143
订阅者
无数据24 小时
+27 天
+1230 天
数据加载中...
吸引订阅者
九月 '26
九月 '26
+5
在0个频道中
八月 '26
+14
在1个频道中
Get PRO
七月 '260
在0个频道中
Get PRO
六月 '26
+7
在1个频道中
Get PRO
五月 '26
+8
在0个频道中
Get PRO
四月 '26
+2
在1个频道中
Get PRO
三月 '260
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+1
在0个频道中
Get PRO
一月 '26
+1
在0个频道中
Get PRO
十二月 '25
+27
在1个频道中
Get PRO
十一月 '250
在1个频道中
Get PRO
十月 '25
+100
在2个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 12 九月 | 0 | |||
| 11 九月 | 0 | |||
| 10 九月 | 0 | |||
| 09 九月 | 0 | |||
| 08 九月 | 0 | |||
| 07 九月 | +1 | |||
| 06 九月 | 0 | |||
| 05 九月 | +1 | |||
| 04 九月 | 0 | |||
| 03 九月 | 0 | |||
| 02 九月 | +3 | |||
| 01 九月 | 0 |
频道帖子
| 2 | فکر کنم اگه میم پست کنم، انگارش بهمراتب کانال موفقتری خواهد بود. | 33 |
| 3 | یک کاربرد اون رابطهی چند شب پیش که خیلی یکهویی بحثش رو باز کردم در این مسئلهست. با این روش میتونیم فقط با یک مرتبه وزنکشی وضعیت هر کسیه رو مشخص کنیم. | 57 |
| 4 | led-zeppelin-achilles-last-stand-remaster.m4a | 60 |
| 5 | شهودیش اینه که باید هر ضریب رو نسبت به ضرائب قبلی، از دامنه impact متغیرهای قبلی بهاندازه کافی بزرگتر بذارید تا بتونیم از روی Wای که بهوجود میاد، بهطور یکتا x_iها رو مشخص کنیم.
مثلاً اگر قرار بدیم c_1=1، باید c_2 رو بذاریم یه عددی که c_1x_1 نتونه از هیچ طرفی تاثیر c_2x_2 رو قایم کنه. چون x_1 از -k تا k تغییر میکنه، کافیه که c_2 از طول این بازه یعنی 2k بزرگتر باشه که در جمع
c1x1+c2x2
عبارتها نتونن هم دیگه رو قایم کنند. پس مثلاً برای c_2 یه پاسخ مناسب 2k+1عه. از روی این بخوایم درباره c_3 نتیجه بگیریم چطور؟ c_iها مثبتن، x1,x2 در بازه -k تا k تغییر میکنن. پس برای c1,c2 ثابت، برای اینکه تا قبل از اضافه شدن c3x3، همچنان نقاطی خارج از دسترس باقی بمونن که نشه تاثیرش رو قایم کرد باید c_3 طوری باشه که حتی برای x=1 یا x=-1 هم تاثیر به قدری بزرگ باشه که متوجهش بشیم. یعنی لازمه که c_3 از اندازه تفاضل حداکثر و حداقل عبارت c1x1+c2x2 که به ازای x1=x2=k,-k رخ میدن بزرگتر باشه. که این تفاضل رو اگر حساب کنید میشه 2k(c_1+c_2). پس یک پاسخ مناسب برای c_3، عدد 2k(c_1+c_2)+1عه. با یکم کار جبری و استقرایی میتونید از چیزی که گفتیم نتیجه بگیرید برای ضریب c_i، اگر همه ضرائب قبلی را در حداقل ممکن تنظیم کرده باشیم، یک پاسخ مناسب از این رابطه بدست خواهد اومد:
c_i=(2k+1)^i
اگر بخواید هم دقیق بپردازید به مسئله، باید ببینید بردار cهایی که ضرب داخلیشون در بردار x=(x_i)، یکبهیک نیست چه خاصیتی دارن، که در "عکس و نقیضش" بفهمیم بردار c مطلوب ما باید چه خواصی داشته باشه و با یکم کار جبری و با استفاده از نامساویها نتیجه بگیریم فرمول قبلی معتبره.
و این در کل نکته جالبیه که ما تونستیم با این روش چندین اطلاعات رو در یک عدد W خلاصه کنیم بهطوری که هیچکدوم از دست نرن.
