885
订阅者
无数据24 小时
-87 天
-2330 天
帖子存档
885
یه تیکه از یه کتاب بود که خیلی حالمو خوب کرد؛ میگفت:
«آنچه برای شما باشد از کنار شما عبور نخواهد کرد. شما نیازی نخواهید داشت که چیزی که واقعا برای شما باشد را اجبار کنید. همه چیز همیشه در زمان مناسب، طبق زمانبندی الهی اتفاق می افتد. به آنچه که می رود اجازه ی رفتن بده و به آنچه که در انتظار توست، خوش آمد بگو. رها باش، همه چیز خوب است!»
885
گیسوانم موج موج و شانههایت سنگ سنگ
موج را آغوشِ سنگ آرام میسازد
بمان…
مژگان عباسلو
885
𔘓
تا پاییز راهی نمانده
دلتنگیها را پشت همین شهریور میگذارم؛
و فقط با دوست داشتنم، به مهرت میآیم...
885
جاهد ظريف اوغلو چقدر زبان عشق بعضیهامون رو خوب بلد بوده که گفته:
«وقتی كه همه مرا به كوبيدن درهايى كه مىبستم مىشناختند،
من براى آرام بسته شدن در خانهى تو
دستم را لاى در گذاشتم...»
885
باز خواهی گشت!
همانگونه که در خواب دیده بودی...
در میزنی..
و من
من اما دیگر پشت هیچ دری منتظر هیچکس نیستم.
885
آن روزها هنوز نقطه ضعف بزرگ زنها را نمیشناختم: اشتیاق به درمیان گذاشتن امور خصوصی خود با هرکسی که گوش شنوایی داشته باشد.
📕 ماه و شش پنی
✍🏽 #سامرست_موآم
885
«دستهایت کجا هستند؟ دستهایت که مثل خبر بیداری از روی پوستم میگذشتند. دستهایت که وقتی میگرفتمشان از وحشتِ سرنگون بودن میان زمین و آسمان خالی میشدم.»
فروغ فرخزاد؛ نامه به ابراهیم گلستان
885
شازده کوچولو از گل پرسید :
آدما چرا تو رو نچیدن ؟
من گلای زیادی دیدم
که زیر دستو پا بودن !
گل جواب داد :
من ارزش خاری که عاشقانه
احاطم کرده رو میدونم . . .!
آنتوان دوسنت اگزوپری
شازده کوچولو
885
حس هایی هستند که نام ندارند !
نگران نیستی ! اما آرام هم نیستی!
غریب نیستی ! اما اهل اینجا هم نیستی !
نه دلت میخواهد بمانی ،
نه آرزوی رفتن داری...
و ما چه صبورانه ادامه میدهیم...
885
آدم نرفتنم، آدم رفیق بودنم، آدم با تو بودنم، یا اصلا آدم دیر رفتنم، دیر،خیلی دیر، ولی اگه یه روز برم،دیگه آدم برگشتن نیستم، آدم مثل قبل شدن نیستم؛ بعد تموم شدنت دیگه برام با یه غریبه تو خیابون هیچ فرقی نداری .
885
" یادتون باشه "
جای دیگه هوا بهتر بود رفتین
دیگه فکر برگشتن به این طرفا
به سرتون نزنه ، چون وقتی برگردین
اینجا دیگه هوا آفتابی نیست، " کولاکه :)
885
خسته ام ....
آنقدر خسته که نه نایِ دل کَندَن دارم
نه نایِ دل دادن...
نه پایِ رفتَن دارم نه پایِ ماندن...
بی مقصَدو بی دلیل زنده ام.
