ch
Feedback
ملغمهٔ لاطائلات

ملغمهٔ لاطائلات

前往频道在 Telegram

ناشناس واقعی @SendBot689826a16a4aBot نَناشناس واقعی @mohamadesadeq

显示更多
388
订阅者
-224 小时
+327
+11330
帖子存档
این دهه هفتادیا بندگان خدا هنوز فکر می‌کنن نوزده سالشونه که به ما دهه شصتیا میگن پیر. شناسنامتون رو یه نگاه کنید همتون دارید سی رو رد می‌کنید بچیا :)))

Repost from N/a
وقتی مطمئن شدی دیگه امکانش نیست، آخرین تلاشت رو بکن. اون امید یا تو رو میکشه یا تو رو جوری زنده‌ت میکنه که دیگه هیچ رقیبی حری
وقتی مطمئن شدی دیگه امکانش نیست، آخرین تلاشت رو بکن. اون امید یا تو رو میکشه یا تو رو جوری زنده‌ت میکنه که دیگه هیچ رقیبی حریفت نیست. شجاعتِ امیدوار موندن یکی سخت ترین کارهای دنیاست و فرق بین قهرمان و آدم عادیه.

یه حمد زیر لب زمزمه کنید برا مادرم این گره باز شه براش.

خانما وقتی نقشه کشیدم شوهرشون رو تو تیرماه با UV تبخیر کنن:

هوا هوای تجاوز با UV خورشیده.

ایران امشب بازی داره؟

Repost from N/a
مرا به دیدنِ رویت ببخش راه نجاتی یَکادُ یُغرَقُ جسمي بِكَثرَةِ العَبَراتِ بیا که این شبِ هجران گرفته عمق دلم را حُلولُ نَظرَةِ عينك، يُشَقّقُ الظُّلُماتِ ببین که از غم دوری در آستانهٔ مرگم فنَجّني بِوصالِك، تعالَ قبلَ مَماتي و یا به دستِ نسیمی به من رسان نفست را كفىٰ تنفُّسُ عِطرِك، لِتَستَمِرَّ حَياتي شتاب کن که قریب است مرگ عاشق خسته إذا تأخّر وَصلُك، فَتَحصُلُ الحسراتِ... #زهرا_ایزدی‌نیا

پاشیم بریم توبه کنیم.

من واقعا حین دعوا با خانم‌ها مراعات می‌کنم و اصلا سعی می‌کنم دعوا نکنم حتی ولی این دختره واقعا زشت بود جای مراعات نداشت مع‌الاسف.

نمیدونم چرا آنبلاکم کرده بود رفتم گفتم ممنون که آنبلاک کردی یه چیزی یادم رفته بود بگم، خیکی زشت و بعد بلاکش کردم. خدایا شکرت تو دلم نموند.

Repost from N/a
ولی خودمونیم اون پیچ تاریخی اندازه این گرمای تاریخی طاقت فرسا نبود.

این گرمای تاریخی واقعا طاقت فرساست.

یارو ماشین/موتور یکی دیگه رو انداخته بود ته دره بعد داشت بهش فحش میداد و می‌گفت بیا دعوا که چرا نگران ماشینی و حال من رو نمیپرسی :)))

کرج اینجا کرج اونجا کرج همه جا:

وقتی گریه می‌کنیم، خودمون رو کمی نجات میدیم.

بخوابید؛ معشوق سابقتون الان عاشق یکی دیگه‌اس.

البته بعد از کام دوم.

من رو برده یجایی از تهران که نت پرو تعریف نشده که هیچ، حتی آب برق گاز هم نرسیده. اونوقت روتین معملاتشون چی باشه خوبه؟ پهباد :)))

قد کشید این رباعی، غزل رفت... یا قاسم ابن الحسن

شیعیان پاکستان رسم دارن شب ششم محرم از روی یه مسیر زغال داغِ پنج شش متری میدوعن. حالا من به تفسیر چرایی این کار ندارم که برای حضرت قاسم و اینجور چیزهاست ولی جالبه بعدش بدون هیچ باند یا کِرِمی دمپاییشون رو میپوشن و میرن، انگار نه انگار. کلا موجودات عجیبی هستن.