تهران مصــــوّر
前往频道在 Telegram
روزها، عکسها و خطخطیهای مادربزرگِ قرتیات. دانشجوی ادبیات نمایشی، مشتاق به عکاسی.
显示更多603
订阅者
-124 小时
-57 天
-930 天
正在加载数据
吸引订阅者
十月 '2610月 '26
十月 '26
+6
在2个频道中
九月 '26
+24
在3个频道中
Get PRO
八月 '26
+18
在4个频道中
Get PRO
七月 '26
+28
在5个频道中
Get PRO
六月 '26
+43
在4个频道中
Get PRO
五月 '26
+11
在2个频道中
Get PRO
四月 '26
+3
在0个频道中
Get PRO
三月 '26
+1
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+11
在1个频道中
Get PRO
一月 '26
+4
在1个频道中
Get PRO
十二月 '25
+39
在8个频道中
Get PRO
十一月 '25
+26
在9个频道中
Get PRO
十月 '25
+48
在7个频道中
Get PRO
九月 '25
+18
在7个频道中
Get PRO
八月 '25
+20
在3个频道中
Get PRO
七月 '25
+43
在6个频道中
Get PRO
六月 '25
+35
在5个频道中
Get PRO
五月 '25
+43
在7个频道中
Get PRO
四月 '25
+15
在7个频道中
Get PRO
三月 '25
+53
在6个频道中
Get PRO
二月 '25
+24
在3个频道中
Get PRO
一月 '25
+79
在12个频道中
Get PRO
十二月 '24
+100
在14个频道中
Get PRO
十一月 '24
+62
在7个频道中
Get PRO
十月 '24
+164
在10个频道中
Get PRO
九月 '24
+35
在5个频道中
Get PRO
八月 '24
+49
在6个频道中
Get PRO
七月 '24
+46
在7个频道中
Get PRO
六月 '24
+174
在15个频道中
Get PRO
五月 '24
+31
在5个频道中
Get PRO
四月 '24
+22
在1个频道中
Get PRO
三月 '24
+15
在0个频道中
Get PRO
二月 '24
+141
在0个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 26 十月 | 0 | |||
| 25 十月 | 0 | |||
| 24 十月 | 0 | |||
| 23 十月 | 0 | |||
| 22 十月 | 0 | |||
| 21 十月 | +1 | |||
| 20 十月 | 0 | |||
| 19 十月 | 0 | |||
| 18 十月 | 0 | |||
| 17 十月 | 0 | |||
| 16 十月 | 0 | |||
| 15 十月 | 0 | |||
| 14 十月 | 0 | |||
| 13 十月 | 0 | |||
| 12 十月 | 0 | |||
| 11 十月 | 0 | |||
| 10 十月 | +2 | |||
| 09 十月 | 0 | |||
| 08 十月 | 0 | |||
| 07 十月 | +1 | |||
| 06 十月 | +1 | |||
| 05 十月 | 0 | |||
| 04 十月 | 0 | |||
| 03 十月 | +1 | |||
| 02 十月 | 0 | |||
| 01 十月 | 0 |
频道帖子
Repost from N/a
هیچ محتوایی برای ارائه ندارم، مغزم رفته سینه قبرستون خوابیده و منتظره روش خاک بریزم.
| 2 | واقعا اشکال نداره؟ | 52 |
| 3 | بعضی اسنپها یکجوری خوب و متشخصاند که بابت همه ۵ستارههایی که قبلا دادم پشیمون میشم. | 105 |
| 4 | آدمایی که در مورد سادهترین چیزها منو تو موضعی قرار میدن که مجبور شم مدام از خودم دفاع کنم، حالمو بد میکنن. | 113 |
| 5 | تو باعث شدی بفهمم فرحانه، شنیدنیه. | 124 |
| 6 | 'چندان صادق نبودهام!
نفس میکشم و از یاد میبرم.