@TheEngaresh | 74 |
| 6 | مسئله:
در معادلهی زیر، c_iها را مستقل از W مقداردهی کنید تا برای x_iهای صحیحی که مقادیرشان را از بازه متقارن -k تا k میگیرند، پاسخی یکتا بدست آید.
c_1x_1+c_2x_2+\dots+c_nx_n=W
@TheEngaresh | 81 |
| 7 | The rusted chains of prison moons
Are shattered by the sun
I walk a road, horizons change
The tournament's begun
The purple piper plays his tune
The choir softly sing
Three lullabies in an ancient tongue
For the court of the CRIMSON KING! | 91 |
| 8 | در ضمن، اگر به بحثهای tech و اینها علاقهمندید، خوبه که این کانال از یاسین و ایلیا رو داشته باشید.
https://t.me/TheBootSector | 108 |
| 9 | تلگرام جای شلوغیه. ما هم انتظار نداشتیم که شما بحث هیجانانگیز "امشب میزنن؟" رو رها کنید و بشینید این پست و این پست رو بخونید. برای همین با کمک ایلیا و با همراهی کلاد عالیقدر، بر اساس این دو تا پست، این لینک رو آماده کردیم که بتونید بهصورت visual توضیحات و مثالهای عددی پارادوکسها در این روشها رو ببینید. حتی خودش توضیحات بیشتری هم آورده و نسبت به انتظار اولیه خودمون که خیلی overdeliver کرده. طبیعتاً بینقص نیست ولی خب امیدوارم ارزش تریلیونها توکن مصرف شده رو داشته باشه. اگر دوستداشتید، بعد از اینکه بهش نگاهی انداختید با دوستانتون هم بهاشتراک بگذاریدش.
@TheEngaresh | 108 |
| 10 | بخش دوم: قضیه عدم امکان آرو و اثباتی بر آن
در این فایل، سعی کردم بهطور مختصر، یک اثبات ساده برای قضیه عدم امکان آرو رو بازنویسی کنم. اثباتهای پیچیدهتری هم برای این قضیه هست اما برای دنبال کردن این نسخه، خیلی نیازی به دانش پیشرفتهای ندارید. و فقط کافیه که با بازیهای منطقیش راحت باشید.
@TheEngaresh | 103 |
| 11 | بخش یکم - زیربخش دوم : مهمترین سیستمهای انتخاباتی، کاربردها و ایرادهاشون
یک تعداد از روشهای احتمالاً کمتر شنیدهشده باقی مونده بود که بد نیست اگر بررسیشون کنیم. بهقول فرنگیها Insightهایی برای ادامه کارمون بهمون میده.
4.روش «Condorcet»:
شاید به ذهن شما هم رسیده باشه که برای حل مشکلات قبلی، چرا نیایم بین هر دو نامزد یک رقابت تکبهتک برگزار کنیم؟ خب این ایده رو سالها پیش بررسی کردن. اولین مشکلش اینه که با افزایش تعداد نامزدها، C(n,2) که تعداد رقابتهای لازم بین کاندیداهاست، با اردر n^2 رشد میکنه و خب احتمالاً پاسخدادن به رقابتهای دوبهدو در عمل برای رایدهندهی بیحوصله سخت میشه و فرسوده میشه. شاید این روش برای یک n محدود یا n کوچک، مثلاً یک سازمان بد نباشه. اما مشکل بعدیش اینه که گاهی ممکنه با چرخههایی روبرو بشیم که ما رو به نتیجه قاطعی نرسونه. مثلاً فرض کنید با سه نامزد A,B,C طرف باشیم. A از B ببره، B از C ببره و C از A ببره. در این موقعیت هیچ کاری نمیتونیم از پیش ببریم. به همچین چرخهای که درش گیر میکنیم، میگن پارادوکس کندورسه.
