338
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
数据加载中...
标签云
无数据
有任何问题?请刷新页面或联系我们的客服。
进出提及
---
---
---
---
---
---
吸引订阅者
十二月 '24
十二月 '24
+10
在0个频道中
十一月 '240
在0个频道中
Get PRO
十月 '24
+6
在0个频道中
Get PRO
九月 '240
在0个频道中
Get PRO
八月 '240
在1个频道中
Get PRO
七月 '240
在0个频道中
Get PRO
六月 '240
在0个频道中
Get PRO
五月 '240
在0个频道中
Get PRO
四月 '240
在1个频道中
Get PRO
三月 '240
在0个频道中
Get PRO
二月 '24
+2
在0个频道中
Get PRO
一月 '24
+3
在0个频道中
Get PRO
十二月 '23
+11
在0个频道中
Get PRO
十一月 '23
+11
在0个频道中
Get PRO
十月 '23
+28
在2个频道中
Get PRO
九月 '23
+369
在0个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 21 十二月 | 0 | |||
| 20 十二月 | 0 | |||
| 19 十二月 | 0 | |||
| 18 十二月 | 0 | |||
| 17 十二月 | 0 | |||
| 16 十二月 | 0 | |||
| 15 十二月 | 0 | |||
| 14 十二月 | 0 | |||
| 13 十二月 | 0 | |||
| 12 十二月 | 0 | |||
| 11 十二月 | 0 | |||
| 10 十二月 | +3 | |||
| 09 十二月 | +1 | |||
| 08 十二月 | 0 | |||
| 07 十二月 | +1 | |||
| 06 十二月 | +2 | |||
| 05 十二月 | 0 | |||
| 04 十二月 | +2 | |||
| 03 十二月 | 0 | |||
| 02 十二月 | +1 | |||
| 01 十二月 | 0 |
频道帖子
از هر چه میرود سخن دوست خوشتر است
پیغام آشنا نفس روحپرور است
هرگز وجود حاضر غایب شنیدهای؟
من در میان جمع و دلم جای دیگر است
شاهد که در میان نبود شمع گو بمیر
چون هست اگر چراغ نباشد منور است
ابنای روزگار به صحرا روند و باغ
صحرا و باغ زندهدلان کوی دلبر است
جان میروم که در قدم اندازمش ز شوق
درماندهام هنوز که نزلی محقر است
کاش آن به خشم رفتهٔ ما آشتیکنان
بازآمدی که دیدهٔ مشتاق بر در است
جانا دلم چو عود بر آتش بسوختی
وین دم که میزنم ز غمت دود مجمر است
شبهای بی توام شب گور است در خیال
ور بی تو بامداد کنم روز محشر است
گیسوت عنبرینهٔ گردن تمام بود
معشوق خوبروی چه محتاج زیور است؟
سعدی خیال بیهده بستی امید وصل
هجرت بکشت و وصل هنوزت مصور است
زنهار از این امید درازت که در دل است
هیهات از این خیال محالت که در سر است
#سعدی
| 2 | از هر چه میرود سخن دوست خوشتر است
پیغام آشنا نفس روحپرور است
هرگز وجود حاضر غایب شنیدهای؟
من در میان جمع و دلم جای دیگر است
شاهد که در میان نبود شمع گو بمیر
چون هست اگر چراغ نباشد منور است
ابنای روزگار به صحرا روند و باغ
صحرا و باغ زندهدلان کوی دلبر است
جان میروم که در قدم اندازمش ز شوق
درماندهام هنوز که نزلی محقر است
کاش آن به خشم رفتهٔ ما آشتیکنان
بازآمدی که دیدهٔ مشتاق بر در است
جانا دلم چو عود بر آتش بسوختی
وین دم که میزنم ز غمت دود مجمر است
شبهای بی توام شب گور است در خیال
ور بی تو بامداد کنم روز محشر است
گیسوت عنبرینهٔ گردن تمام بود
معشوق خوبروی چه محتاج زیور است؟
سعدی خیال بیهده بستی امید وصل
هجرت بکشت و وصل هنوزت مصور است
زنهار از این امید درازت که در دل است
هیهات از این خیال محالت که در سر است
#سعدی | 1 |
| 3 | 没有文字... | 199 |
| 4 | طفلی به نامِ شادی، دیریست گمشدهست
با چشمهای روشنِ برّاق
با گیسویی بلند، به بالای آرزو
هر کس ازو نشانی دارد،
ما را کُنَد خبر
این هم نشانِ ما:
یکسو، خلیج فارس
سویِ دگر، خزر
#محمدرضا_شفیعیکدکنی | 257 |
| 5 | سلام بچه ها❤️
مدرسه ای که من قبلا میرفتم، داره برای شب یلدا پول جمع می کنه که اگر شد چندتایی پک درست بشه برای خانواده های بی بضاعت.
گفتم اینجا هم بذارم اگر کسی تمایل داشت هرچقدر تونست تا شب واریز کنه که زودتر وسایل رو بخرن.
من عکس رسید خرید ها و بسته ها رو هم میفرستم که مطمئن بشید انجام شده.
