ch
Feedback
دفترچه خاطراتِ فراموشی.

دفترچه خاطراتِ فراموشی.

前往频道在 Telegram

★𝀚𝖤𝗏𝖾𝗋𝗒𝗍𝗁𝗂𝗇𝗀 𝗍𝗁𝖺𝗍 𝗂𝗌 𝗐𝗋𝗂𝗍𝗍𝖾𝗇 𝖻𝗒 𝗆𝖾 𝗂𝗇 𝗍𝗁𝗂𝗌 ‌ 𝗇𝗈𝗍𝖾𝖻𝗈𝗈𝗄 ּ 𝗐𝗂𝗅𝗅 𝖻𝖾 𝖿𝗈𝗋𝗀𝗈𝗍𝗍𝖾𝗇 𝖿𝗋𝗈𝗆 𝗆𝗒 𝖻𝗋𝖺𝗂𝗇 𝗂𝗇 𝗍𝗁𝖾 𝖾𝗇𝖽 ‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌

显示更多
309
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天

数据加载中...

相似频道
无数据
有任何问题?请刷新页面或联系我们的客服
标签云
无数据
有任何问题?请刷新页面或联系我们的客服
进出提及
---
---
---
---
---
---
吸引订阅者
九月 '24
九月 '24
+5
在3个频道中
八月 '240
在4个频道中
Get PRO
七月 '24
+93
在9个频道中
Get PRO
六月 '240
在9个频道中
Get PRO
五月 '240
在7个频道中
Get PRO
四月 '240
在10个频道中
Get PRO
三月 '240
在17个频道中
Get PRO
二月 '240
在27个频道中
Get PRO
一月 '240
在32个频道中
Get PRO
十二月 '230
在1个频道中
Get PRO
十一月 '230
在0个频道中
Get PRO
十月 '23
+216
在0个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
25 九月0
24 九月0
23 九月0
22 九月0
21 九月0
20 九月0
19 九月0
18 九月0
17 九月+1
16 九月+2
15 九月0
14 九月0
13 九月0
12 九月+2
频道帖子
با لمـس‌‍هات، خـراش‌هـای اضـافے جسمـم رو بـنوش. بـا چشـم‌هات، چـالـہ‌هـای عمـق‌ گـرفتہ روحـم رو تسـڪین بـده و بـا لـب‌هات، نـاقـوسِ خـفتـگے رو ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌بـرای پـلک‌هـای خـستہ‌‍م بـنواز.

