ch
Feedback
اَفگار

اَفگار

关闭频道
1 503
订阅者
-924 小时
+2547
+21130
帖子存档
وقتی که تمام مردم شهر به خواب می روند من در کوچه ها تو را قدم میزنم

Max Richter – The End Of All Our Exploring.mp38.34 MB

صلح است میان کفر و اسلام با ما تو هنوز در نبردی

از تو فقط خاطره ایی دور دست باقی مانده خاطره ایی مثل ابر خاطره ایی مثل باد خاطره ایی که همه ی تکه هایش کم کم از هم گسست

گاهی سخت کار ‌ِدنیا فراموش کردن یک نگاه بود

GOABMUSİC_–_Beni_Al_Ta_Ki_Seni_Görene_Kadar_Kursad_Kahraman_Remix.m4a3.90 MB

انگار در تو چیزی هست که به من تعلق دارد چیزی که در هیچ کس نیست

هیچ گاه مرگ عشق را باور نداشتم عشق شاید کمرنگ شود ولی فراموش؟ هرگز

دلم می دوید درها و پنجره ها را باز کند عقل اما مشت می‌کوبید بر دهان تمام خواسته ها

دلم می دوید درها و پنجره ها را باز کند عقل اما مشت می‌کوبید بر دهان تمام خواسته ها

Peter Cavallo, Joni Fuller – Elegy for Viola.mp36.52 MB

آدم هر‌ چه بیشتر میفهمد آرام تر میشود فهم دشمن ‌ِآشوب است

باید از احساست بزرگ تر بشوی وگرنه سیل احساست تو را از جا میکَنَد و خورد میشوی

ترسناک‌ترین بخش زندگی آنجا بود که آدم به چیزی تبدیل می‌شد که همیشه از آن میترسید

+چرا فرار می‌کنی؟ _می‌ترسم +از من؟ _نه، از عشق

تو را که میدیدم جهان آهسته تر میشد

شب فراق به صبح وصال در نشود

برخی چراها را دفن کن در گورستان دلت و هرگز به آن سر نزن

تمام تنم اشک شد به جز چشم هایم

جزئیات جهان را بیش از دیگران حس می‌کرد، به آسمان بیشتر از اجسام زمینی نگاه می‌کرد و طریقه‌ای از زندگی را در پیش می‌گرفت که به جنون نزدیک‌تر بود تا زندگی عادی