422
订阅者
无数据24 小时
-27 天
-230 天
帖子存档
422
حالم از ارزشها و باورهای بهارثگرفتهی اربابانتان به هم میخورد؛ گند و کثافتش از زندگیتان بالاتر رفته و فضای جامعهام را هم آلوده کرده. چه کسی گفته همهی اعتقادات قابل احترام هستند؟ هرگز! شما هیچ حریم و اعتقادی ندارید که سزاوار احترام باشد. فقط مسخشدهی همان اربابانی هستید که حاضرید سگی در سرزمین تحت حکومتشان باشید و سازندهی اهرام زور و زرشان، اما بار مسئولیت انسانبودن را به دوش نکشید. سالهاست کشتار وحشیانهشان را میبینید و سکوت میکنید، چهرههای غیرانسانیتان را بزک میکنید و دم تکان میدهید تا در جرگهی طرفدارانشان پذیرفته شوید.
و بعد، توهم برقراری آزادی و عدالت بهدست چنین خونخوارانی را در سر میپرورانید! آزادی؟! چشمهای کور، گوشهای کر باید باشند که نفهمند به لجن کشیدن خانواده، زن، مرد و عشق در همین آزادیِ آنهاست. روحهای بیمارشان علاجی جز سکرت و همخوابی با حیوانات ندارند. جسمهای خسته و همیشه محتاجشان، چارهای جز ادامهی بردگی و گدایی دارویِ جدید ندارند.
لایق احترام نیستید.
برای من، تنها آنانی سزاوار احتراماند که مانند مصطفی چمران، از دنیای پست اربابان استعمار دست کشیدند؛ وقتی کمتر کسی فریاد «هَل مِن ناصِرٍ یَنصُرُنی؟» را از زیر آوار انسانیت میشنید.
ترسوها هم حق حیات دارند؛ حق نفس کشیدن و وراجی کردن و خوردن و خوابیدن - فقط به شرط آنکه شهامت آن را داشته باشند که به ترس بیحصر خویش زیر لب اقرار کنند و به شرط آنکه نخواهند که سر خودشان، خویشانشان، پدران و مادران راحتطلب ثروت اندوختهشان، دوستان و رفقایشان تاریخ و سرزمینشان شیره بمالند و بگویند ما فقط به این دلیل اسلحه برنمیداریم و دلاورانه به میدان نمیرویم که این جنگ، جنگ ما نیست و این وطن ما نیست و این حکومت ما نیست، آرمان ما نیست، فرهنگ ما نیست، تاریخ ما نیست، انقلاب ما نیست و اینها که میجنگند خیل، خیل خوبترین برادران ما نیستند....#با_سرودخوان_جنگ_در_خطه_نام_و_ننگ #نادرابراهیمی پس از سالها، احساسِ کمی انسانیت میکنم. خسته شده بودم از ابراز همدردیها از دور دست... باید تقاص تمام خونهایی که ریختند و حتی روحها و پاکیهایی که اینها آلودند را بگیریم. @rismanash
422
Repost from نورِ شب
بدانید که من شب و روز و نهان و آشکار، شما را به جنگ این قوم دعوت کردم، به شما گفتم که با اینان بجنگید پیش از اینکه با شما بجنگند، به خدا قسم هیچ ملّتى در خانهاش مورد حمله قرار نگرفت مگر اینکه ذلیل شد.
شگفتا شگفتا، به خدا سوگند، اين واقعیّت قلب انسان را مىميراند و دچار غم و اندوه مىكند كه شاميان در باطل خود وحدت دارند، و شما در حق خود متفرّقيد.
[ بخشی از خطبهی ۲۷ نهجالبلاغه ]
۱۴۰۴.۳.۲۳
422
Repost from درباره ی ما
یک سگ هار بدون قلاده در منطقه رها شده است؛ این وسط ما دنبال زندگی با آرامش میگردیم!
422
«صلح بدون جنگ» وجود ندارد. اگر نگاهی به تاریخ استعماری آمریکا و چگونگی ابرقدرت شدنش، شکلگیری اسرائیل بیاندازیم میبینیم جنگ قدرتها در هیچ دورهای پایانی نداشته است. ادعای صلح را همانها کردند که خود از جنگ ارتزاق میکنند. ایران دورهی تسلیم و بیطرفی را هم داشته است، از منابع، منافع و سرزمین هم باج داده و باز گوشت قربانی جنگافروزیها شده است. اگر به آمریکا امتیاز داد باید امتیازی دیگر به طرف مقابل هم میداد.
