𝐀𝐬𝐢𝐳𝐚
前往频道在 Telegram
@aasizaa_bot شنواتونم Привет @durov, @Telegram Этот канал не нарушает закон. И в нем нет порнографических и грубых постов, пожалуйста, обратите внимание!
显示更多200
订阅者
-224 小时
-37 天
-1130 天
数据加载中...
吸引订阅者
九月 '26
九月 '26
+5
在5个频道中
八月 '26
+33
在17个频道中
Get PRO
七月 '26
+45
在11个频道中
Get PRO
六月 '26
+10
在4个频道中
Get PRO
五月 '26
+6
在4个频道中
Get PRO
四月 '260
在0个频道中
Get PRO
三月 '26
+1
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+1
在1个频道中
Get PRO
一月 '260
在0个频道中
Get PRO
十二月 '25
+3
在6个频道中
Get PRO
十一月 '25
+9
在5个频道中
Get PRO
十月 '25
+11
在2个频道中
Get PRO
九月 '25
+17
在7个频道中
Get PRO
八月 '25
+26
在5个频道中
Get PRO
七月 '25
+153
在12个频道中
Get PRO
六月 '25
+43
在3个频道中
Get PRO
五月 '25
+307
在6个频道中
Get PRO
四月 '25
+938
在27个频道中
Get PRO
三月 '25
+211
在10个频道中
Get PRO
二月 '25
+857
在226个频道中
Get PRO
一月 '25
+1 291
在22个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 04 九月 | +2 | |||
| 03 九月 | 0 | |||
| 02 九月 | +1 | |||
| 01 九月 | +2 |
频道帖子
| 2 | امشب معنویتم زده بالا | 11 |
| 3 | از احساساتم گفتن ، برای آدمایی که همیشه ذوق شنیدنش رو میکنن
برام میتونه جز قشنگ ترین چیز ها باشه. | 12 |
| 4 | خوبه که بازم میتونم اینجا حرف بزنم...
مرسی ازتون🤍 | 13 |
| 5 | فقط میتونم بگم، امیدوارم هیچکس اذیت نکنه، به هر روشی، توی این زمان
چون واقعا چشمام رو روی همه چیز میبندم. همه چیز. | 14 |
| 6 | واقعا آدمایی که توی این تایم، صبر و حوصله من و امتحان میکنن تو یه لول دیگن. | 15 |
| 7 | از این شدت بی حوصلگی بیزارم.
دلم سایۀ پر انرژی و در شور و ذوقو میخواد.
دقیقا تو اون حالیتم که نمیدونم چه مرگمه. نمیدونم خوبم ؟ بدم ؟
انقدر نمیدونم ، که حتی نمیدونم راجب چی باید حرف زد. | 15 |
| 8 | یه کلمه، یه آهنگ، یه مکان آشنا، نمیدونم هر چیزی که به دید کوچیک شمرده میشه
همون میشه یه سنگ ریزه که روی سنگ های بزرگ تلنبار شدۀ روی دوشتون، حسابی قراره سنگینی کنه و گاهی باعث ریزش بشه | 14 |
| 9 | میدونید به نظرم بعضی وقتا فقط یه اتفاق به ظاهر کوچیک ، میتونه اون طوفان بزرگی که داخل وجودتونه رو بریزه بیرون. | 15 |
| 10 | همیشه نوشته های عمیق باعث میشن بیشتر و بیشتر به فکر فرو برم. | 39 |
| 11 | ... | 21 |
| 12 | ࢠݛۆندهݷۿ؋تم؛
نیمههای شب است؛همهجا ساکت شده،اما انگار چیزی درون من هنوز دارد فریاد میزند.
دردی افتاده وسط سینهام،از همان دردهایی که نمیفهمی از کجا آمدهاند؛
فقط میفهمی آرامت نمیگذارند.
گاهی با خودم فکر میکنم یک از خدا بیخبری
پایش را گذاشته روی قفسهی سینهام،فشار میدهد،فشار میدهد،آنقدر که نفس کشیدن هم شبیه خواهش کردن میشود.
اما بعد،چند ثانیه چشمهایم را میبندم
و به خودم میگویم:شاید این فقط خستگیست،شاید تمام این سالها جایی درونم جمع شدهاند و امشب
راه دیگری برای بیرون آمدن ندارند.
پنجره باز است.هوای شب میآید داخل،اما هیچ هوایی به اندازهی کافی سبک نیست.
روی صندلی نشستهام
و به تاریکی اتاق نگاه میکنم.
چه عجیب است...
آدم میتواند میان هزار نفر زندگی کند
و باز،یک شب،چنان تنها شود که صدای نفس خودش غریبهترین صدای دنیا باشد.
دلم گرفته است..نه برای یک آدم،نه برای یک اتفاق،برای تمام چیزهایی که یکییکی آمدند،
چیزی از من برداشتند و رفتند.
برای حرفهایی که نگفتم،برای روزهایی که از دست رفتند،برای آدمی که بودم
و دیگر نیستم.
امشب فقط دلم میخواهد یکی کنارم بنشیند
و هیچ نپرسد.
نه«چی شده؟»نه«چرا اینطوری شدی؟»
فقط بنشیند.
گاهی آدم برای نجات پیدا کردن
به هیچ جملهای احتیاج ندارد؛
فقط به یک حضور ساده
که یادش بیاورد هنوز تنها نمانده.
و من در این شب طولانی،با این سینهی خسته و این همه حرف نگفته،فقط به سقف نگاه میکنم و آرام با خودم میگویم!«کاش زندگی گاهی هم کمی با آدمی مهربانتر بود...» | 20 |
| 13 | موضوع ، موضوع میخوام
موضوع میدیدید لطفا ؟ @aasizaa_bot | 22 |
| 14 | وای 😭😭😂 | 1 |
| 15 | ماچتتتتت کنمنممم | 1 |
| 16 | دلم میخواد یه چیزی بنویسم
یه چیز طولانی | 1 |
| 17 | بیااااا اینجااااااااااا | 1 |
| 18 | بییاااا | 1 |
| 19 | افرررینیتنینیمیمی | 1 |
| 20 | خوب کردی کی به کیه | 1 |
