ سال و ۹ ماه و ۱ روز حبس تعزیری و ۶ سال و ۶ ماه حبس تعلیقی محکوم شدهاند. همچنین یک زن به ۳۱ ضربه شلاق محکوم شده است. دستکم ٧ فعال زن بهایی و ۴ فعال زن کورد به حبس محکوم شدهاند و اسامی زنانی که به اعدام و یا حبس محکوم شدهاند به شرح زیر است؛ ۱ـ آزاده یعقوبی اهل مشهد به ۳ سال و ۶ ماه حبس محکوم شده است. ۲ـ شقایق افشار نجفی اهل قزوین به ۹ سال حبس محکوم شده است. ۳ـ یلدا معیری اهل تهران به ۱۵ سال حبس محکوم شده است. ۴ـ تارا فرهنگیان اهل قروه به ۱ سال حبس و ۳۱ ضربه شلاق محکوم شده است. ۵ـ هما تیموری اهل تهران به ۵ سال حبس محکوم شده است. ۶ـ نازنین الیاسی (گلاله) اهل مهاباد به ۲ سال حبس محکوم شده است. ۷ـ فاطمه صفری اهل زنجان به ۵ سال حبس محکوم شده است. ۸ـ فرانک ذبیحی اهل قائمشهر به ۲ سال حبس محکوم شده است. ۹ـ لیلا معلمی اهل بندرعباس به ۱۰ سال حبس محکوم شده است. ۱۰ـ آذر یاهو اهل مشهد به ۱ سال حبس تعزیری و ۲ سال حبس تعلیقی محکوم شده است. ۱۱ـ زهرا ربانی اهل بجنورد به ۷ ماه و ۱۶ روز حبس محکوم شده است. ۱۲ـ هیوا سیفیزاده اهل تهران به ۴ سال حبس محکوم شده است. ۱۳ـ منیژه خشنود اهل بوکان به ۳ ماه حبس محکوم شده است. ۱۴ـ زهرا گلابیان اهل ساری به ۲ سال و ۱۵ روز حبس محکوم شده است. ۱۵ـ بنفشه اسدیان عربی اهل ساری به ۲ سال و ۱۵ روز حبس محکوم شده است. ۱۶ـ آناهیتا کوشکباغی اهل ساری به ۲ سال و ۱۵ روز حبس محکوم شده است. ۱۷ـ نسیم صمیمی اهل ساری به ۲ سال و ۱۵ روز حبس محکوم شده است. ۱۸ـ امیلیا فنانیان اهل ساری به ۲ سال و ۱۵ روز حبس محکوم شده است. ۱۹ـ ملودی صمیمی اهل ساری به ۲ سال و ۱۵ روز حبس محکوم شده است. ۲۰ـ نجمه امینی اهل مشهد به ۱۲ سال و ۶ ماه حبس محکوم شده است. ۲۱ـ ترانه رحیمی اهل اصفهان به ۱۱ سال حبس و اعدام محکوم شده است. ۲۲ـ رومینا رحیمی اهل اصفهان به ۳۶ سال حبس محکوم شده است. ۲۳ـ ستایش ساعدی اهل اصفهان به ۱۶ سال حبس محکوم شده است. ۲۴ـ زهرا جعفری اهل سبزوار به ۱ سال و ۶ ماه حبس تعلیقی محکوم شده است. ۲۵ـ فاطمه بارقندی اهل سبزوار به ۱ سال و ۶ ماه حبس تعلیقی محکوم شده است. ۲۶ـ نازنین زهرا موسوی ۱۷ ساله و اهل سبزوار به ۱ سال و ۶ ماه حبس تعلیقی محکوم شده است.ثبت ۱۹ مورد زنکشی در آگوست ۲۰۲۶
طی ماه آگوست ۲۰۲۶ دستکم ۱۹ زن در شهرهای مختلف ایران کشته شدهاند که اکثریت مطلق آنها توسط افراد نزدیک خود از جمله همسر به قتل رسیدهاند. بر طبق این گزارش ۱۰ زن توسط همسر، ۲ زن توسط پدر، ۲ زن توسط همسران سابق، ۱ زن توسط دایی، ۱ زن توسط داماد و ۱ زن نیز توسط فردی نامعلوم به قتل رسیدهاند از مجموع ۱۹ مورد زنکشی دستکم ۱ مورد از زنکشیها با انگیزه ناموسی ثبت شده است. همچنین ۱۶ زن به دلیل اختلافات خانوادگی، ۱ زن با انگیزه تجاوز و ۱ زن نیز به دلایل نامعلوم به قتل رسیده است. تفکیک قتل زنان بر حسب استان
استانهای تهران و مازندران: هر کدام ۴ مورد استان خراسان رضوی: ۳ مورد استان کوردستان (سنه): ۲ مورد استانهای فارس، کرمان، کرمانشاه، سیستان و بلوچستان، آ.غ (ارومیه) و آذربایجانشرقی: هر کدام ۱ مورد Source: Hengaw
2 122
مطهره گونهای روز گذشته به زندان اوین منتقل شد.
مطهره گونهای فعال دانشجویی و دبیر سیاسی سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران است. او از دانشجویانی بود که در چند مرتبه در سالهای ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۴ بازداشت شده است.
حکمش ۱۵ ماه زندان است و دادگاه در متن رأی صریح نوشته: چون احکام تعزیری قبلی بر او اثر نکرده، مجازات تشدید شده است.
جرم مطهره چیزی جز نوشتن حقیقت نبود...
صدای مطهره گونهای باشیم
2 122
زندگینامه فاطمه سیاح؛
اولین استاد زن دانشگاه تهران و از پیشگامان مبارزه برای حقوق زنان در ایران پهلوی
Click to read the article
2 122
پرونده لیندسی کلنسی؛ روانپریشی پس از زایمان یا قتل ؟
دادگاه لیندسی کلنسی، پرستار ۳۵ ساله آمریکایی که در ژانویه ۲۰۲۳ سه فرزند خردسال خود را به قتل رساند، روز دوشنبه دومین هفته رسیدگی را پشت سر گذاشت؛ مرحلهای که انتظار میرود سرنوشت پرونده را رقم بزند. پس از یک هفته شهادتهای تکاندهنده، بازدید هیئت منصفه از خانه محل وقوع قتل و روایت پدر کودکان از شبی که زندگی و خانوادهاش نابود شد، اکنون تمرکز دادگاه بر مهمترین پرسش این پرونده قرار گرفته است: آیا لیندسی کلنسی هنگام کشتن فرزندانش دچار روانپریشی پس از زایمان بود و توان تشخیص واقعیت را از دست داده بود، یا اینکه قتلها را با برنامهریزی قبلی انجام داد و باید مسئولیت کامل کیفری اعمال خود را بپذیرد؟
Click to read the full article