من هم جنگ را نمیخواهم اما نمیخواهم نسلهای آیندهام مانند فلسطین و لبنان بشوند و یا مانند تاریخ قبل از انقلاب زمین بازی، نظامی و سفرهی قدرتها شود. گرچه سیاستِ مقاومت سختی دارد؛ مشکلات داخلی ناشی از جنگ نرم و جنگ سرد و ناکارآمدی برخی مسئولین چه عامدانه، چه غیرعامدانه و حتی عدم آگاهی و همراهی مسئولانهی مردم و...
خود را مدیون تمام شهدای جبههی مقاومت میدانم و حتی با کلام جانبشان را نگه میدارم.
کسی که جرئت دفاع کردن ندارد، در هیچ شرایطی، از هیچ چیز دفاع نمیکند...حتی وطن؛ و کسی که جرئت جنگیدن ندارد، در هیچ شرایطی به خاطر هیچ چیز نمیجنگند...حتی به خاطر ناموس و آرمان و اندیشه و انقلاب.#با_سرودخوان_جنگ_در_خطه_نام_و_ننگ #نادرابراهیمی چندین برابرِ جمعیت حاضر در روز قدس، امروز در راهپیمایی پس از نماز جمعه حضور داشتند و فریاد زدیم: «#مرگ_بر_اسرائیل». روز ولایت امام علی (ع)؛ زیر پرچم ماندنِ امام حسین (ع) است. @rismanash
422
✨
منافقان كسانی هستند كه (بعد از پایان جنگ احد، دست به تبلیغات یأسآور زده و در حالی كه خود از جنگ سر باز زده و در خانههای) خود نشستهاند و در حقّ برادران خود گفتند: اگر از ما پیروی میكردند كشته نمیشدند. به آنان بگو: اگر راست میگویید، مرگ را از خودتان باز دارید.آلعمران-۱۶۸
سپس (خداوند) به دنبال آن غم، آرامشی (به گونهی) خوابی سبک بر شما فروفرستاد كه گروهی از شما را فراگرفت (و با آن، خستگی و اضطراب از تن شما بیرون رفت. این آرامش برای كسانی بود كه از فرار خود در احد ناراحت و تائب بودند)، ولی گروه دیگر كه همّتشان (حفظ) جان خودشان بود و به (وعدههای) خدا همچون دوران جاهلیّت گمان ناحق داشتند، (به طعنه) میگفتند: آیا چیزی از امر (نصرت الهی) با ماست؟ بگو: براستی كه امر (پیروزی) همهاش به دست خداست. آنها در دلهای خود چیزی را مخفی میكنند كه برای تو آشكار نمیكنند، میگویند: اگر در تصمیمگیری (برای شیوه جنگ،) حقّی برای ما بود، ما در اینجا كشته نمیشدیم. (به آنان) بگو: اگر در خانههایتان نیز بودید، آنها كه كشته شدن بر آنها مقرّر شده بود، به سوی قتلگاه خود روانه میشدند و (حادثه احد) برای آن است كه آنچه را در سینههای شماست، خدا بیازماید و آنچه را در دل دارید، پاک وخالص گرداند وخداوند به آنچه در سینههاست داناست.آلعمران-۱۵۴
و كلام آنها (رزمندگان مخلص و آگاه) جز این نبود كه گفتند: «پروردگارا! گناهان و زیادهروی در كارمان را ببخشای و گامهای ما را استوار بدار و ما را بر گروه كافران یاری ده.»آلعمران-۱۴۷
و اگر مؤمن هستید، سستی نكنید و غمگین مباشید كه شما برترید.آلعمران-۱۳۹ 🌱
فرقِ مبارزِ مؤمن با ظالمِ بی ایمان در این است که : زندگی و مرگ، هر دو، موهبتیست برای مبارزِ مؤمن؛ امّا زندگی و مرگ، هردو، عذابیست برای ظالمِ بیایمان...#نادرابراهیمی #آتش_بدون_دود در مهرماه ۱۳۶۰ در یک روز رئیس ستاد مشترک ارتش، جانشین فرماندهی سپاه، وزیر دفاع، فرمانده نیرو هوایی ارتش و محمد جهانآرا با هم به شهادت رسیدند، درحالیکه خرمشهر هم اشغال شده بود! فقط ٩ ماه بعد، سوم خرداد ۱۳۶۱، خرمشهر آزاد شد. نام عملیات چه بود؟ «الی بیت المقدس» #دلدادگان_علوی @rismanash