5.روش «Borda Count»:
در این روش وقتی با N نامزد مواجه هستیم، به هر رایدهنده این امکان رو میدیم که بر اساس ترتیب ترجیحیش از نامزدها، شروع کنه بهشون امتیاز دادن. مثلاً به اولویت اولش N امتیاز بده، به اولویت دومش N-1 امتیاز و... تا برسه به اولویت آخرش که دیگه باید 1 امتیاز بهش بده. مشکلش چیه؟ اولاً هنوز این امکان وجود داره که نامزدی که در این روش شکست میخوره، در رقابتهای تکبهتک عملکرد بهتری میداشته. یک ایراد دیگه میتونه این باشه: شما با اینکه مثلاً بعد از فرد A، فرد B رو با کمی اختلاف نامزد بهتری میدونید، برای اینکه فرد B تهدیدی برای پیروزی A نباشه، بهش امتیاز خیلی کمتری میدید. و وقتی همه این کار رو بکنن، این باعث میشه، خروجی این سیستم رایگیری واقعاً اون چیزی نباشه که تهش ترجیح میدادن، یا فرد B که لیاقت جایگاه بالاتری رو داشته، جایگاهش سقوط کنه. با این وجود، از این روش مثلاً برای انتخاب اعضای جدید کلابها استفاده میشه.
6.روشهای غیرترتیبی(غیر Ordinal):
اگر مقدمه بحث رو دنبال کرده باشید، ته ماجرا براتون اسپویل شده! ما با استفاده از قضیه آرو میتونیم ثابت کنیم روشهای اردینال (که با ترتیب اولویت نامزدها در ذهن رایدهندگان سر و کار دارند)، نمیتونن خواص مد نظر ما رو داشته باشن. بعد از اینکه این قضیه مطرح و تثبیت شد، این راه حل رو پیشنهاد دادن که بیایم به جای اینکه از قبل جایگاه نامزدها نسبت به همدیگه رو درنظر بگیریم، به رایدهنده این امکان رو بدیم که به هر نامزد در بازهای از 0 تا عددی مثبت امتیاز بده. خب در نگاه اول انگار مشکلساز نیست. اما واکنش طبیعی خیلی از افراد میتونه این باشه که برای بالا بردن شانس پیروزی نامزد مد نظرشون، به اون امتیاز کامل بدن و باقی رو صفر رد کنن. یعنی دوباره سیستم رو همارز میکنن با همون سیستم اردینال «Plurality» و همون مشکلات... . به این پدیده میگن «Bullet Voting». (البته این روشهای Cardinal که غیر ترتیبی هستند نوع دیگهای هم دارن به اسم «Approval Voting» که در اون شما میتونید چند نفر از بین نامزدها رو انتخاب کنید و بهشون رای بدید. که خب میشه نشون داد در شرایطی دقیقاً با همون مشکلات قبلی روبرو میشن، مثلاً وقتی که مردم سعی میکنن شانس پیروزی نامزد محبوبشون رو بالا ببرن و فقط یک نفر رو انتخاب کنند.)
@TheEngaresh | 110 |
| 12 | فکر کنم به عنوان عضو سابق علیالبدل شورای مدرسه، خیلی چیزها بتونید ازم یاد بگیرید. 😂 | 35 |
| 13 | بخش یکم - زیربخش یکم : مهمترین سیستمهای انتخاباتی، کاربردها و ایرادهاشون
اول اینکه، اصولاً وقتی پیچیدگی به این موضوع اضافه میشه که بیشتر از 1 رایدهنده و بیشتر از 2 نامزد انتخاباتی داشته باشیم. پس این حالته که موضوع مطالعه ماست!
1.روش «Plurality»:
طبیعیترین پاسخی بوده که به ذهن آدمها رسیده. یعنی روشی که در اون، هر رایدهنده به نامزد دلخواهش رای بده و در نهایت نامزدی با بیشترین آراء نسبت به سایرین، برنده این انتخابات اعلام بشه. احتمالاً اولین مشکلی که به چشم شما هم میاد این باشه که، وجود یا عدم وجود یک نامزدی که در رقابت تنگاتنگ با دو نامزد با بیشترین آراء نیست، میتونه روی اینکه کدوم برنده بشه تاثیر بذاره! خودتون هم میتونید برای این مورد مثال عددی بزنید یا مواردی تاریخی این پدیده رو پیدا کنید. اما بهطور خلاصه: حالتهایی وجود دارد که یک نامزد ثالث(غیر از دو نفر اول) با شرکت در این انتخابات، صف رایهای یکی از دو نامزد با بالاترین رای را شکسته باشد و بر نتیجهی انتخابات بهطور غیر مستقیم تاثیر بگذارد. از این روش در انتخابات سنا و کنگرهی امریکا استفاده میشه.