2
+4
没有文字...
1 333
3
file_446
1 024
4
sticker.webp
988
5
‌ ‌▫️ سـالِ هـزار و نہصد و نود سہ، ورقہ‌های به‌جـا ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌مانـده از بیمـارِ اتـاقِ 𝟐𝟏𝟎؛ پـارک‌هـارو. صدا‌ها را می‌شنوم. ترددِ سریعی از انعکاس‌ها را در مغزم می‌بینم. گوش‌هایم پر شده‌ از ملودی‌های تکراری. با دستانم آن‌ها را می‌پوشانم. فریاد می‌کشم، می‌گویم دیگر بس است. در این جایگاه تیره، صبر امانم را با خنجری تیز و زخمی عمیق بر گلویش بریده است. دگر نمی‌توانم به آن‌ها گوش بدهم و مثل تمامی این سال‌ها با نگاهی گذرا رد شوم. احساس‌شان می‌کنم؛ بیشتر از هر زمانی. چون دگر دست‌هایم انگشتان تو را نبوسیده‌اند و تو همچون قرصی‌ آرام‌بخش، مرا به بندِ اسارت خود نبسته‌ای. حال، من در زیرِ آواره‌های ابر، تحلیل رفته‌ام. نیز‌هایش را احساس می‌کنم که بر کمرِ شکسته‌ و زانوهای برخورد کرده با زمین‌ام، سقوط می‌کنند. اما تو، این‌جا نیستی که مشابه هر بار مرا از این خیابون‌های پر سر و صدا، به آغوشِ امنِ خود، پناه بدی. جیغ می‌کشم و آسمان هم ماننده من خرناس سر می‌دهد. آن صدا، تمامی ندارد. مدام زمزمه‌های تیز اش را زیر گلویم می‌برد؛ تقلا می‌کند. برای شنیده شدن. او، می‌خواهد ما را بکشد. او، می‌خواهد من، خود و او را به انتها برسانم. اما دقیقا کی منِ واقعی است؟ منی که به زهرِ دلتنگی تو آغشته شده‌ام و یا اویی که از نجوا کردن در مغز ام دست بر نمی‌دارد؟
1 397
6
+1
没有文字...
1 101
7
ecc9d3d3-06fc-449c-84b7-92cef97e3144.mp3
1 096
8
روزی جـوانہ‌های مرگ، به دامان مـا هم خواهند رسید. اما پیش از آن، من خواهـانِ بوییدنِ بابونـه‌های موهایـت، رسم کـردنِ شهدِ بـهارنارنج در قلـب‌‍ت و بوسیدنِ قاب‌های شفاف‌‍ت هستم.
1 505
9
sticker.webp
1 031
10
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌تبـسمِ زندگی بخـشِ دریچـہ‌هاے او. ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌+8
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌تبـسمِ زندگی بخـشِ دریچـہ‌هاے او. ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌
1 431
11
‌ زمان زیادی می‌گذره که دیگه ما، ما نیستیم. ما حتی دیگه خودمون هم نیستیم. از این جمعی که من و تو رو به‌هم پیوند می‌زد، حتی منِ ناکافی هم باقی نمونده چه برسه به تویی که زودتر از من رفتی. اون لحظه بود که فهمیدم زمانِ خداحافظی از هر لحظه‌ای که باهم داشتیم سخت‌تر بود. مخصوصا وقتی که دیدم چشم‌هات نگاه‌شون رو هم از من دریغ کرده بودن. تو، به من نگاه نمی‌کردی! درست برعکسِ من که هیچ فرصتی رو برای حفظ کردنِ صورتت تلف نمی‌کردم. چشم‌های من توی هر ثانیه از زندگی‌م به دنبال تو قدم برمی‌داشتن. توی جمع‌های شلوغ، تو نوری وسطِ تیرگی اطرافم بودی و توی شب‌های سفیدِ سال تو سرخیِ گرمِ خونه‌م بودی. قلب من، توسط تو تصاحب نشده بود؛ روح و جسمم هردو باهم به مهرِ اسمت آغشته شده بودن و من رسما، دیگه من هم نبودم! من فقط تو بودم. ‌
1 315
12
sticker.webp
814
13
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ جسمی پر شده از تو. ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌
967
14
视频消息
876
15
4_5784890557629207285.mp3
1 006
16
sticker.webp
948
17
▫️بنواز اے ریسماںِ خفتہ، بنواز ڪه این شبِ تار ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ بہ پـایان برسد.+3
▫️بنواز اے ریسماںِ خفتہ، بنواز ڪه این شبِ تار ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ بہ پـایان برسد.
2 259
18
تو، زخمی به‌جا مونده روی دست‌های منی. خطی بزرگ درست وسطِ صافی آسمون؛ خرابی‌ای واضح. اما هر بار که بهش خیره می‌شم، یادم می‌آد اون بریدگی‌ای که حالا گل‌های سبز ازش روییدن، تنها چیزی بود که نسیمِ ملایمِ بهاری رو به ریه‌های بی‌جونم رسوند و ستاره‌ها رو از تیله‌های تار شده‌م دور کرد. تو، همون زخمی هستی که با وجودِ خون‌ریزی خودش، نفس‌های از دست رفته‌م رو به جسمم برگردوند. - صفحه اول از دفترچه خاطراتِ گم‌ شده ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌در بینِ بوته‌های چروکیده باغِ الحمرا.
1 790
19
sticker.webp
1 000
20
‌ زهـری رویـیـده از چَـشمـانِ ماه ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ در کوچـک شـکافـت‌های رگ‌هـایـم.+4
‌ زهـری رویـیـده از چَـشمـانِ ماه ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ در کوچـک شـکافـت‌های رگ‌هـایـم.
1 863