ch
Feedback
Vivacity

Vivacity

前往频道在 Telegram
252
订阅者
无数据24 小时
-27
-730
帖子存档
"پرنده سرش را بالا و پایین می‌برد تا با تاب شاخه منطبق شود. دفعه‌ی بعد که باد می‌وزد، پرنده‌ها را خوب تماشا کن... به نظرم آن‌جور زندگی خسته‌کننده نیست؟..." "چرا." " پرنده‌ها به این کار خو گرفته‌اند. جزو سرشتشان است. لازم نیست فکرش را بکنند، فقط انجامش می‌دهند. پس آن‌طور که ما خیال می‌کنیم خسته‌کننده نیست. اما من آدمیزادم، نه پرنده؛ پس گاهی از این کار خسته می‌شوم." "یعنی روی شاخه‌ای نشسته‌اید؟" میگوید: "به عبارتی بله. و گاهی باد سختی می‌وزد." کافکا در کرانه هاروکی موراکامی

"من که پانزده سالم بود، فقط دلم می‌خواست بروم یک دنیای دیگر، جایی که کسی به آن دسترسی نداشته باشد. جایی آن سوی جریان زمان." "اما توی این دنیا همچو جایی نیست." "دقیقا. به همین دلیل من اینجا هستم، جایی که همه‌چیز تا ابد لطمه می‌بیند، جایی که قلب بی‌ثبات است، جایی که زمان بی‌وقفه جاری است." کافکا در کرانه هاروکی موراکامی

Jules olitski 1922_2007
+1
Jules olitski 1922_2007

چنان کامل است که می‌دانم نمی‌تواند واقعی باشد. کافکا در کرانه هاروکی موراکامی

مُردن و خلاص شدن از تضادهای درونت خیلی ساده‌تر و آسون‌تر از زندگی‌کردن با این تضادهای درونیه. هیچ‌وقت عاشق شده‌ی؟ صالحان آلبر کامو

اگه تنها چاره مرگه، پس راه ما درست نیست. راه درست باید راه به زندگی ببره، به نور، به آفتاب. من دیگه تحمل این سرمای ابدی رو ندارم... صالحان آلبر کامو

مرگ من اعتراضی‌ است نهایی به این جهان پر از اشک و خون... صالحان آلبر کامو

Max Ernst (German, 1891–1976)
+2
Max Ernst (German, 1891–1976)

job_ae3b7cd87cb8_NA_Sophie_Hunger_There_Is_Still_Pain_LeftL.mp36.97 MB

باید نگاه کنی! این یکی دیگر از مقررات ماست. بستن چشم‌هایت چیزی را عوض نمی‌کند. چون نمی‌خواهی شاهد اتفاقی باشی که می‌افتد، هیچ‌چیز ناپدید نمی‌شود. در واقع دفعه‌ی بعد که چشم وا کنی، اوضاع بدتر می‌شود. دنیایی که تویش زندگی می‌کنیم این‌جور است، آقای ناکاتا. چشمانت را باز کن. فقط بزدل چشم‌هایش را می‌بندد. چشم بستن و پنبه در گوش چپاندن باعث نمی‌شود زمان از حرکت بایستد. کافکا در کرانه هاروکی موراکامی

Frank stella 1936_2024
+2
Frank stella 1936_2024

این‌ همه سال مبارزه، عذاب، دلهره، خبرچین‌ها، خائن‌ها، زندون... و بدتر از همه‌ش این. (ردّ شلاق را بر تنش نشان می‌دهد) دیگه رمقی برای عشق می‌مونه؟ همون رمق نفرت رو هم به زور جمع می‌کنم. ولی باز نفرت داشتن خیلی بهتر از اینه که هیچ احساسی نداشته باشی. صالحان آلبر کامو

و ما دیگر موسیقی گوش نمی‌کنیم. سکوت می‌کنیم و فکر هرکداممان به هزار راه می‌رود. کافکا در کرانه هاروکی موراکامی

مُردن با بمب در مقایسه با مرگ تدریجی از گرسنگی عین خوشبختیه. صالحان آلبر کامو

_می‌دونی، حسرت روزهای گذشته رو می‌خورم، زندگی راحت. آخ! من عاشق خوردن و نوشیدنم، عاشق اون شب‌هایی که تمومی ندارن. _... برای همینه که اینقدر ازت خوشم می‌آد. دلت نمرده. حتی خواب و خیال اون لذت‌ها بهتر از اینه که دل آدم مُرده باشه، خیلی بهتر از اینه که یه سکوت وحشتناک همه‌ی احساساتت رو خفه کنه. صالحان آلبر کامو

ما فقط برای این می‌کُشیم که یه دنیایی بسازیم که توش دیگه کسی کسی رو نکُشه! ما پیه قاتل بودن رو به تنمون مالیدیم که دنیا بعدش پر بشه از آدم های معصوم و پاک. صالحان آلبر کامو

فهمیدم حرف زدن از بی‌عدالتی کافی نیست. باید جونت رو کف دستت بگیری و مبارزه کنی. حالا خوشبختم. صالحان آلبر کامو

"هی، بابت پدرت متأسفم." بی‌‌این‌که جوابش را بدهم گوشی را گذاشتم. راستش نفهمیدم از مرگش متأسف بود یا از این‌که پدرم بود. جز از کل استیو تولتز

این احساس را داشتم که یا در انتهای چیزی هستم که فکر می‌کردم بی‌انتهاست یا در آغاز چیزی که می‌توانستم قسم بخورم مدت‌ها پیش شروع شده. جز از کل استیو تولتز

یادت باشه آدم‌های روزه‌دار زنده می‌مونن ولی آدم‌های گرسنه می‌میرن، موقعی که خیالاتت فرو می‌ریزن بخند، و از همه مهم‌تر، همیشه قدر لحظه لحظه‌ی این اقامت مضحکت رو تو این جهنم بدون. جز از کل استیو تولتز