.𝗥𝗲𝗰𝗶𝘁𝗮𝗹.
前往频道在 Telegram
‹ 🏷️ › ᥕᥱᥣᥴ᥆mᥱ 𝗍᥆ 𝗍һᥱ ᥣᥲᥒძ ᥆𝖿 s𝗍᥆rіᥱs. 𝄒 ˓˓ @ChoiKylebot ⸝ @xarchivew · ࣪ 𓈒
显示更多507
订阅者
-424 小时
-157 天
-3330 天
帖子存档
507
یادم نمیاد دقیقا کی استاد اومد و چیا گفت ولی یادم اون هر چند دقیقه یکبار دو انگشتش رو به هم میچسبوند بین گردن و یقهش قرار میداد و یقش رو به عقب میکشید و همزمان دم عمیقی میگرفت
507
حقیقتا نمیفهمیدم دوستم بغل گوشم چی میگفت ولی دیدم که اون چطور با لبخند زیبایی پا روی پا انداخت و شروع کرد با دوستش حرف زدن
507
همین چند دقیقه که از در داخل بشه و سمت صندلی سوم کنار ردیف سوم از آخر کنار دیوار بره برای من انگار روی حالت اسلوموشن بود
507
کولهپشتی رو یه بنده سمت راست انداخته بود با دست بندش رو گرفته بود و با دست چپش همون چند تار موی توی صورتش رو عقب زد
507
یکی؟ اوه اون کاملا مرد من بود
موهای رو به عقب شونه شده که چند تا تارمو روی صورتش ریخته.
یقه اسکی مشکی همراه کت چرم و شلوار لی و نیم بوت مشکی
507
برای اولین بار توی زندگیم حس کردم وسط یه سریال عاشقانه قرار دادم.
فضای تاریک و ساکت و باریکهی نوری که روی شخصیت اصلی افتاده با افکت اکلیل و آهنگ
507
+ اره دیگه استاد به اون پسر مشکیه پرید اونم انقدر خونسرد و باادبانه جوابشو داد من جای استاد خجالت کشیدم
- اسمش چی بود؟
+د..یادم نمیاد
-ودف...تا رنگ لباس زیر استاد رو فهمیدی اینی که من میخوام یادت نیست؟؟؟
+بابا خب یاد....اینها اومد
507
ساعت ۱۳:۰۵ بود و اون دقیقه ۱:۳۰ دقیقه بی وقفه داشت حرف میزد تا به بخش اصلی رسید...خدایا من عاشق این قسمتم
507
اه بیاین به اصل داستان برگردیم.
دوستم میخواست تا قبل اومدن استاد همه اتفاقات رو بهم بگه برای همین بغل گوشم تند تند حرف میزد.
البته من دوست خوبیم و به روش نیاوردم وقتی که راجع به افراد دیگه میگه و بهشون اشاره میکنه اونا هم میفهمن :)
507
یادمه سال دوم دبیرستان یه روز تصمیم گرفتم به مدرسه نرم و دقیقا همون روز سلبریتی مورد علاقم اومد! کی باورش میشه!!
507
اون داشت با شور و هیجات اتفاقات هفته گذشته رو تعریف میکرد و من با دقت گوش میداد.
هیچوقت نمیفهمیدم چرا وقتی من نیستم اتفاقات هیجان انگیز میافته.
507
همونطوری که با دوستم صحبت میکردم وارد کلاس ۲۰۵ شدیم و به سمت ردیف آخر صندلی ها رفتیم
یه جای خنک و نقطه کور تا راحت بتونیم سر کلاس بخوابیم
