ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅 👈

That Girl Over There.

That Girl Over There.

前往频道在 Telegram
2 817
订阅者
无数据24 小时
-367 天
+15830 天
帖子存档
نیاز دارم یه عالمه بخوابم.

اورسن ولز حینِ ساختن این فیلم فقط ۲۵ سالش بوده!

اورسن ولز حینِ ساختن این فیلم فقط ۲۵ سالش بوده!
اورسن ولز حینِ ساختن این فیلم فقط ۲۵ سالش بوده!

اورسن ولز حینِ ساختن این فیلم ۲۵ سالش بوده!
اورسن ولز حینِ ساختن این فیلم ۲۵ سالش بوده!

Citizen Kane (1941) Orson Welles
Citizen Kane (1941) Orson Welles

دیشب نمایشنامه‌ی حکومت نظامی از آلبر کامو تموم شد. درکش برای ما ملموس و راحته! تصویری از حکومتی که با ترس، مرگ و سلب آزادی، آدم‌ها رو به اطاعت وامی‌داره. ولی کامو در مقابل این وضعیت، از مسئولیتِ فردی و امکانِ مقاومت حرف می‌زنه. من حین خوندن کتاب مدام به این فکر می‌کردم که چقدر ترسناک‌تر از خودِ استبداد، عادی شدنشه؛ اینکه آدم‌ها کم‌کم به شرایطی عادت می‌کنن که روزی تصورش هم براشون غیرممکن بود! کامو بعدها گفت که با وجود تمام نقص‌هاش، شاید این اثر از همه‌ی نوشته‌هاش بیشتر به خودش شباهت داره.

وای شما خیلی مهربونید. ستاره‌ها رو ببین آخه. 😭

بَه‌به.
بَه‌به.

«بیا قرار بذاریم که ما هم‌دیگه رو نمی‌فهمیم.»

خیلی خوب ساختارتان را درک کرده‌ام! شما به مردم رنجِ گرسنگی‌‌کشیدن و جداشدن‌ها را داده‌اید تا مانع طغیان کردن‌شان بشوید. فرسوده‌شان می‌کنید، نیرو و وقت‌شان را هدر می‌دهید تا نه فرصت و نه انگیزه‌ی خشمگین‌شدن را داشته باشند. خیال‌تان آسوده، آن‌ها درجا می‌زنند. به‌رغم تعداد زیادشان تنها هستند، مثل من که تنهایم. هر یک از ما به خاطر بزدلی دیگران تنها می‌ماند. اما من که مانند آن‌ها به بردگی کشانده شده‌ام، به شما اعلام می‌کنم چیزی به‌شمار نمی‌آیید و این قدرتی را که تا چشم کار می‌کند تا تیرگی آسمان گسترش داده‌اید، چیزی نیست جز سایه‌ای که روی زمین افکنده شده و بادی خشمناک طی یک‌ ثانیه آن را می‌روبد و از بین می‌برد. شما گمان کرده‌اید همه‌چیز را به صورت عدد و رقم می‌توانید درآ‌ورید. اما در این صورت اسامی زیبایتان، گل‌های سرخ وحشی، نشانه‌هایی در آسمان، چهره‌های تابستان، غرش سهمناک دریا و لحظه‌های بندگسستن و خشم انسان‌ها را از قلم انداخته‌اید. نخندید، نخندید، احمق. شما از بین رفته‌اید، من این را به شما می‌گویم. در دلِ آشکارترین پیروزی‌هایتان هم‌اکنون شکست خورده‌اید. چون در آدم‌ها -به من نگاه کنید- نیرویی وجود دارد که شما توان نابود کردنش را ندارید، گونه‌ای دیوانگیِ آشکار، آمیخته با ترس و شهامت، ناآگاه و پیروزمند برای همیشه. همین نیروست که به‌پا می‌خیزد و آن‌وقت شما خواهید فهمید افتخارتان دود و غباری بیش نیست. حکومت نظامی، آلبر کامو.

