آتشی زیرِ خاکستر
前往频道在 Telegram
|برای دوباره افروختن 🔥| #نيمه_شخصی گاهی نویسنده گاهی گوینده ،شایدم عکاس راوی شماست😉 🗓 Thu,18 July 2024
显示更多伊朗135 051未指定类别
950
订阅者
-124 小时
+57 天
+31430 天
帖子存档
«میگویند وقتی جنگ میشود،
موزیسین سازش را برمیدارد،
نویسنده نوشتههایش را،
و من… تنها چیزی که در کوله دارم
احساساتم است؛
همان سلاح و پناهگاهی
که هیچ دشمنی توان گرفتنش را ندارد.»
عطا
«من که میدانم
مهربانیام در خلوتت
مثل سیلی بیدارت میکند…
یادت میآورد
چه کسی در سکوت
بیصدا دوستت داشت.»
بدان آن جا بوسه ای کاشتم که حالا گل داده...
عطا
میانشان همیشه یک میز بازی بود
نه از جنس چوب و مخمل،
از جنسِ غرور و هوس و اثباتِ خود.
تو هر بار سکهای تازه از روح ت را میگذاری وسط
و او هر بار
با نگاهی نیمهمهربان، نیمهبیاعتنا
مهرهها را جابهجا میکرد.
عطا
رابطه مثل یک آینهٔ کوچک از خودِ قمار است: آدم شرط میبندد که «این بار دیگر میبرم»، ولی بازی طوری طراحی شده که هر بار بیشتر در آن فرو میروی.
عطا
نوشته ای از من نشأت گرفته از کتاب قماربازعشق بیتعادل هم میتواند شبیه قمار باشد: آدم در آن میبازد و فکر میکند با یک حرکت بعدی جبران خواهد کرد.
عطا
باید تشکر کرد از کسانی که ما را
از اصل خودمان دور کردن
و در حیطه غربت و برزخ رها کردن
جایی که گم شدیم
و دیگر از نجابت اولیه مان خبری نیست
و دیگر پاکی نهایت به افکارمان برسد
انگار
بهشت و جهنم
همان آدمی است که بعد از غم ها و درد هایمان بهشان تبدیل میشویم.
| @about_atta |🕊
باید گاهی سپاس گفت
به آنانی که ما را از اصلمان دور کردند
و در غربت و برزخِ بینامی رها؛
همانجا که گم شدیم،
نجابتِ نخستینمان رنگ باخت
و پاکیِ بیانتها فقط تا خیالمان رسید.
اما در همان هزارتوی درد
فهمیدیم بهشت و جهنم وعدهای دور نیستند؛
همین انسان تازهایاند که پس از غمها و رنجها
از ما زاده میشوند.
همان زخمی که سوخت،
خودش راهی به نور شد.
| @about_atta |🕊
در کنار کسی بمان
که حضورش مثل بادیست
که خاکِ باغِ دلت را
برای شکفتن آماده میکند.
| @about_atta |🕊
برای تو
صبورترینِ خودم بودم؛
مثل سدی که سالها
باران و سیلاب را در دل نگه میدارد.
اما بدان،
هر صبری جایی سرریز میشود،
هر آبی پشت سد
روزی از شانهها میلغزد و
طغیان میکند…
نه از بیمهری،
از سنگینیِ آنهمه نگفتهها.
عطا
میگویند وقتی بین دو راهی گیر میکنی،
دو راه نداری؛
سه راه داری…
میتوانی همان جادهای را که آمدی
با نگاهی تازه
و تجربهای بیشتر
برگردی.
گاهی بازگشت، شکست نیست،
بلکه انتخابیست برای نجاتِ خودت
و دوباره ساختن راهی که
اینبار
به روشنایی ختم شود.
عطا
آدمها،
خودشان رنگِ بودنشان را میزنند؛
هرچه نگاه و توجه، پررنگترشان میکند
به دلت نزدیکتر میشوند،
و هرچه بیاعتنایی
رنگ را میشوید،
کمرنگ میشوند و
از قابِ زندگیات
آرامآرام بیرون میروند…
عطا