422
گاهی از غریبه بودن بچهها با ائمه دلم میگرفت، اما پرسشگریشان را دوست داشتم: «چطور مطمئن باشیم اینها فقط داستان نیستند؟» یا «چرا باید شخصیتهای متعلق به ملیتهای دیگر برایمان مهم باشند؟». البته سؤالهایشان با نسل ما فرق داشت. ما نسل کتابهای قدیمی و قطور بودیم؛ برای ما، «غریب» و «بیگانه» معمولاً به غرب اشاره داشت. از قهرمانهایمان چهرهای نداشتیم، اما مرام و آرمانهایشان را چنان میشناختیم که باور داریم همان نور هستند؛ نوری که همیشه در تعریف زیبایی پیشرو است، هرگز کهنگی نمیگیرد و هیچگاه کشفش به پایان نمیرسد.
اما قهرمانهایی که امروز برای این نسل روایت میشوند، متفاوتاند. چهره، مرام و آرمانهایشان با هر بروزرسانی تغییر میکند. به ظاهر فرافرهنگی و فراملیتی هستند، اما در واقع، بیشتر معلق و بیقید به نظر میرسند.
با این حال، بیرون از فضای درس، در شور و شوق جشنهای چهرههای نور، شکوفایی و شادابی جوانههای مهرشان را بیشتر میدیدم. حق هم دارند؛ ما تعالی قهرمانانمان را به اشتباه، ابهتی ناشناخته و دستنیافتنی نشان دادیم و رشتهی محبت را باریک کردیم. حال آنکه عشق، برترین آموزگار و باغبان است.
بغض چندین سالهی ما باز شد یا علی گفتیم و عشق آغاز شد#محمود_اکرامیفر @rismanash
422
اگر تنها به این توصیف بسنده کنیم که حیوانِ ناطق هستیم، شاید نطق حیوانات — همان آواهای به ظاهر نامفهوم — از گفتارِ خودمحورِ آدمی برتر باشد. چه سکوتها و نطقهایی که رنجشی ماندگار و حقی پایمال شدهاند!
اگر هدف فریاد زدنِ «منی» باشد که سرشار از نقص و جهل هستم و این نقص و جهل را نادیده بگیرم، در نهایت، سکوت و سخنم به شرارت تبدیل خواهد شد، حتی اگر به ظاهر حق گفته باشم.
اما اگر «حیوانِ ناطقِ حامد» باشم—یعنی ستایشگر و مشتاق به حق—آنگاه هر حکمی به زبان آورم، در باطنِ خود هنوز سائل هستم. سخن و سکوتم - هرچند ناقص و دردناک - باز هم ندایی به سوی حق است؛ و این ندای راستین بیپاسخ نمیماند. زمزمِ شفادهندهی حق، به سمتم جاری خواهد شد، زخمهایمان را مرهم میگذارد و شکافها را به زیبایی پر خواهد کرد.
🌱 #امام_علی (ع):
به ادب و تربیت نفس خود پرداختم و براى آن ادبى بهتر از تقواى الهى در تمام حالاتش نیافتم و اگر از پس این امر برنیامد، براى آن چیزى بهتر از دم فروبستن از دروغ نیافتم و از غیبت مردمان، همانا غیبت آنان را خداوند با عظمت در کتابها حرام کرده است اى نفس! اگر سخن تو نقره است، سکوت طلاست.اعلامالدین، ص۲۷۳ @rismanash
422
خودت بهتر میدانی که حافظهام در به خاطر سپردن مناسبتها، عددها، آدرسها و اسمها چندان قوی نیست. برای من همه چیز ابعادی فراتر از زمان و مکان دارد. آنقدر در دنیای چندبعدی ذهنم غرق میشوم که جایی برای ثبت دقیق موقعیتهای زمانی، مکانی یا حتی نامها در حافظهام باقی نمیماند. مثلاً امشب را یکی از اقوام دورم به یادم آورد که شبی است که تو رفتی. اما این تاریخها برایم اهمیتی ندارد؛ تو بیش از دو سال نبودی و حالا بیش از عمرم در زندگیام حضور داری. شاید برخی این را نشانهی اندوهم بدانند، ولی من شادی را در یادآوری مرگ یافتهام.
