چای لب سوز.
前往频道在 Telegram
5 072
订阅者
无数据24 小时
-117 天
-3330 天
帖子存档
5 072
یه وقتایی تو زندگی هست
که آدمیزاد تا خرخره پُر از نیازه
نیاز به شنیده شدن نیاز به دستی که از لجنِ تنهایی نجاتش بده،نیاز به همدم،
اما قضاوت نشه ،درکش کنن،
توی دنیای امروز که هیچکس حوصلهی کسی رو نداره،ولی حداقل اون آدم پناهگاهش باشه.
5 072
او برای من مثل یک جای دنج و امن هست،مثل پناهگاهی روی یک کوه،یا کتابخانهای برای فرار از واقعیتها.
5 072
ای کاش اگه قراره آرزویی از ما برآورده بشه،انقدر دیر نشه که دیگه اشتیاقشو نداشته باشیم.
5 072
ੈ✩‧₊˚دونه ی برف افتاده ایی که روی شانه هایم نشسته بود ،مرا به فکر فرو برد
سفیدی و روشنایی اش زیباتر از پیچیدگی و تیرگی این روزام بود
مثل این میمونه که با باریدن برف در تیرگی شب در زیر چراغ های برق با وجود درخت های چناردر کنج کوچه همه جارو با زیبایی و سفیدی اش درخشان میکند.