ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

هَلالوش

هَلالوش

前往频道在 Telegram

هَلالوش به معنیِ آشفته و آشوب.

显示更多
666
订阅者
无数据24 小时
+17 天
-330 天
帖子存档
خبط یعنی اشتباه خیلی بزرگ... یعنی اشتباهی که با صورت فرد و به زمین میزنه.. مولا میفرمایند مردم تو زمان دومی دچار چنین بلایی بودن.. 🔴 خب چه خطاهایی منظور هست؟یه چندتا از خبط ها و بی ثباتی هارو بگیم... ▪️ شیخ مفید در فصول المختاره جلد اول صفحه ۲٠۵ به نقل از اهل تسنن (هشام بن حسان)  اورده(اینو خود اهل تسننم دارن، جاحظ هم نقل میکنه ش): إني لأحفظ من فلانی مائة قضية في الحد كلها ينقض بعضها بعضا...  (این نسخه ای که من دیدم اینترنتی بود نوشته بود الجد که به نظر اشتباهه و حد باشه ولی شاید همون جد درست باشه و منظور مسئله ارث باشه...) میگه من فقط صدتا قضیه از فلانی در مورد حد زدن حفظم که همشون باهم متناقض هستن.... #نهج_البلاغه #خطبه_شقشقیه

فَمُنِيَ النَّاسُ لَعَمْرُ اللَّهِ بِخَبْطٍ وَ شِمَاسٍ وَ تَلَوُّنٍ وَ اعْتِرَاضٍ، فَصَبَرْتُ عَلَى طُولِ الْمُدَّةِ وَ شِدَّ
فَمُنِيَ النَّاسُ لَعَمْرُ اللَّهِ بِخَبْطٍ وَ شِمَاسٍ وَ تَلَوُّنٍ وَ اعْتِرَاضٍ، فَصَبَرْتُ عَلَى طُولِ الْمُدَّةِ وَ شِدَّةِ الْمِحْنَةِ. به دوام وعُمْرِ خدا قسم،  امت در آن روزها  هم گرفتار خطاهای بزرگ بودند و هم سركشى. هم دستخوش بى ثباتى بودند و هم اعراض از حق.... من آن مدت طولانى را نيز صبر كردم، و بار سنگين هر بلايى را به دوش كشيدم.... #نهج_البلاغه #خطبه_شقشقیه

بسم الله الرحمن الرحیم ▪️در خطبه شقشقیه رسیدیم به اینکه مولا فرمودن خلافت در یک دایره پر از خشونت قرار گرفت و شخص خلیفه لغزش
بسم الله الرحمن الرحیم ▪️در خطبه شقشقیه رسیدیم به اینکه مولا فرمودن خلافت در یک دایره پر از خشونت قرار گرفت و شخص خلیفه لغزش های زیادی داشت.. خب شاید کسی بگه آقا اینها قابل اصلاح نبود؟  مولا جواب میدن در ادامه (چون چند روز گذشته مجدد بیانش میکنیم) ▪️فَصَاحِبُهَا كَرَاكِبِ الصَّعْبَةِ إِنْ أَشْنَقَ لَهَا خَرَمَ وَ إِنْ أَسْلَسَ لَهَا تَقَحَّمَ.. (تشبیه ش میکنن به شتری که نه به درد باربردن میخورد نه سواری دادن) شترسرکشی بود که اگه میخواستی بهش سخت بگیری و افسارش ومحکم بکشی آسیب میدید واگه شل میگرفتی هم خودش وهم سوارش ونابود میکرد... #نهج_البلاغه #خطبه_شقشقیه

هر دل پيِ دلستان خود ميگردد هر كس پيِ هم زبان خود ميگردد روزي كه كند پدر فرار از پسرش زهرا پي دوستان خود ميگردد..

زهرا، بِمان که رَحم به قَلبِ حَسَن کُنی اَصلاً زِ جای خیز، عَلی را کَفَن کُنی.....
زهرا، بِمان که رَحم به قَلبِ حَسَن کُنی اَصلاً زِ جای خیز، عَلی را کَفَن کُنی.....

