448
订阅者
-124 小时
-167 天
-930 天
帖子存档
Repost from N/a
"پنجشنبه"ها
دلت بهانه جو می شود
می گیرد ...و نفس ت را بَند می آورد
دلت برای کسی تندتر می زند
در هر دم و بازدمی
عشق را فریاد می زند
دلت همانی را می خواهد که نیست
آشوب می شود می گیرد
بیتاب و بیقرار می شود
بیقرارِ ...
بیقرار ...
گفت: پس زمان همه چیز را درست میکند؟گفتم: زمان چیزی را درست نمیکند؛
تو بزرگ میشوی و مسائلِ جدید را ناخودآگاه جایگزینِ مسائلِ قدیمی میکنی.
طوری که ناگهان همهی آن دردهای پیشین برایت بی مفهوم و کوچک میشوند؛
با خودت میگویی چقدر غصهی چیزهای الکی را خوردم.
چقدر همه چیز را برای خودم سخت کردم،
در حالی که اینطور نیست؛
هرچیزی در هر زمانی، اگر قلبت را بخراشد واقعیست...
Repost from •پستچیِ واژههایِ سبز•
این چنل: نبشتههای یک دوشیزه، دوستداشتههای یک بانو، زیباییهای یک زن، هوای آرام، آسمانِ به رنگِ آبی.
او شعر را دوست داشت
خیال پردازی و سفر را،
من...
او را دوست داشتم!
او شب را دوست داشت
آوازِ جیرجیرک و صدایِ بغضِ شمعدانی را،
من او را دوست داشتم!
او مویِ بافته دوست داشت
عطر قهوه و سیگار را
من او را دوست داشتم!
او باران را دوست داشت
پاییز را و رنگین کمان را
من او را دوست داشتم
من او را دوست داشتم
او را دوست،
داشتم!!
و او شنیدنِ این جملهی تکراری را
حال کل پشتون ها بالایم با جملات خود حمله دارند 😐💔
حال سخن حق است خب دشوار است بابت همین زبان دوزخی میگن برش🚶♀
تا پنجشنبه قبل هم عاشق پنجشنبه ها بودم چون
پنجشنبه ها بکس درسی ام سبک میباشد
لازم نیست تا تفسیر جلالین پنجصد و چقدر صفحهای را با خود حمل کنم تا آن سر دنیا لازم نیست کتاب مشكاة پنجصد صفحه ای را با خود حمل کنم و کلاً از شانه بمانم
اما این همه به کنار وقتی یادم می آید که بجای این همه پشتو هست با خود میگم کاش همه روزه آنها باشند اما به قول یکی این زبان دوزخی نباشد...
درست است که آن دو کتاب و بقیه حجم شان زیاد است ولی حداقل آسان هستند
و اما پشتو با اینکه حجم اش قلیل است اما خودش...
فقط الله نجات داده میتواند از این زبان دوزخی...!
عزیز ناشناخته من، من خیلی خسته ام.
حواست باشد وقتی همراه ام حرف میزنی یا قولِ برایم نده یا اگر قولِ و امیدی برایم میدهی پای حرفت بمانی...!
#دوشیزه_سادات
Repost from وَژیـن | بـانـوامـیـری