#امام_علی (ع):
هر که منتظر مرگ خویش باشد، از مهلتهایی که در اختیار دارد بهره بَرَد.شرح غررالحکم، خوانساری، ج ۵، ص۲۹۵ @rismanash
422
#مناجات #خواجه_عبدالله_انصاری
بهسراغهنربرویدنهلزومابهعنوان شغلوباهدفپولدرآوردن.انواع هنرهاراهیبسیـارانسانیهستند برایتحملپذیرکردنزندگی. بهسمتهنربرویدفارغازاینکه چقدردرآنخـوبیابـدهستید.
@taeb_133_ir
422
دنیا، تقابل تضادهاست. در نبرد تاریکی و نور است که حقیقتِ نور آشکار میشود. در رکود و انکار، هیچ رستگاریای نیست.
گلستانِ بهارمغانآوردهٔ حضرت ابراهیم(ع)، در آزمون انتظار برای ظهور باغبانیِ «سِراجٌ مُنیر» (حضرت محمد(ص)) قرار گرفت. تاریکی مجال یافت تا حکمت متعالیِ سعیِ میان صفا و مروه را به تقلایی مبتذل تنزّل دهد.
بتپرستان دو بت به نامهای «اَساف» و «نائله» —نماد زن و مردی که عشق را به هوس آلوده کردند— بر فراز کوههای صفا و مروه نهادند. پس سعی میان این دو کوه، تبدیل به متبرکساختن خویش به این بتها شد.
حال آنکه سعیِ بین صفا و مروه، حرکتی است برای صفا و پاکی و مروّت؛ در جامهٔ احرامی بری از قیود پست دنیوی، و در طلبِ معرفت —نه آب، نه برای خود و منیّت، بلکه برای حق. فرزند پیامبر(ص)، ستارهای از ستارههای عالمتابِ الهی برای جهانِ تاریک ماست.
و امام سجاد علیهالسلام فرمودند:
آيا میدانی معنای تردّد بين دو كوه صفا و مروه چيست؟ يعنی خدايا! من بين خوف و رجا به سر میبرم، نه خوف محض دارم و نه رجاء محض. نه آنچنان است كه فقط بترسم و هيچ اميد نداشته باشم و نه آنچنان است كه همه اميد باشد و هيچ ترس نباشد. اين تردّد بين صفا و مروه همان تردد بين خوف و رجاء است.پس از ظهور «سِراجٌ مُنیر» (حضرت محمد(ص))، مسلمانان از این عبادت —به سبب آلودگیای که بر مسیر پاکش نشسته بود— اکراه داشتند. شگفت و عاشقانهی لطیف اینجاست که خدای بینیاز، وقتی اکراهِ بندهی نیازمند را میبیند، نهتنها او را ترغیب میکند، بلکه سپاسگزاری نیز مینماید که همّتِ غبارروبی و حراست از پاکی را یافته است؛ مانند عاشقی که میگوید:«سپاس که مراقب خوبیهایت هستی! به خاطر آنان که قدر نمیدانند، از نیکی روی مگردان.» ✨
همانا صفا ومروه، از شعائر خداست. پس هر كه حج خانهی خدا و یا عمره به جای آورد، مانعی ندارد كه بین صفا و مروه طواف كند. و (علاوه بر واجبات،) هر كس داوطلبانه كار خیری انجام دهد، همانا خداوند سپاسگزار داناست.بقره-۵۸ @rismanash
422
ساحل، مقصدِ دریا نیست.
ساحل و دریا، دو جداافتادهی معشوقند
که دردِ مشترک دارند
و آغوشهاشان به روی هم باز است
برای نجواهای دلتنگی...