2.روش «Plurality with run-off»:
برای حل مشکلی که وجود نامزدهای ثالث در روش Plurality برای رقابت بین دو نامزد اول بهوجود میآورد، این روش رو ارائه کردن. در اینجا کاری که میکنیم به این شکله: هر شخص به نامزد دلخواه خود رای میدهد، دو نامزد با بیشترین آراء به مرحله بعد میروند و یک بار از اول با هم رقابت میکنند. آیا در این روش مشکلی وجود داره؟ باید گفت بله. کاندیداهایی که میانهروتر هستند، شانس راهیابیشان به مرحله بعدی کمتر است چون دو سر طیف اولویت اولشان احتمالاً تندروترین نماینده جریانشان است.، در صورتی که ممکن بود کاندید میانهرو در رقابت تکبهتک با کاندیدهای تندرو برنده باشد(چون حداقل کاندید میانهرو برای افراد تندرو در دو طیف، مطلوبیت بیشتری دارد تا اینکه یکی از جریان 180 درجه مخالفشان انتخاب شود.). با این وجود از این روش برای انتخاب رئیس جمهور در فرانسه استفاده میکنن.
3.روش «Instant run-off/the Hare system»:
بهتر بود جلوتر این رو میگفتم، هرچند نیازی نبود برای دو روش قبلی! فرض ما در این تحلیلها که فرض معقولی هم هست، اینه که همه رایدهندهها ترتیب مشخصی از ترجیحاتشون برای نامزدها دارند که میتونیم هر تعدادبار که لازم باشه بهش رجوع کنیم. در این روش کاری که میکنیم به این شکله: ابتدا هر رایدهنده ترتیب مدنظرش برای ترجیح نامزدها رو مشخص میکنه. بعد از نامزدی که کمتر از همه، در اولویت اول بوده شروع میکنیم، اون رو حذف میکنیم و رای افراد رو به سایر نامزدها بر اساس اولویت بعدی انتقال میدهیم. این کار را آنقدر ادامه میدهیم تا به نامزدی با اکثریت مطلق، یا تنها به یک نامزد برسیم. در ابتدا شاید بنظر بیاد که این روش، روش بینقصی باشه. شاید برای درک نقصش، بررسی یک مثال عددی کار خوبی باشه. ولی میتونم اینجا سادهتر اینو بگم: در این روش حالتهایی پیش میاد که نامزدی که در ابتدا در اولویت اول خیلی از افراد بوده، با انجام تکرارها از الگوریتمی که گفتیم، فرصت زیادی برای جهش از حذف دیگری نداشته باشد و حذف شود. در واقع یعنی گاهی رای اولیه کمتر اینجا شانس پیروزی بیشتری میده! و خب کشورهایی هستن که از این روش برای انتخاباتشون استفاده میکنن مثل ایرلند و استرالیا. و بعضی از شوراهای محلی شهرهای امریکا...
سیستمهای دیگهای هم مونده که احتمالاً توی یک پارت دومی بنویسمشون. در آخر هم برای اینکه بتونید مثالهای عددیش رو ببینید، (اگه خودتون ندیدید) یه ایدهای دارم که شاید با کمک یکی از دوستان پیادش کنم.
@TheEngaresh | 110 |
| 14 | حالا که بحث رایگیری شد، بگید کدوم رو بیشتر ترجیح میدید یا بیشتر باهاش راحتید: | 101 |
| 15 | در حقیقت هم این پرسش بیشتر یه کلیکبیت بود. تهش نتیجهگیری نمیگیریم که دموکراسی ممکنه یا یا نه. نتیجه دقیقتری که میگیریم اینه که هیچ سیستم رتبهبندیای نمیتونه با معیارهای مد نظر ما، بهطور عادلانه و عقلایی، رتبهبندی تکتک افراد رو به رای گروه افراد تبدیل کنه. یعنی بیشتر روشهایی که میشناسیم، با Trade-offهای مهمی روبرو هستند نه اینکه از اساس غلط باشن.
