علی عبدی/ دیده بان تحرکات کِریا
前往频道在 Telegram
کِریا نام منطقه ایست در قلب تل آویو که وزارت جنگ، ستادکل نیروهای نظامی، آمان، ستاد نیروی هوایی و دریایی و دیگر بخشهای مهم سیستم امنیتی و نظامی رژیم صهیونیستی در آن مجتمع است.
显示更多📈 Telegram 频道 علی عبدی/ دیده بان تحرکات کِریا 的分析概览
频道 علی عبدی/ دیده بان تحرکات کِریا (@kriyaassess) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 19 777 名订阅者,在 政治 类别中位列第 2 932,并在 伊朗 地区排名第 16 924 位。
📊 受众指标与增长动态
自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 19 777 名订阅者。
根据 12 七月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 821,过去 24 小时变化为 15,整体触达仍然可观。
- 认证状态: 未认证
- 互动率 (ER): 平均受众互动率为 10.91%。内容发布后 24 小时内通常能获得 11.45% 的反应,占订阅者总量。
- 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 2 158 次浏览,首日通常累积 2 265 次浏览。
- 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 58。
- 主题关注点: 内容集中在 نظامی, هرمز, ترامپ, خلیج, نیرو 等核心主题上。
📝 描述与内容策略
作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“کِریا نام منطقه ایست در قلب تل آویو که وزارت جنگ، ستادکل نیروهای نظامی، آمان، ستاد نیروی هوایی و دریایی و دیگر بخشهای مهم سیستم امنیتی و نظامی رژیم صهیونیستی در آن مجتمع است.”
凭借高频更新(最新数据采集于 13 七月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 政治 类别中的关键影响点。
19 777
订阅者
+1524 小时
+4497 天
+82130 天
帖子存档
خالد الشایف، مدیر فرودگاه بینالمللی صنعا اعلام کرد: «دشمن سعودی با حمله بدون هیچگونه توجیه به یک فرودگاه غیرنظامی، مرتکب خطای بزرگی شد؛ این یک جنایت جنگی است. ما تایید میکنیم که محاصره و تجاوزات عربستان علیه یمن و بهویژه علیه فرودگاه بینالمللی صنعا همچنان ادامه دارد.»
حزام الاسد، یکی از اعضای ارشد دفتر سیاسی جنبش انصارالله اعلام کرد: رژیم سعودی متوجه خواهد شد که با دستان خودش، قبر خودش را حفر کرده است.
انصارالله: عربستان با حمله به فرودگاه صنعا به آتشبس پایان داد
یحیی سریع، سخنگوی نیروهای مسلح انصارالله یمن (حوثیها) گفت، عربستان با حملات هوایی به فرودگاه صنعا، به آتش بس پایان داد؛ مسئولیت هرگونه پیامد ناشی از این اقدام بر عهده ریاض است.
هزینه نظامی در حال حاضر قابل توجه است. کارزار اولیه مهمات پیشرفته آمریکا را به میزانی مصرف کرد که محدودیتهای پایگاه صنعتی را آشکار ساخت. مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی (CSIS) تخمین زد که ایالات متحده ممکن است بیش از نیمی از موجودی پیش از جنگ خود را در چهار سیستم از هفت سیستم کلیدی استفاده کرده باشد و برای بازسازی این موجودیها یک تا چهار سال زمان نیاز است. هر دور جدید، گزینههای آینده را محدودتر کرده، رقابت میان جبههها و متحدان را افزایش میدهد و ظرفیت تولیدی نادر را به سوختی برای جنگی بدون نقطه پایان تبدیل میکند.
یک سیاست جدی «آمریکا اول» این را یک هشدار تلقی میکرد. از خود میپرسید که آیا موشک دیگری که به ایران پرتاب میشود، آمریکا را امنتر میکند یا صرفاً لحظهای را به تأخیر میاندازد که واشنگتن مجبور به مذاکره شود؟ ترامپ در عوض، عمل حمله را به عنوان توجیه راهبردی خود تلقی میکند. آتشباران جایگزین هدف سیاسی میشود، حتی با وجود اینکه تشدید، آمادگی نظامی را تحلیل میبرد و وابستگی به دیپلماسی را عمیقتر میکند، دیپلماسی که دولت آن را علناً تحقیر میکند.
