437
订阅者
-124 小时
-107 天
-1730 天
帖子存档
هنگامی که قرآن میخوانی :
چشمانت ثواب نگاه کردن به قرآن را کسب میکند
گوشهایت ثواب گوش دادن به آن
زبانت ثواب خواندن
و قلبت هم ثواب تدبر...!
من ک ریکت میگذارم در پست های شماهایکه کانال دارید
این ریکت 💘 و یا هم این🌚
این دو را دیدید منم💅
ریکت را خو میگذارید زحمت میشه معذرت دگ ولی هموره ریکت های رنگه رنگه بگذاریددددددد
از دور، منظرهاش بینهایت دلانگیز بود؛ ساختمانی باوقار که زیر آسمان ایستاده بود و سالها رؤیاهای جوانان را در آغوش گرفته است. هرچه آهستهآهسته نزدیکتر میشدم، واژهها از ذهنم میگریختند. در دل گفتم:
آیا ممکن است روزی من هم از همین دروازه عبور کنم؟ نه به عنوان رهگذر… بلکه به عنوان دانشجو؟
امروز برای اولین بار بالاخره از نزدیک دیدمش.
دانشگاه کابل از آنچه تصور میکردم هم زیباتر بود؛ آرام، باشکوه، پر از سکوتی که انگار قصههای هزاران دانشجو را در خود پنهان کرده است. فقط میخواستم چند دقیقه در صحنش قدم بزنم، درختهایش را از نزدیک ببینم، نفس عمیقی بکشم و برگردم. همین.
آهسته جلو رفتم… شاید اجازه دهند فقط تماشا کنم.
اما نگهبانان سر تکان دادند.
اجازه ندادند.
گفتند دخترها نمیتوانند داخل شوند.
نه بحث کردم، نه اصرار. فقط ایستادم و به همان دروازهای نگاه کردم که برای من بسته بود. لحظهای حس کردم تمام آن زیبایی که از دور میدرخشید، حالا میان من و خودش فاصلهای سنگین انداخته است.
برگشتم… اما دلم همانجا ماند.
نه بهخاطر دیوارهای بلندش، نه بهخاطر ساختمانش؛ بهخاطر رؤیایی که پشت آن در ماند.
امروز فهمیدم بعضی جاها را میتوان دید، تحسین کرد، دوست داشت…
اما اجازهی لمس کردنشان را نداشت.
و این، از هر «نه»ی دیگری دردناکتر است.
#دوشیزه_سادات
Repost from N/a
𝗜’𝗺 𝘀𝗼 𝗮𝗻𝘅𝗶𝗼𝘂𝘀 𝗶𝘁’𝘀 𝘀𝗽𝗶𝗹𝗹𝗶𝗻𝗴 𝗼𝘂𝘁 𝗼𝗳 𝗺𝗲
کارد بزنی ازم اضطراب و تپش قلب میریزه بیرون