همهچیز را به خوبی از یاد میبرم.
وقتی روی صندلی همیشگی مینشینم و ظرف غذای رنگ و رو رفتهام را که دستمال بنفش مامان دور آن پیچیده شده را باز میکنم، هیچ نمیدانم قاشق را چطور بگیرم که غذا از گلویم بهتر پایین برود. با دست چپ یا راست؟ چنگال را چطور؟
روی میز گلهای تازه چیدهاند.
آن گلها...
آن گلهای زیبای صورتی، وقتی در آن شب پاییزی گرد هم بودیم زنبق بودند یا داوودی؟ به یاد ندارم.
در شبگریهی خاطرم، درخت خرمالوی حیاط مادربزرگ را، رنگ چای و شکل ابرهای یکشنبهی قبل را، دیروز را، امروز را
هیچ به یاد ندارم.
و میدانم همین روزها، خود را هم از یاد خواهم برد.
- از یاد رفته؛
تهران مصــــّور | فرحونمون | 126 |
| 7 | محاله از تو من خسته بشم. | 123 |
| 8 | واقعا بد. | 127 |
| 9 | بنظرم خیلی بده که توی جیب پیرهنم جا نمیشی که همهجا ببینمت. | 166 |
| 10 | تو، تفنگ منی. باهات به جنگ میرم و پیروز برمیگردم. | 145 |
| 11 | علیرغم میل باطنیم به بودن در فضای اکادمیک خیلی وابستهام. | 156 |
| 12 | ینی جنرالیست در حدی که جدیدا "ورکشاپ تیرامیسو" داره برگزار میشه.
یعنی اگه این ایده رو به من یا اطرافیانم میدادن قطعا میگفتیم اینو کی میاد ثبت نام کنه بابا
دیگه تیرامیسو رو هرکس یکبار تو خونه درست کرده | 65 |
| 13 | این چالشِ "تا کمالگرا بخواد فلان کنه.... " رو با گوشت و استخونم دارم درک میکنم.
تا من درگیر استاندارهای هنری و اهداف گندهی خودم بودم،
یکی با سن کمتر از من رفته بوده پونصد تا ورکشاپ و دوره و کلاس برگزار کرده.
صرفا چون خودشو دست بالا گرفته و ویترینشو خوشگل نگه داشته.
خیلی مهمه که شما بتونی ادای خفنا رو دربیاری، بدون اینکه کسی بفهمه اتفاقا دانش سطحی و جنرالی داری از حیطه کاریت.
و حتی اگه فهمیدن هم بازم ادامه بدی.
بخوایم نخوایم، بازار دست جنرالیسته. | 67 |
| 14 | من به طرز غریبی پرشور و پرهیجانم.
کسی هستم که زندگی با او اصلا آسان نیست.
اهل زیادهروی و دمدمی مزاج هستم.
لحظهای به این فکر میکنم و لحظهای بعد به چیزی دیگر.
اما در قلبم همیشه منتظرم که از بحرانها بگذرم.
• ویرجینیا وولف / نامه به مولی مک کارتی؛ برگردان فرزانه قوجلو.
@letterssto | 161 |
| 15 | اگه دو دقیقه رو ما برچسب نمیزنید با قضاوتاتون یه دو کلام حرف بزنیم باهم. | 175 |
| 16 | در هرصورت زنده باد زندگی! | 311 |
| 17 | به هرکسی که صدای قلبش رو واضح میشنوه اونقدر که قلباً میدونه چی میخواد، خیلی حسودیم میشه. | 304 |
| 18 | 没有文字... | 40 |
| 19 | خیلی جدی گرفتی فرحانه. بخواب. | 118 |
| 20 | اون بیرون هیچوقت کسی نمیفهمه که چه تقلاهایی کردم برای اینکه همهچیز رو تنهایی هندل کنم.
(اگه ازت کمک خواستم، این آخرین راهم بوده.) | 32 |