مولا و خانم جان خیلی هزینه دادن که جلوی این خیانت رو بگیرن... هرجوری بود کار غسل و تمام کرد... میخواست آخرین بندهای کفن و ببنده بچه هارو صدا کرد جلو بیان تا با مادر وداع کنن.. بچه ها اومدن... خودشون و رو بدن مادر انداختن... از امیرالمومنین  علیه السلام نقل شده دیدم بندهای پایینی کفن بازشد.. دستان فاطمه ام بیرون آمد و بچه هاش و بغل کرد.. رفقا سه ماه بود نتونسته بود بچه هاش و درآغوش بگیره.. چند لحظه بیشتر نگذشته بود که ندا آمد یاعلی.. بچه هارو از مادرشون جدا کن...  زمین و زمان داره بهم میریزه .... با نوازش بچه هارو از بدن مادر جدا کرد... اخ که لا یوم کیومک یا اباعبدالله... بچه رو از پیکر بی جان پدرش... مادرش... با نوازش بلند میکنن.. نه با تازیانه.. وقتی نشست در بر بابای بی سرش چهره نهاد بر روی رگ های حنجرش از آتش درون دلش شعله می کشید اشکی که می چکید ز چشمان اطهرش دختر گرفته بود تنش را ببر ولی بابا گشوده بود بغل بهر دخترش از گوش پاره کرد فراموش تا که دید این گوشوار عرش فتاده است در برش تنها نمی گریست به گودال قتلگاه آمد صدای ناله جانسوز مادرش پرپر زد و نکرد پدر را رها، اگر از ضرب تازیانه پر از زخم شد پرش عمه به ناله گفت عزیز برادرم باید که بوسه زد به گلوی مطهرش با جوهری زاشک وفایی رقم بزن دیدم پیام می چکد از خون حنجرش...

اینها لغزش هایی بود که میخواست قرآن و دین و زمین گیر بکنه...  ولی حضرت زهرای مریضه سلام الله علیها بودن... یه چراغ برای عالم تا ابد روشن کردن... مولا علی علیه السلام و اهل بیت بودن تاجلوی این خیانت هارو بگیرن..

اما چند کلمه هم در مورد قرآن... ▪️اهل تسنن برخیشون میگن این قرآن در زمان اولی نوشته شده... همین شخص دومی گفته حافظان قرآن دارن میمیرن کم کم... بیا بنویسیمش از دستمون نره... 🔺نکته اول:  خب آقا اگه قرآن کامل نبوده  حافظین قرآن چه جوری مرتب حفظش کردن؟ 🔺نکته دوم... پیامبر نفرمود آیات و براتون گذاشتم... نفرمود ورق هارو براتون گذاشتم... فرمودن کتاب الله و عترتی.. کتاب خدا رو براتون گذاشتم... ظاهرا مدون بوده.. یعنی این قرآن نوشته شده بوده ظاهرا... جلد شده بوده... 🔸بعد اگه شما جمع کردین پس چرا باز نقل میکنین زمان سومی او هم قرآن و جمع کرده؟

خلاصه کلام: سنت و.وایات و سعی کرد  از قرآن جدا کنه..   گفت لازم نیست فکر کنیم تو آیات قران ونهی شدیم و هرچی نفهمیدیم و بگذریم ازش خواست بگه قرآن تحریف شده و به مرور از اعتبار ساقطش کنه..

▪️آقا این در کنار این کارها بازم کاری برا ضربه زدن به قرآن کرد؟  بله... همین دومی میگفت قرآن تحریف شده..  انگار میخواست همین قرآن نصفه ونیمه که مانده هم ببره زیر سوال.. هم تو صحیح مسلم هست.. هم صحیح بخاری ⚫️ رفت بالامنبر گفت میترسم بگن من تو قرآن دست بردم وگرنه آیه «الشَّيْخُ وَالشَّيْخَةُ إِذَا زَنَيَا فَارْجُمُوهُمَا الْبَتَّةَ نَكَالًا مِنَ اللهِ وَاللهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ»  رو به قرآن اضافه میکردم چون بوده و ماخوندیمش و الان نیست! معنی :  هنگامی که پیرمرد و پیرزنی زنا کنند پس آن‌ها را سنگسار کنید، و این عذابی است از سوی خدا، و خداوند، عزیز و حکیم است... 🔺یعنی چی؟ یعنی خدا حکمی ناقص میده؟  یعنی همسر داشتن ونداشتن اینها در حکم تاثیری نداره؟ 🔺این همه اصحاب حی و حاضر... نباید توسط بزرگان دیگه هم این ادعا نقل میشد؟ 🔺ما آیه داریم تو قرآن که میفرماید ما این قرآن و از تحریف حفظ میکنیم.. حرف خلاف قرآن هست که... 🟢 ضمنا امام معصوم فرمود هرچی مخالف متنِ قرآن بود بکوبیدش به دیوار (چون برخی شیعیان هم اینو نقل کردن این بخش آخر و هم اوردیم که سوال پیش نیاد... ) #خطبه_شقشقیه #نهج_البلاغه

