ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

‌ ‌ ‌ 𝚳𝖺𝗀𝗇𝛐𝗅𝗂𝖺 𝖲𝛓𝖾𝗇𝖺𝗋𝗂𝛐

‌ ‌ ‌ 𝚳𝖺𝗀𝗇𝛐𝗅𝗂𝖺 𝖲𝛓𝖾𝗇𝖺𝗋𝗂𝛐

关闭频道

  ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ 𝟤𝟦 . 𝟨 .𝟣𝟦  ` ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ‌ @XRMESXSI ` 𝖢𝖺𝗌𝗍𝗅𝖾'𝗌 𝚱𝗂𝗇𝗀 .

显示更多
2 954
订阅者
无数据24 小时
-77 天
-2830 天
帖子存档
به هردوتاش توجه کنید و ریکت بدید♡♡

دوتا سناریو قرار گرفت

باتم زمانی که بچه بود از سمت عموش عروسکی هدیه گرفته بود که براش خیلی ارزشمند بود یه خرس کرم رنگ که حالا تا 20 سالگی همراهشه و حتی راز های زیادی رو بهش گفته توی چشمای عروسک دوتا لنز فیلمبرداری کارگزاشته شده بود و هرچیزی که ضبط میکرد توی حافظه ای که داخل بینی عروسک پنهان شده بود ذخیره میشد تاپ تمام مدت داشت برادرزاده کوچیکشو از چشمای اون عروسک نگاه میکرد و از رازهایی خبرداشت که هیچ کس جز خود باتم نمیدونست ، و حتی زمان هایی که با خودش ور میرم ضبط میشد بعد از تولد بیست سالگیش نامه های عجیبی از راز های پنهان و عکس های شخیص به دستش میرسید و کمکم داشت میترسوندش تا این که توی یکی از نامه هاش یه آدرس بود باتم بعد از رفتن به آدرس و دیدن عمو قبل این که چیزی بگه بیهوش میشه وقتی به هوش میاد تو یه انباری متروکه بسته شده به صندلی درحالی که تو مانیتور جلوش یکی از ویدئو های خودش که درحال توضیح دادن فانتزی سک.سیشه پخشه
+ دوازده سال از پشت دوتا چشم تیله ای دیدمت و ناله هاتو گوش دادم ، الان وقتشه ناله هات به وضوح زیر گوشم پخش شه
ㅤ ፥ t.me/PixieHalllow

┆︙Pixie Hallow 」〞 #Gay ┆#Incest ◆ #BDSM ◆ ╰─┈┈➤ MySelf
+1
┆︙Pixie Hallow 」〞 #Gay ┆#Incest ◆ #BDSM ◆ ╰─┈┈➤ MySelf

تاپ و باتم تو دوره ی دبیرستان باهم تو رابطه بودن، تاپ خانواده ی نسبتا متوسطی داشت و برعکس باتم داخل خانواده ای بشدت ثروتمند که البته این ثروت از راه قاچاق اعضای بدن بدست اومده بود ، بزرگ شده بود. خانواده ی باتم تا قبل از جشن فارغ التحصیلی اونها از رابطشون اطلاعی نداشتن و برنامه داشتن بعد از این جشن برای تقویت روابطشون با یکی دیگه از باند ها ، دخترشون با پسر اونها ازدواج کنه. بخاطر همین با فهمیدن رابطشون باتم رو از کشور خارج میکنن تا دست تاپ بهش نرسه، اما تاپ مصمم تر از این حرفا بود و با کمی جستجو متوجه شغل اصلی اون خانواده شد و برای انتقام و پس گرفتن باتم از اون خانواده تبدیل به پلیس ماهری میشه که تونسته بود به عنوان نفوذی داخل اون خانواده جایگاهی پیدا کنه، تاپ تا وقتی که از محل زندگی باتم خبردار نشده بود ماموریت رو به عقب مینداخت ولی الان که فهمیده بود بسرعت با اطلاعاتی که بدست آورده بود خانواده ی باتم رو دستگیر میکنه و قبل از رسیدن هر خبری به باتم خودش رو بهش میرسونه تا با مخفی کردنش اون رو وارد جریان های خانوادگیش نکنه. ㅤ ፥ t.me/PixieHalllow

┆︙Pixie Hallow 」〞 #Gay ┆#Drama ◆ #Romance ◆ ╰─┈┈➤ #Iliad
+1
┆︙Pixie Hallow 」〞 #Gay ┆#Drama ◆ #Romance ◆ ╰─┈┈➤ #Iliad

ببین من اینم بهش بگم پارم میکنه

پاش رفتم همون وسط😂😂😂

گفت خوب شد دوست پسر نداری

دیروز به مامانم گفتم دوست دختر دارم

پرنس فرد باهوش و با کاریزماتیک بالا بود ولی به ظاهر خودشو جوری نشون میداد که کل کشور فکر میکردن اون یه فرد دائم الخمر و خوش گذرون عه و معروف شده بود به پرنس دیوانه پدرباتم طبیب دربار بود و روزی که تاپ (پرنس) رو از بیماری نجات میده ، پادشاه دستور میده دخترش همسر تاپ بشه باتم که این وصلت رو نمیخواست شبونه به جنگل پناه میبره ، جایی که تاپ و سرباز هاش برای شکار اردو زده بودن باتم به خاطر لباس های مبدلشون فکر میکرد یه دسته راهزن ان و پیششون میره و از تاپ که مطمئن بود رئیسشونه درخواست میکنه تا همسرش بشه تا پادشاه اونو به عقد پرنس دیوانه درنیاره حاضر بود با یه به اصطلاح راهزن ازدواج کنه ولی درگیر زندگی سلطنتی و فساد نشه بی خبر از این که اون راهزن همون پرنسی بود که قرار بود همسرش بشه ㅤ ፥ t.me/PixieHalllow