هزینههای اقتصادی نیز همین الگو را دنبال میکنند. هرمز قیمت انرژی، کشتیرانی، بیمه، تولید، کشاورزی و هزینههای خانوار را به هم متصل میکند. قیمت نفت زمانی که دیپلماسی به نظر میرسید خطر اختلال را کاهش میدهد، افت کرد و زمانی که جنگ آمریکا-ایران از سر گرفته شد، دوباره افزایش یافت. این نوسان اتفاقی نیست. این یکی از راههای اصلی است که جنگ هزینههای خود را به مردمی دور از میدان نبرد منتقل میکند.
یک کارزار پایدار، هزینههای بیمه و حمل و نقل را افزایش میدهد، سرمایهگذاری را متزلزل میکند و فشار بر صنایع وابسته به سوخت و تولید مواد غذایی را افزایش میدهد. این بار بر دوش کارگرانی خواهد افتاد که شغلشان به تجارت پایدار وابسته است، خانوادههایی که از قبل با قیمتها دست و پنجه نرم میکنند، و جوامعی که بارها به آنها گفته شده مسکن، مراقبتهای بهداشتی، مدارس و زیرساختها غیرقابلتحمل هستند. یک دولت نمیتواند به طور قابلقبولی ادعا کند که آمریکاییها را در اولویت قرار میدهد، در حالی که آنها را در معرض یک شوک انرژی قابلپیشگیری قرار میدهد و منابع عمومی را به عنوان یک ذخیره پایانناپذیر برای تشدید رفتار میکند.
هزینه سیاسی منطقهای نیز به همین اندازه جدی است. عملیات آمریکا برای پایگاهها، پشتیبانی لجستیکی و دسترسی به کشورهای حاشیه خلیج فارس وابسته است. با این حال، این کشورها خطر فوری تلافی ایران را متحمل میشوند. هرچه واشنگتن خاک آنها را بیشتر به زیرساختی برای یک درگیری بیپایان تبدیل کند، انگیزه آنها برای پوشش دادن ریسک و جستجوی ترتیباتی که آسیبپذیری آنها را کاهش دهد، قویتر میشود. تشدید ترامپ در خطر تضعیف شبکهای از روابطی است که قدرت آمریکا در منطقه به آن وابسته است.
خویشتنداری تسلیم نیست. این به رسمیت شناختن این است که زور بدون یک نظریه سیاسی برای موفقیت، به یک آیین پرهزینه تبدیل میشود. پیش از هر حمله دیگری، دولت باید هدف خود را بیان کند، توضیح دهد که اقدام نظامی چگونه به آن دست مییابد، شرایط پایان عملیات را تعریف کند، خطرات تلافی را شناسایی کند و مرجع قانونی برای گسترش جنگ را ارائه دهد. کنگره باید این پاسخها را مطالبه کند، نه اینکه اجازه دهد یک کارزار شکستخورده از طریق شتاب ریاستجمهوری گسترش یابد.
کارزار اولیه ثابت کرد که ایران را میتوان آسیبزده کرد بدون اینکه از نظر سیاسی مطیع شود. حملات جدید چیز خطرناکتری را ثابت میکنند: ترامپ آماده است تا آمادگی نظامی، ثبات اقتصادی، روابط منطقهای و پاسخگویی دموکراتیک آمریکا را تضعیف کند، به جای اینکه بپذیرد بمباران، توافق وعدهدادهشده را به ارمغان نیاورده است. راهبرد مسئولانه، استفاده از کانال دیپلماتیک باقیمانده برای کاهش تشدید و مذاکره بر سر مسائل حلنشده است. در غیر این صورت، هر شکستی به بهانهای برای حملهای دیگر تبدیل خواهد شد و ایالات متحده یک راهبرد شکستخورده را به جنگ دائمی تبدیل خواهد کرد.