دلِ سنگ میشکافد
در همدلی و همرازیِ شبانهی دریا
و رویِ ماهِ محبوب...
دلِ دریا آشوب میشود
وقتی داغِ دلِ زمین را میشنود:
گردشِ پروانهوارش به دور معشوق،
و پایِ بستهاش برای رسیدن
و ذوب شدن در او...
دردِ عشق، مشترک است در هر طرف.
من در این محنت، تنها نیستم...
انگار یک دریا در دلم است که آرام نمیگیرد!#لاادری @rismanash
422
چرا که نه؟ چرا قدمی آرام نکنم و محو زیبایی هر ذرّه نشوم وقتی:
دل هر ذرِّه را که بشکافی آفتابیش در میان بینیاما بیشتر از حدّ یک ذرّه، اعتبار قائل شدم. قلبم تکههایی پراکنده شده، در گرو هر ذرّه و زیر بار رباهایشان خسته و زخمیست. بین عشق و نفرت در تلاطم است؛ و وای اگر بیتفاوتی را به هر چه هست، برگزیند! فراموش میکنم که کثرت در عین وحدت، زیبایی حقیقیست. و اصل بر آن است:
که یکی هست و هیچ نیست جز او وَحْدَهُ لا إِلهَ إِلا هُولذا اگر برای دل بستن، باجخواهی باشد که مرا چنان پراکنده کند که گم شوم و او را گم کنم، باید بگذرم؛ تا از مسیری دیگر و به سبب پیوندهایی دیگر از آفتابش بهره ببرم. حضرت ابراهیم (ع) در برابر و جمع ستارهپرستان، ماهپرستان، خورشیدپرستان، آتشپرستان و هر نشانی از نور، قدمی آرام کرده بود اما از گمشدگی و پریشانی به چنان هیئت استواری رسید که در آتش، گلستان را یافت. پس چرا ایمان راسخ او بار دیگر به آزمون رسید؟ او اسماعیل را برای خود نخواسته بود؛ اسماعیل را منادی نور و عشق میخواست، حتی در آتش. اما گفته بود: «از نسلِ من». و اینجاست که باید در آتشِ عشق به خلوصی اعلا میرسید...
گفت آتش: بیسبب نفروختم دعوی بیمعنیات راسوختم زانکه میگفتی نیام با صد نمود همچنان در «بند» خود بودی که بودبرای آنکه اسماعیل قربانی نشد، جشن نمیگیریم بلکه برای کمال و پیروزی در آزمون عشق، جشن میگیریم. آنجا که آخرین حجاب، حجابِ منیّت برداشته شد، یار بیپرده در تجلّی شد.
هرچه داری اگر به عشق دهی کافِرم، گر جَویی زیان بینی ... گر زِ ظلْماتِ خود رَهی، بینی همه عالَم، مَشارِقُ الْأَنوار[عید قربان را عید اضحی نامگذاری کردهاند، به دلیل آن که اضحی جمع ماده ضحی به معنی ارتفاع روز و امتداد نور آفتاب است و زمانی که خورشید بالا میآید( پیش از ظهر)، آن موقع را ضحی گویند.] @rismanash
422
ماه رمضان؛ ماهِ تهذیب و تزکیه نفس، و همدلی را گذراندیم، ماه حج را نیز سپری میکنیم، دلهایمان را به طواف خانهی او میبریم و شهادت میدهیم که غیر او پناه و محبوبی نداریم و در عید قربان شهادتمان را نه با خون خود با خونِ قربانیِ نفس و حرصهایمان امضا میکنیم، این گذران در مکتبِ او، دارد بر شرم و غصهام میافزاید، ماه محرم که رسید، «کُلُّ یَومٍ عاشورا و کُلُّ أرضٍ کَربَلا» را که گفتیم، بگویم من کجای کربلایت بودم؟ کجا قدمی، صدایی و ایثاری از من در راه حق و دفاع مظلوم دیدی؟!
صدای حسن علاء عیاد کودکی که سرود «اشهد يا عالم علينا» درباره جنایات اسرائیل در غزه را با صدایی دلنشین خوانده بود، در حمله هوایی اشغالگران به اردوگاه النصیرات در مرکز نوار غزه، برای همیشه خاموش شد.
@rismanash