خیلی خوب ساختارتان را درک کرده‌ام! شما به مردم رنجِ گرسنگی‌‌کشیدن و جداشدن‌ها را داده‌اید تا مانع طغیان کردن‌شان بشوید. فرسوده‌شان می‌کنید، نیرو و وقت‌شان را هدر می‌دهید تا نه فرصت و نه انگیزه‌ی خشمگین‌شدن را داشته باشند. خیال‌تان آسوده، آن‌ها درجا می‌زنند. به‌رغم تعداد زیادشان تنها هستند، مثل من که تنهایم. هر یک از ما به خاطر بزدلی دیگران تنها می‌ماند. اما من که مانند آن‌ها به بردگی کشانده شده‌ام، به شما اعلام می‌کنم چیزی به‌شمار نمی‌آیید و این قدرتی را که تا چشم کار می‌کند تا تیرگی آسمان گسترش داده‌اید، چیزی نیست جز سایه‌ای که روی زمین افکنده شده و بادی خشمناک طی یک‌ ثانیه آن را می‌روبد و از بین می‌برد. شما گمان کرده‌اید همه‌چیز را به صورت عدد و رقم می‌توانید درآ‌ورید. اما در این صورت اسامی زیبایتان، گل‌های سرخ وحشی، نشانه‌هایی در آسمان، چهره‌های تابستان، غرش سهمناک دریا و لحظه‌های بندگسستن و خشم انسان‌ها را از قلم انداخته‌اید. نخندید، نخندید، احمق. شما از بین رفته‌اید، من این را به شما می‌گویم. در دلِ آشکارترین پیروزی‌هایتان هم‌اکنون شکست خورده‌اید. چون در آدم‌ها -به من نگاه کنید- نیرویی وجود دارد که شما توان نابود کردنش را ندارید، گونه‌ای دیوانگیِ آشکار، آمیخته با ترس و شهامت، ناآگاه و پیروزمند برای همیشه. همین نیروست که به‌پا می‌خیزد و آن‌وقت شما خواهید فهمید افتخارتان دود و غباری بیش نیست. حکومت نظامی، آلبر کامو.

خیلی خوب ساختارتان را درک کرده‌ام! شما به مردم رنجِ گرسنگی‌‌کشیدن و جداشدن‌ها را داده‌اید تا مانع طغیان کردن‌شان بشوید. فرسوده‌شان می‌کنید، نیرو و وقت‌شان را هدر می‌دهید تا نه فرصت و نه انگیزه‌ی خشمگین‌شدن را داشته باشند. خیال‌تان آسوده، آن‌ها درجا می‌زنند. به‌رغم تعداد زیادشان تنها هستند، مثل من که تنهایم. هر یک از ما به خاطر بزدلی دیگران تنها می‌ماند. اما من که مانند آن‌ها به بردگی کشانده شده‌ام، به شما اعلام می‌کنم چیزی به‌شمار نمی‌آیید و این قدرتی را که تا چشم کار می‌کند تا تیرگی آسمان گسترش داده‌اید، چیزی نیست جز سایه‌ای که روی زمین افکنده شده و بادی خشمناک طی یک‌ ثانیه آن را می‌روبد و از بین می‌برد. شمان گمان کرده‌اید همه‌چیز را به صورت عدد و رقم می‌توانید درآ‌ورید. اما در این صورت اسامی زیبایتان، گل‌های سرخ وحشی، نشانه‌هایی در آسمان، چهره‌های تابستان، غرش سهمناک دریا و لحظه‌های بندگسستن و خشم انسان‌ها را از قلم انداخته‌اید. نخندید، نخندید، احمق. شما از بین رفته‌اید، من این را به شما می‌گویم. در دلِ آشکارترین پیروزی‌هایتان هم‌اکنون شکست خورده‌اید. چون در آدم‌ها -به من نگاه کنید- نیرویی وجود دارد که شما توان نابود کردنش را ندارید، گونه‌ای دیوانگیِ آشکار، آمیخته با ترس و شهامت، ناآگاه و پیروزمند برای همیشه. همین نیروست که به‌پا می‌خیزد و آن‌وقت شما خواهید فهمید افتخارتان دود و غباری بیش نیست. حکومت نظامی، آلبر کامو.

دیه‌گو: من دست تنهایم. بدبختی خیلی از من بزرگ‌تر و قوی‌تر است. ویکتوریا: سلاح به دست، کنارت هستم. دیه‌گو: آخ که چقدر زیبایی و اگر نمی‌ترسیدم، چه همه دوستت می‌داشتم! ویکتوریا: فقط اگر حاضر بودی دوستم داشته باشی، دیگر از چیزی نمی‌ترسیدی! حکومت نظامی، آلبر کامو.

🤍
🤍

دارم خجالت می‌کشممم.

چنلو چراغون می‌بینم ستاره بارون می‌بینم میون باغ آرزو لیلی ‌و مجنون می‌بینم.

وای چقدر ستاره. ممنونم. 😭