https://original.antiwar.com/brian_hudson/2026/07/12/trumps-new-iran-strikes-are-turning-failure-into-a-wider-disaster/
حملات جدید ترامپ به ایران، شکست را به فاجعهای بزرگتر تبدیل میکند
آسانترین اشتباه در جنگ، اشتباه گرفتن قابلیت حمله مجدد با اثبات موفقیت حمله قبلی است. دونالد ترامپ در ایران دارد این اشتباه را مرتکب میشود. حملات جدید آمریکا ممکن است داراییها و زیرساختهای نظامی بیشتری را نابود کند، اما به پرسش سیاسی که از ابتدا بر این جنگ سایه افکنده، پاسخی نمیدهد: قرار است این همه تخریب، چه نتیجهای به همراه داشته باشد؟
دولت ترامپ کارزار اولیه را با این ادعا آغاز کرد که برنامه هستهای ایران را مهار و قدرت نظامی پشت تهدید منطقهای تهران را درهم میشکند. ماهها بعد، ایران تسلیم نشده، مناقشه هستهای حلنشده باقی مانده و تنگه هرمز به مرکزی خطرناکتر برای تقابل تبدیل شده است. ایالات متحده همچنان از طریق واسطهها درباره کشتیرانی و سایر مسائل حلنشده مذاکره میکند. ترامپ میگوید مذاکرات میتواند ادامه یابد، حتی در حالی که آتشبس را لغو و دستور حملات جدید را صادر کرده است. این راهبردی نیست که به موفقیت نزدیک شود. این راهبردی است که از تشدید برای فرار از مواجهه با شکست خود استفاده میکند.
این الگو، خطر اصلی است. هر بار که زور در تولید نتیجه سیاسی وعدهدادهشده ناکام میماند، دولت این شکست را نه به عنوان شاهدی بر اشتباه بودن راهبرد خود، بلکه به عنوان دلیلی بر این تلقی میکند که به اندازه کافی زور به کار نبرده است. ناتوانی کارزار اولیه در وادار کردن ایران به تسلیم، توجیهی برای دور بعدی میشود. اگر آن دور نیز شکست بخورد، شکست آن میتواند دور بعدی را مجاز کند. این راهبرد تقریباً غیرقابل ابطال میشود، زیرا هر شکستی به عنوان کاری ناتمام بازتعریف میشود.
ایران خسارتهای هنگفتی متحمل شده است. حملات اولیه، چهرههای ارشد سیاسی و نظامی را کشت، در حالی که کارزار گستردهتر هزاران هدف را هدف قرار داد و توانمندیهای نظامی را تضعیف کرد. با این حال، تخریب به اطاعت سیاسی ترجمه نشد. حتی وسعت مراسم تشییع جنازه رهبر ایرانی که در حملات اولیه آمریکا و اسرائیل ترور شد، هرچند دلیلی بر اجماع ملی نبود، نشان داد که بمباران خارجی نتوانسته فروپاشی آسانی را که برخی طرفداران جنگ انتظار داشتند، در قدرت سیاسی ایجاد کند.
طرفداران تشدید خواهند گفت که واشنگتن خیلی زود متوقف شد. ایران تضعیف شد اما به اندازه کافی تضعیف نشد و تنبیه بیشتر در نهایت تهران را مجبور به عقبنشینی خواهد کرد. اما این منطق، هر شکستی را به دلیلی برای تکرار سیاستی که باعث آن شده، تبدیل میکند. اگر بمباران تسلیم را تضمین نکند، بیشتر بمباران کن. اگر تلافی رخ دهد، سختتر ضربه بزن. اگر مذاکرات همچنان لازم است، ادعا کن دیپلماسی تنها به این دلیل کار میکند که بمبها اهرم فشار ایجاد کردهاند.
با این حال، تخریب اهرم فشار نیست مگر اینکه طرف مقابل را به سمت نتیجه موردنظر حرکت دهد. کارزار اولیه میدان چانهزنی را تغییر داد بدون اینکه مناقشه را حل کند. هرمز، نه پرونده هستهای، به قدرتمندترین ابزار فشار ایران تبدیل شده است. تهران اکنون کنترل بر این آبراه را به عنوان قویترین کارت راهبردی خود مینگرد. واشنگتن به نام حذف اهرم ایران به جنگ رفت. در عوض، به ارتقای یک گلوگاه دریایی که پیش از جنگ حدود یکپنجم مصرف نفت و فرآوردههای نفتی جهان از آن عبور میکرد، به میدان نبرد مرکزی روابط کمک کرد.
تقابل در تنگه بنابراین گواهی است بر اینکه کارزار اولیه بر اساس منطق اعلامشده خودش شکست خورده است. واشنگتن بازگشایی هرمز را نشانه موفقیت معرفی کرد. با این حال، کشتیرانی تجاری همچنان در معرض خطر است، ترافیک نفتکشها کند شده، ایران همچنان بر عبور و مرور اعمال حاکمیت میکند و آمریکا بار دیگر برای تحقق دسترسی که ادعا میکرد قبلاً تأمین شده، از زور استفاده میکند. پیروزی که باید بارها با بمباران بازآفرینی شود، پیروزی پایدار نیست. این یک ترتیبات نظامی ناپایدار در انتظار حادثه بعدی است.
