ch
Feedback
ㅤ𝗏𝗂ᦅ𝗋𝖾𝗅ㅤ

ㅤ𝗏𝗂ᦅ𝗋𝖾𝗅ㅤ

前往频道在 Telegram

ㅤ ㅤㅤ𝖲𝖾 𝗏𝗎𝗈𝗂 𝖺𝗍𝗍𝗂𝗋𝖺𝗋𝖾 𝗅𝖺 𝗆𝗂𝖺 𝖺𝗍𝗍𝖾𝗇𝗓𝗂𝗈𝗇𝖾 ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ𝗆𝗎𝗈𝗏𝗂𝗍𝗂 𝗂𝗇 #𝖿𝗋𝖾𝗍𝗍𝖺 𝗋𝖺𝗀𝖺𝗓𝗓𝗈

显示更多
555
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
+4130 天
帖子存档
sticker.webp0.00 KB

+4
ㅤㅤㅤ ㅤ❕❔ ㅤㅤㅤ #𝗇𝗈𝖼𝗍𝗎𝗋𝗇𝖺

sticker.webp0.00 KB

📬 A whisper for ‌ ‌‌‌‌‌‌‌𝖨︎𝖺𝗇︎ sent

ᅠᅠ𝖫_𝗎𝗅︎𝗍𝗂𝗆︎𝖺_𝗅︎𝖾𝗍𝗍𝖾𝗋𝖺ᅠ_ᅠᅠᅠ.mp35.93 MB

هیمن لنکـ ـستر ، نامه آخـ ـر ، ۸ دسامـبر ۲۴     ‌‌‌‌‌‌‌
عشق از یک آدمِ ساده، هنرمند می‌سازه؛ هنرمندی که شاید هیچ‌وقت دست به قلم نمی‌برد، اما حالا برای بیانِ هرچه درونش شعله‌ور شده، مجبور می‌شه بنویسه. عشق، اون رو به درک عمیقی از احساسات می‌رسونه؛ جایی که واژه‌ها، مثل آینه‌ای، شکست و سوختن‌هاش رو منعکس می‌کنن. اما از یک آدمِ عاشق، یه نویسنده‌ی بی‌رحم می‌سازه یک قاضی. چون وقتی زخمی از عشق برجا بمونه، دیگه واژه‌ها فقط برای تسلیِ روح نیستن، بلکه برای افشا کردن و به چالش کشیدن همه چیزن. اون نویسنده، قصه‌هایی می‌نویسه که پر از درد، تردید و حقیقت‌های تلخه؛ قصه‌هایی که گاهی خود عشق رو محکوم می‌کنه، گاهی معشوق رو، و گاهی خودشو . نویسنده‌ای که از دل یک عشقِ سوخته بیرون میاد، بی‌رحم‌ترین قاضیه. هیچ خاطره‌ای از چشمانش پنهون نمی‌مونه، و هیچ لحظه‌ای رو فراموش نمی‌کنه. اون، گذشته رو دوباره و دوباره بازسازی می‌کنه، بدون هیچ ملاحظه‌ای؛ هم برای معشوقش، و هم برای خودش . عشق، یک قلب عاشق رو به جوهری تلخ و سیاه تبدیل می‌کنه؛ جوهری که با هر بار نوشتن، به دنیا یادآوری می‌کنه که عشق، هم زیباترین الهامه، و هم بی‌رحم‌ترین شکنجه .

sticker.webp0.00 KB

+4
ㅤㅤㅤ ㅤ❕❔ ㅤㅤㅤ #𝗇𝗈𝖼𝗍𝗎𝗋𝗇𝖺

sticker.webp0.00 KB

ادمینا فور ببینم ازتون؟!

sticker.webp0.00 KB

💭 باران بی‌وقفه به شیشه‌‌ی پنجره می‌کوبید، گویی تلاش می‌کرد چیزی را از درون بیدار کند؛ شاید حسرت، شاید هم امید. در سکوت اتاق، واژه‌هایی آرام رد و بدل می‌شد وهر جمله زخمی قدیمی را لمس می‌کرد. باران نه تنها بر زمین، بلکه بر دل‌هایشان می‌بارید و گذشته را شسته و خالی می‌کرد ،آنچه از گذشته باقی مانده بود. لحظه‌ای کوتاه اما بی‌پایان بود؛ لحظه‌ای که شاید آغازی برای پایان آن دو بود .

‌ ‌ ‌ ‌ ︐‌‌ ‌ ‌𝖦ᦅ‌‌‌𝗍𝖺𝗌𝖽𝖾𝗅︎𝗅︎𝗎𝗏︎𝗂𝖺𝗉𝖾𝗋𝖽𝗂𝖽𝖺𝗌 ﹗
+4
  ‌  ‌  ‌ ‌ ︐‌‌ ‌ ‌𝖦ᦅ‌‌‌𝗍𝖺𝗌𝖽𝖾𝗅︎𝗅︎𝗎𝗏︎𝗂𝖺𝗉𝖾𝗋𝖽𝗂𝖽𝖺𝗌 ﹗

سه نفر دیگه فورکنن ببندم .

sticker.webp0.00 KB

ㅤㅤ