طی روزهای آینده میخوام بر اساس یه یادداشت/جزوهای که بهدستم رسیده، نکات جالبتر و دقیقتری از این ماجرا رو بررسی کنیم. امیدوارم که براتون جالب باشه. | 115 |
| 16 | تهش هم احتمالاً به حال خودتون بخندید که از تو ایران نشستیم داریم اینا رو نگاه میکنیم. و اینکه اینها بیشتر درباره ممکن بودن یا نبودن "How to"عه و نه "Why to". پس لطفاً بر اساس عنوان این پست، در تبدیل بحث به تاریخ اندیشه سیاسی عجله نکنید. | 115 |
| 17 | آیا دموکراسی واقعاً ممکن است؟
اگه اینجا هستید و توی یوتوب هم زیاد میچرخید، شانس خوبی وجود داره که Veritasium رو بشناسید و این ویدئو رو که مال چند وقت پیشه رو ازش دیده باشید. توی این ویدئو ابتدا چند ایده، سیستم و روش برای رایگیری و همچنین ایرادات و باگهایی که دارند رو معرفی میکنه. بعد نشون میده کجاها واقعاً مشکلساز میشن. تلاشهای تاریخی برای رسیدن به یه سیستم رایگیری "عادلانه" رو بررسی میکنه و پارادوکسهای و چالشهایی که هر کدوم باهاش مواجه میشدن رو مختصر نشون میده. در نهایت میرسیم به کنث آرو یا «Kenneth Arrow» که در اوایل 1950 با قضیهای تحت عنوان «Arrow's Impossibility Theorem» ثابت میکنه چنین سیستم رایگیریای با خواص مدنظر ما نمیتونه وجود داشته باشه و بعدها نوبل اقتصاد میگیره! | 113 |
| 18 | فکر میکنم بیشتر آدمها، دوست دارن یا حداقل ترجیح میدن این تصویر رو مخابره کنن که آماده بهدنیا اومدن و برای خیلی از ویژگیهای "مثبت"شون تلاش آگاهانهای نکردن یا شخص و اشخاص دیگهای توی مسیرشون تاثیر نذاشتن. و شاید بیشتر آدمها همین تصویر رو در دیگران هم جذاب ببینن.
واقعیت اینه که بیشتر اوقات خلاف این تصویر درسته. خیلی کلیشهای شده که میگن "شما پایینترین لحظات اون آدم رو ندیدید". ولی چون کلیشهایه دال بر نادرست بودنش نیست! یک سال و نیمی هست که سعی میکنم کار ریاضی رو دنبال کنم. اصولاً رشتهی ریاضی، رشتهایه که از هر جهت به آدم حس ناکافی بودن میده. و حقیقت هم اینه که شما واقعاً ناکافی هستید. وگرنه یک نفر میتونست برای اولین بار، توی اتاقی با قلم و کاغذی بشینه و یک بار برای همیشه این علم رو تمام کنه. طی این یک سال و نیم، بارها شده که یک روز کامل نتونم از یک پاراگراف یک صفحه کتاب عبور کنم. یا چون از pace یک کورسی عقب میموندم، نخوام ادامهش بدم. یا مسئلهای که برام جالب بهنظر میرسیده رو بدون کمک خارجی نتونم حل بکنم. ولی متوجه شدم که هر وقت شما تونستید نه جلوی دیگران، اول پیش خودتون به ناکافی بودن خودتون اعتراف بکنید و بپذیریدش، بعدش راحتتر میتونید باهاش همچنان پیش برید. اگر مدام انکارش بکنید یا ازش فرار کنید، فرسوده میشید!
یه نقل قولی که یه جای خیلی رندوم بهش برخوردم و بعد از این تجربه یک سال و نیمه توی ذهنم خیلی تکرار شده این بود و رواست اگر بگیم "این سخن بر طاق ایوان فریدون نبشته بود":
You feel stupid, you feel like a fraud. Everyone feels like a fraud here. The ones who admit it survive. The ones who pretend, get burned. | 137 |
| 19 | لکچرنوتهای MITOCW برای Real Analysis.
خب طبیعتاً تطابق کامل با اونچه که در کارشناسی دانشگاههای ایران، تحت عنوان "آنالیز ریاضی 1" و "آنالیز ریاضی 2" ارائه میشه نداره. ولی برای تورق شاید چیز بدی نباشه.
@TheEngaresh | 361 |
| 20 | Break On Through (To The Other Side) The Doors.mp3 | 44 |
