𝘊𝘰𝘭𝘰𝘳𝘴.
关闭频道
Fic / Au • 🦋 Unknown: https://t.me/+1SgVnUz7gDwxNWY8 • 🦋 GP: https://t.me/+-QB8ydb4KldlMzQ0 • 🦋 Wattpad ID: fercansso Sec ch fic: @fercansso • 🦋 Daily: @rainydayswithoutyou • ~ 🦋 ~ • @Fercanssobot http://t.me/HidenChat_Bot?start=840106795
显示更多215
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
-1030 天
帖子存档
215
جونگهان با اخم زمزمه کرد:« انقد با من لاس نزن! من عسل نیستم و... و تو هم با اون دختره ی لعنتی که صد برابر من خوشگل تره، قبل از اومدن من یه کار نا تموم دا-»
215
پسر مو بلند با شنیدن جواب مرد، عصبی شده تلاش کرد از میون دست هاش، در بیاد؛ اما سونگچول با نیشخند و لذت دوباره نگهش داشت.
« باشه عسلم ناراحت نشو. داشتم شوخی میکردم.»
215
« الان چی...؟»
جونگهان ناخودآگاه سوالی رو پرسید که بعد از چند ثانیه متوجه شد دقیقا چه چیزی گفته.
215
جونگهان هیچوقت کلمات صریحی از زبون مرد بزرگتر نشنیده بود و پیچیدن آوای اون کلمات درون لاله ی گوشش فقط باعث میشد پمپاژ خون به گونه هاش، بیشتر و بیشتر بشه.
215
حالا کمرش سردی دیوار گچی رو احساس میکرد.
با برداشتن آخرین قدم، مرد بزرگتر گفت:
« بفاکت میدادم...»