رفقا برنامه داشتن که ماهیت دین و تغییر بدن.. صرفا میخواستن از دین یک پوستینی بمونه که بندازن رو دوششون و بهشون مشروعیت بده و دین جدیدی و ارائه بدن.. ▪️شاید یکی بگه آقا داری به خلیفه تهمت میزنی...  خب نمیدانسته واقعا شاید... زَمَخْشَرِی، ابن كَثِير، خَازِن، أبُوالسُّعُود، سُيُوطى و...  روايتی و نقل کردن که: دومی رو منبر بود آیه وَ فٰاكِهَةً وَ أَبًّا (۳۱سوره عبس )  رو خوند... ازش پرسیدن آقای خلیفه أَبًّا یعنی چی؟ گفت چکار دارید چی میشه!  (خب بابا بگو نمیدونم! میرم پیداش میکنم) بعد ادامه داد؛ ما مأمور نيستيم كه معناى آن را بدانيم،  این تکلف هست!  برید هرچی از قرآن بیان شده رو بگیرید دنبال بیشتر نباشید! ▪️اول:  بابا لعنتی بیان شده؟  مگه نگفتی حسبنا کتاب الله؟ مگه قرآن خودش روشن و واضح نبود؟ چه نیازی به بیان هست؟ ▪️دوم:  بابا مگه قرآن خودش هزار بار نگفته تو قرآن تفکر کنید؟ چرا حکم میسازه از خودش؟ ✅ به مولا گفتن آقا جان این ابا یعنی چی؟  گفت آیات قبل وبعدش  بخونید مشخص میشه.. میگه برا خودتون وچهارپاهاتون غذا افریدیم.. فاکهه و میوه برا خودتون ابا هم علوفه برا دام هاتون... علوفه رو بلد نبوده... #نهج_البلاغه #خطبه_شقشقیه

خب با این شرایط مجدد سوال داریم ازاینا...  اینا مگه نگفتن جز قرآن به چیزی نیاز نیست؟ چه کنار بستر پیامبر... چه با نهضت سوزاندن احادیث وکتب اینو تایید کردن.. ❌ چرا اسم اینها شده سُنی؟  خلیفه شما که کاری با سنت نبوی نداشت... گفت حسبنا کتاب الله! ❌اگر قرآن باید در کنار سنت باشه چرا خلیفه گفته لازم نیست؟ ⭕️ اگه درست گفته و لازم نیست چرا اسم سنت رو گذاشتین رو خودتون و میگید دنبال سنت پیامبر میرید؟ ⭕️ اگه درست گفته و لازم نبود چرا خودتون این همه کتاب حدیثی نوشتین؟؟ 💢 رفقا این مسائل و ساده تحلیل نکنیم...  حالا طرف علم نداشت... ولی نمیشه سه بار یه حکم اشتباه و داد! 🔆آیا اتفاقی و اشتباه گفت قرآن مارو بس و حتی به قرآن هم عمل نکرد... 🔅آیا اتفاقی اینو گذاشتن قاضی، و بعد خلیفه جامعه؟ 🔅اتفاقی بود که به علم حمله کرد... 🔅اتفاقی بود.. یه لحظه عصبانی شد به خانه ی مولا حمله کرد... نه والله... همه ی این حوادث تو یه پازل و بازی حساب شده اتفاق می افته.... #خطبه_شقشقیه #نهج_البلاغه

یکی دیگه ش و بگیم.. ▪️در زمان دومی،  لشکر عمرو عاص اسکندریه مصر و گرفت.. فتح کرد اسکندریه یکی بزرگترین و مهمترین کتابخانه های تاریخ و داشته... برا این دومی نوشتن آقا بیا ببین چه گنجینه ارزشمندی کشف کردیم! چنین هست وچنان هست! ▪️همین دومی برداشت به عمروعاص نوشت محتوای اون کتاب ها یا مخالف با قرآن هست که باید سوزانده بشه... یا موافق قرآن هست که نیازی بهش با وجود قرآن نیست! همه رو بسوزانید! ▪️نوشتن تا شش ماه توی حمام های اسکندریه جای هیزم از کتب اون کتابخونه استفاده میکردن.. ⚠️من از شما میپرسم.. یه کتاب طبی مخالف قران هست یا موافق اون؟ ⚠️یه کتاب درمورد معماری...در مورد شیمی...  مخالف قرآن هست یا مخالف اون؟ 🔅قبلا گفتیم صدسال نوشتن حدیث ممنوع بود و دو بار کتب حدیثی و سوزاندن... انگار اینها همه برا ساخت یک نهضت بود..همه برنامه ای حساب شده بوده..(شما دقیقا چنین تفکراتی رو تو داعشی ها هم میبینید) #نهج_البلاغه #خطبه_شقشقیه