5894-6311-5559-1472 مریم شاهمیری | 42 |
| 6 | مایه اصـل و نسب در گردش دوران زر است
هر كسی صاحب زر است او از همه بالاتر است
دود اگر بالا نشیند كسـر شأن شعله نیست
جای چشم ابرو نگیرد چون كه او بالاتر است
ناكسی گر از كسی بالا نشیند عیب نیست
روی دریا، خس نشیند قعر دریا گوهر است
شصت و شاهد هر دو دعوی بزرگی میكنند
پس چرا انگشت كوچك لایق انگشـتر است
آهن و فولاد از یك كوه می آیند برون
آن یكی شمشیر گردد دیگری نعل خر است
كـره اسـب ، از نجابت از پـس مـادر رود
كـره خـر ، از خـریت پیش پیش مـادر است
كاكل از بالا بلندی رتبــه ای پیدا نكرد
زلف ، از افتادگی قابل به مشك و عنبر است
پادشه مفلس كه شد چون مرغ بی بال و پر است
دائماً خون میخورد تیغی كه صاحب جوهر است
سبزه پامال است در زیر درخت میوه دار
دختر هر كس نجیب افتـاد مفت شوهر است
صائبا ! عیب خودت گو عیب مردم را مگو
هر كه عیب خود بگوید، از همه بالاتر است
#صائب_تبریزی | 249 |
| 7 | 没有文字... | 231 |
| 8 | در خیابانها
با متانت راه میرویم
با رعایت آداب
نشان میدهیم که خوشبختیم
اما این طور نیست
و این رژه
رژهای است شبیهِ فرار
یعنی ما
آرام و منظم
از حقیقتِ خود میگریزیم...
#رسول_یونان | 229 |
| 9 | 没有文字... | 232 |
| 10 | مرگ بزرگترین خسران زندگی نیست!
بزرگترین خسران زندگی، آن چیزی است که در شما میمیرد، هنگامی که هنوز زندهاید!
|زندگی در مرگ - نورمنکوزینز|
🌻گلها همه آفتابگردانند. | 242 |
| 11 | مرگ بزرگترین خسران زندگی نیست!
بزرگترین خسران زندگی، آن چیزی است که در شما میمیرد، هنگامی که هنوز زندهاید!
|زندگی در مرگ - نورمنکوزینز|
🌻گلها همه آفتابگردانند. | 1 |
| 12 | نظر با من مباز اینسان، مپیچ اینسان به پرهیزم
که تابم نیست تا با وسوسههای تو بستیزم
لبت زینسان که بیپروا به مهمانیم میخواند
سیاوش نیز اگر باشم ز کف رفتهست پرهیزم
به این آرامشِ غمناک عادت کردهام دیگر
به اغوایی از اینگونه به طغیان برمَیانگیزم
نگاهت راهِ صد صنعان به یک جولان تواند زد
که باشم من که با این غولِ زیبایی درآویزم؟!
تو از من بگذر ای جادوی چشمِ مار! کز طیفت
من آن گنجشکِ مسحورم که نتوانم که بگریزم
مرا از تو رهایی نیست تا در پردههای جان
شباشب با خیالم طرحِ چشمانِ تو میریزم
#حسین_منزوی | 224 |
| 13 | 没有文字... | 129 |
| 14 | 没有文字... | 133 |
| 15 | گلها همه آفتابگردانند. | 137 |
| 16 | 没有文字... | 140 |
| 17 | ای مهربان تر از برگ در بوسه های باران
بیداریِ ستاره،در چشمِ جویباران
آیینه نگاهت،پیوندِ صبح و ساحل
لبخندِ گاه گاهت،صبحِ ستاره باران
بازآ که در هوایت خاموشی جنونم
فریادها برانگیخت از سنگِ کوهساران
ای جویبارِ جاری!زین سایه برگ مگریز
کاین گونه فرصت از کف دادند بی شماران
گفتی:«به روزگاران مهری نشسته» گفتم:
«بیرون نمیتوان کرد حتی به روزگاران»
پیش از من و تو بسیار بودند و نقش بستند
دیوار زندگی را زین گونه یادگاران
وین نغمه محبت،بعد از من و تو ماند
تا در زمانه باقی ست آوازِ باد و باران
#محمدرضا_شفیعیکدکنی | 125 |
| 18 | دختر دل خسته شب
لب پنجره میشینه
همدم تنهایی خود
مرگ خورشید رو میبینه
من دلم میگیره
دختر وقتی تو تنها میشینی
با نگاه پاک و خستت
مرگ خورشید و میبینی
تو چشمهای پر امیدت
غم تلخ انتظاره
دل سنگت توی سینه
آخه تا کی بی قراره
عشق نفرینی قلبت
تو رو از خودت میگیره
بسه دختر انتظارت
ممکنه دلت بمیره
گلها همه آفتابگردانند. | 125 |
| 19 | دوش بی روی تو آتش به سرم بر میشد
و آبی از دیده میآمد که زمین تر میشد
تا به افسوس به پایان نرود عمر عزیز
همه شب ذکر تو میرفت و مکرر میشد
چون شب آمد همه را دیده بیارامد و من
گفتی اندر بن مویم سر نشتر میشد
آن نه می بود که دور از نظرت میخوردم
خون دل بود که از دیده به ساغر میشد
از خیال تو به هر سو که نظر میکردم
پیش چشمم در و دیوار مصور میشد
چشم مجنون چو بخفتی همه لیلی دیدی
مدعی بود اگرش خواب میسر میشد
هوش میآمد و میرفت و نه دیدار تو را
میبدیدم نه خیالم ز برابر میشد
گاه چون عود بر آتش دل تنگم میسوخت
گاه چون مجمرهام دود به سر بر میشد
گویی آن صبح کجا رفت که شبهای دگر
نفسی میزد و آفاق منور میشد
سعدیا عقد ثریا مگر امشب بگسیخت
ور نه هر شب به گریبان افق بر میشد
#سعدی | 118 |
| 20 | 没有文字... | 131 |