مشکل عمیقتر این است که ترامپ هیچ نظریه قابل مشاهدهای برای چگونگی پایان تشدید ندارد. آیا هدف توافق هستهای است؟ دسترسی بیقیدوشرط از طریق هرمز؟ نابودی کامل توان نظامی متعارف ایران؟ تغییر رژیم؟ یا مجازات حملات به کشتیرانی؟ هر هدف به راهبرد و توافق سیاسی متفاوتی نیاز دارد. اهداف متغیر دولت، این واقعیت را پنهان میکند که بمباران چقدر کم به دست آورده است. ابهام به دولت اجازه میدهد هر حمله جدید را به عنوان ضروری توصیف کند و در عین حال از قضاوت عمومی درباره موفقیت جنگ جلوگیری کند.
اینگونه است که یک کارزار ناموفق به سیاست دائمی تبدیل میشود. تلافی ایران، تشدید آمریکا را توجیه میکند؛ تشدید آمریکا تلافی بیشتری تولید میکند؛ و ناامنی حاصله به عنوان اثبات اینکه خویشتنداری خطرناک خواهد بود، ارائه میشود. جنگ هم علت بحران و هم راه حل پیشنهادی میشود.
وزارت امور خارجه یمن: ما با اتکا به خداوند، وارد یک مرحله جدید خواهیم شد تا حقوق خود را به طور کامل و بدون هیچ کم و کاستی به دست آوریم. رژیم سعودی متوجه خواهد شد که خود را در یک بنبست استراتژیک بزرگ قرار داده است و در نتیجه، هزینههای سنگینی را متحمل خواهد شد.
+1
بمباران شدید فرودگاه بین المللی صنعا پایتخت یمن توسط جنگنده های ارتش عربستان سعودی
برا ران واخ شعام و خارجی وزارت اطلاعات تحویل بگیرید بیش از خود سعودیها شما نگران آنها و رابطه یکجانبه مسخره هستید سفیر گذاشته اید آنجا تبدیل به حافظ منافع عربستان در سفارتخانه و واخ شده
🎥 کدام کارشناسان مهمل باف، مدافع تفاهم نامه تند و زمینه حمله دوباره به ایران را فراهم می کنند؟
youtube.com/watch?v=0ttAWfnjNME&t=6383s
Repost from دیدهبان جنگ
آمریکا و اسرائیل زیر ساخت ما را خواهند زد
اگر همین روز ها کاریش و راس لفان نورانی نشود
Repost from دیدهبان جنگ
ملت ایران امروز اگر بداند فردای سیطره جویی و ازادی عمل دشمن صهیو امریکایی در ایران چه چیزی است
با دندان با رژیم صهیونیستی میجنگد
Repost from دیدهبان جنگ
مسئولان ما روزانه باید ساعت ها پای درس اسرائیل شناسی بنشینند
نبرد با بنی صهیون
شجاعت زدن زیر ساخت میخواهد
نه ترس از خوردن زیر ساخت
Repost from دیدهبان جنگ
دو اصل انکار ناپذیر
رژیم صهیونیستی هیچ دستاوردی نظامی را با تفاهم سیاسی کنار نمیگذارد
ایالات متحده در اصل اول با رژیم صهیونیستی شریک و هماهنگ است
معادله امروز
از سیریک
تا ناقوره و علی الطاهر نعل به نعل یکی است
Repost from دیدهبان جنگ
کیان موقت اسرائیل دست از نبرد با ما برنخاهد داشت
حتی اگر تابلو های خوشامد گویی به شهر های ایران را به زبان عبری بنویسیم
اما ما باید درک کنیم که این جنگ
با الغای وجود یک طرف پایان مییابد
در جنگ وجودی نگرانی برای باد کولر ۱۶ درجه شما را به پرتگاه می برد
Repost from دیدهبان جنگ
کلید حل مشکل و توقف جنگ پس از عقب نشینی غیر تاکتیکی در اسلام ایاد یک و ژنو
مهاجمت کیان موقت اسرائیل از سر ان است
سم را از سر باید وارد کرد
نبرد الجلیل
Repost from دیدهبان جنگ
الان در کنار بستن تنگه نیاز به بستن عقبه دشمن در الجلیل داریم
مشکل را از جایی که آغاز شده باید حل کرد
پایان ازادی عمل دشمن در جنوب لبنان باعث پایان ان در جنوب ایران میشود