▪️یا یه اتفاقی و بارها برا این بابا تکرار میشه تو دوره خلافتش! و این هربار یه کار اشتباه و تکرار میکنه ▪️ همه تو منابع خودشونه...  سه بارش با تفاوت در جملات و شخصیت هاش قطعی هست... یعنی سه بار این حادثه رخ داده.. چه حادثه ای؟ زن بارداری و می اوردن پیش دومی!  میگفتن عملی انجام داده که باید بمیره...  حکم سنگسار میداد! طبق منابع خودشون یکبار معاذ بن جبل جلوش و میگیره.. دوبار خود مولا... خب یکبارش نمیدونستی حکم رو... چرا تکرارش میکنی؟ فرضا مادره خطایی کرده،  مگه جنین و نوزاد رو به گناه مادر میکشن؟ ▪️یا حافظه ش مشکل داره... که بعیده...  یا داره عمدا اینکار و میکنه... انگار میخواد یه فرهنگی و توجامعه راه بندازه...انگار میخواد یک نهضت ضد دین و قرآن.. ضد عقل... ضد علم و راه بندازه.... #خطبه_شقشقیه #نهج_البلاغه

مولا فرمودن این فرد لغزش های هولناکی داشت... خود اهل تسنن نقل کردن:  أنَّ فلانی كان يعس بالليل... دومی شب هی سرک میکشید اینور اونور.. فسمع صوت رجل في بيت يتغنى، فَتَسَوَّرَ عليه فوجد عنده امرأة وعنده خمر صدای یه مردی و شنید! از داخل خانه اش! از دیوار خانه ی طرف بالا رفت دید یه زن همراه مرد هست و شرابی هست و.. گفت دشمن خدا تو فکر کردی خدا تورو هنگام گناه مخفی میکنه؟؟ تهدیدش کرد.. فقال لا تعجل .. مَرده گفت عجله نکن.. ببین جناب خلیفه من قبول دارم یه اشتباه کردم... ولی تو سه تا اشتباه کردی.. 🔹اول اینکه خدا میگه تجسس نکنید..به تعبیر ما  خب به توچه من تو خونه خودم چکار میکنم؟ 🔹دوم اینکه خدا میگه خانه ها در دارن.. برید در بزنید از در وارد بشید نه از رو دیوار.. 🔹سوم.. خدا میگه از درب خانه ای وارد شدی سلام کن!  نه داد و بیداد و تهدید.. انگار این آدم عادت داشت به این رفتارها.. این روایت ها جدا ازاینکه مارو به غکر فرو میبره و گاهی بصورت غیرمستقیم روضه ای و یادآور میشه و حالت طعنه داره عمق فاجعه روهم نشون میده... خلیفه ی جامعه.. کسی که در زمان اولی مدتی به عنوان قاضی کار میکرده ابتدایی ترین احکامی رو که یه شراب خور بلد هست،بلد نیست و اونقدری که یک شرابخور با قرآن آشناهست،  آشنا نیست..(درظاهر) #نهج_البلاغه #خطبه_شقشقیه

بسم الله الرحمن الرحیم دیشب مقداری در مورد شرایط اخلاقی دومی صحبت کردیم.. ولی آیا این رفتارهای خشن یکسری رفتار از یه فرد بیسواد هست که صرفا سریع آمپر میچسبونه یا نه... ریشه هایی داره؟ یا عامدانه است؟ #خطبه_شقشقیه #نهج_البلاغه

اسما دید الانه که بچه ها جان بدن.. هرجور بود از خانم جان جداشون کرد.. قَالَتْ لَهُمَا أَسْمَاءُ يَا ابْنَيْ رَسُولِ اللَّهِ انْطَلِقَا إِلَى أَبِيكُمَا عَلِيٍّ فَأَخْبِرَاهُ بِمَوْتِ أُمِّكُمَا عرض کرد آقا زاده ها برید پدرتون علی و پیدا کنین و خبر و بهش بدید.. بچه ها رفتن.. تا وارد مسجد رسول خدا شدن زدن زیر گریه... اصحاب دورشون و گرفتن.. عرض کردن آقا زاده چیشده.. چرا گریه میکنین؟ قَدْ مَاتَتْ أُمُّنَا فَاطِمَةُ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهَا.. فرمودن مادرمون فوت کرده.. مولا در مسجد بود...  تا اینو شنید فَوَقَعَ عَلِيٌّ عَلَى وَجْهِهِ.... علی با صورت به زمین خورد.....