ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

چـکـامـهـ زار 🌘📜

چـکـامـهـ زار 🌘📜

前往频道在 Telegram

سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانی‌ست که نمی‌دانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2

显示更多
437
订阅者
-324 小时
-137 天
-1530 天
帖子存档
وَ یَبقی الله مَعَکَ حَینَما لا یَبقی مَعَکَ احد "و زمانی که هیچکس برایت نمانده،خدا باتو میماند.🌱"

دوستِ صمیمی‌ام که تراژدی و اندوه و غربت را درچشمانت می‌خوانم ما مردمی هستیم که شادی را نمی‌دانیم! بچه‌های ما تاکنون رنگین کمان ندیده‌اند اینجا کشوری است که درهای خود را بسته است و اندیشیدن و احساس را لغو کرده است! کشوری که به کبوتر شلّیک می‌کند، و به ابرها و ناقوس‌ها. اینجا پرنده پروایِ پریدن ندارد و شاعر هراس از شعر خواندن! اینجا کشوری است که راهی برای پیمودن ندارد حتی مگس از پریدن می‌ترسد و شب شعری برگزار نمی‌شود! اینجا کشوری است که نیمی از آن سیاهچال است نیمِ دیگر نگهبان ! مُردگان با همسرانِ یکدیگر ازدواج کرده‌اند و روشن نیست مردمانش کجا رفته‌اند! گردشگرِ مو طلایی فرانسوی به من می‌گوید کشورِ شما زیباترین کشوری است که من دیده‌ام! اینجا باران می‌خندد گل‌ها می‌خندند هلو و انار می‌خندد بوته‌های یاسمن از دیوارها آویزانند پس چرا درکشورِ شما هیچ آدمی نمی‌خندد؟! 👤| نزار قبانی

تورا تا بوسه باشد، میستانم..♾

در سرم جنگ های بسیاری‌ست و تنها کشته‌اش منم!

این دختر🤌❤️
+1
این دختر🤌❤️

همه میگن در هر کانال که میرم ت ادمین هستی 😂 خب چیکار کنم‌ دگ پیشنهاد میتن رد هم کنی قبول نمی‌کنند با وجودیکه اصلاً فعالیت ندارم جز کانال خودم اما بازم خیر بنگرن ادمین می‌کنند. 😂

واییی غششش😂😭🤣💔 راست میگه😎😂
واییی غششش😂😭🤣💔 راست میگه😎😂

می‌گفت: این روزا به مو بندم. بگی بالای چشمانت اَبرو است، میزنم زیر گریه. امان از هورمونا.

جدی چطوری حرف گوش می‌کنید؟ من لج نکنم تشنج می‌کنم.

حوصله آدما را ندارم دیگه، یک روزی میرم در جنگل با حیوانات زندگی می‌کنم.

‏اتفافا من زبانم خیلی از تو تیز تر بود، ولی حرفی که حس می‌کردم قلبت را می‌شکند، نزدم.

• خداوند رحمت کند مردی را که به زنی دل می‌بندد، پس دروازۀ او را با انگشتان حلال می‌زند و منتظر می‌ماند... اما وقتی دروازه به رویش گشوده نمی‌شود، خود را از حرام حفظ می‌کند و قلب خود را برمی‌دارد و برمی‌گردد! ❤️ ✍ د. ادهم شرقاوی 📝 خلیل الرحمن خباب

الله با هدایت، بر ما منت گذاشت و از لطف انتخاب‌مان کرد وگرنه میان این دنیا و آدم‌های آشفته، چه‌کسی با دانایی خودش می‌تواند گمراه نشود؟! 🤍

گلدان‌ها را اب داد. رخت های خیس را به بندرخت سپرد. چای را دم کرد. از پلوی مانده‌ی دیشب برای قمری‌ها کنار گذاشت، از گوشتِ خورشتی سهم گربه‌ی سیاهی را که هم‌سفره‌شان بود برداشت. اب و جارو کرد و احوال همسایه را پرسید. قربان صدقه‌ی جوانه‌ی تازه‌ شکفته‌ی پتوس رفت. شامی ها را قبل از رسیدن مردِ خسته اماده کرد، نماز خواند و در قنوتش برای تب بالا رفته‌ی طفلک نورسیده‌ی خانه‌ی کناری دعا کرد، و بعد کنار سجاده‌اش دراز کشید و چشمهایش را بست. او زن بود و مراقبت از جهان رسالتش است

از تمام دار دنیا، قلبی حساس و فکری دائماً مشغول به من رسیده.

در انتظار تو تا کی سحر شماره کنم؟ ورق‌ورق شب تقویم خویش پاره کنم؟ نشانه‌های تو بر چوب‌ خط هفته زنم که جمعه بگذرد و شنبه را شماره کنم! #حسین_منزوی ✨🤍