ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

تکست تلخ

تکست تلخ

الذهاب إلى القناة على Telegram

♡﷽♡ #چقـــدر سخــــــــــت است #همـرنگ جمـــاعت شدن... #وقتـــۓ جمـــاعت خـــودش #هـــــــزار رنــــــــگ استـــــ.. .C᭄‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 🥀⍣❥᭄⚘ ⊰

إظهار المزيد
885
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-87 أيام
-2330 أيام
أرشيف المشاركات
یه تیکه از یه کتاب بود که خیلی حالمو خوب کرد؛ میگفت: «آنچه برای شما باشد از کنار شما عبور نخواهد کرد. شما نیازی نخواهید داشت که چیزی که واقعا برای شما باشد را اجبار کنید. همه چیز همیشه در زمان مناسب، طبق زمانبندی الهی اتفاق می افتد. به آنچه که می رود اجازه ی رفتن بده و به آنچه که در انتظار توست، خوش آمد بگو. رها باش، همه چیز خوب است!»

photo content

گیسوانم موج موج و شانه‌هایت سنگ سنگ ‏موج را آغوشِ سنگ آرام می‌سازد بمان… ‏‌ مژگان عباسلو⁩

𔘓 تا پاییز راهی نمانده دلتنگی‌ها را پشت همین شهریور می‌گذارم؛ و فقط با دوست داشتنم، به مهرت می‌آیم...

photo content

جاهد ظريف اوغلو چقدر زبان عشق بعضی‌هامون رو خوب بلد بوده که گفته: «وقتی كه همه مرا به كوبيدن درهايى كه مى‌بستم مى‌شناختند، من براى آرام بسته شدن در خانه‌ى تو دستم را لاى در گذاشتم...»

باز خواهی گشت! همانگونه که در خواب دیده بودی... در میزنی.. و من من اما دیگر پشت هیچ دری منتظر هیچ‌کس نیستم.

آن روزها هنوز نقطه ضعف بزرگ زن‌ها را نمی‌شناختم: اشتیاق به درمیان گذاشتن امور خصوصی خود با هرکسی که گوش شنوایی داشته باشد. 📕 ماه و شش پنی ✍🏽 #سامرست_موآم

بیا جاتو تو دلم محکم کن…

‏«دست‌هایت کجا هستند؟ دست‌هایت که مثل خبر بیداری از روی پوستم می‌گذشتند. دست‌هایت که وقتی می‌گرفتم‌شان از وحشتِ سرنگون بودن میان زمین و آسمان خالی می‌شدم.» فروغ فرخزاد؛ نامه به ابراهیم گلستان

شازده کوچولو از گل پرسید : آدما چرا تو رو نچیدن ؟ من گلای زیادی دیدم که زیر دستو پا بودن ! گل جواب داد : من ارزش خاری که عاشقانه احاطم کرده رو میدونم . . .! آنتوان دوسنت اگزوپری شازده کوچولو

photo content

حس هایی هستند که نام ندارند ! نگران نیستی ! اما آرام هم نیستی! غریب نیستی ! اما اهل اینجا هم نیستی ! نه دلت میخواهد بمانی ، نه آرزوی رفتن داری... و ما چه صبورانه ادامه میدهیم...

آدم نرفتنم، آدم رفیق بودنم، آدم با تو بودنم، یا اصلا آدم دیر رفتنم، دیر،خیلی دیر، ولی اگه یه روز برم،دیگه آدم برگشتن نیستم، آدم مثل قبل شدن نیستم؛ بعد تموم شدنت دیگه برام با یه غریبه تو خیابون هیچ فرقی نداری .

پرسیدند : آرام ترین جای دنیا کجاست ؟ گفتم : خوشا به کنج اتاقم خوشا جهان خودم ~:)

" یادتون باشه " جای دیگه هوا بهتر بود رفتین دیگه فکر برگشتن به این طرفا به سرتون نزنه ، چون وقتی برگردین اینجا دیگه هوا آفتابی نیست، " کولاکه :)

خسته ام .... آنقدر خسته که نه نایِ دل کَندَن دارم نه نایِ دل دادن... نه پایِ رفتَن دارم نه پایِ ماندن... بی مقصَدو بی دلیل زنده ام.

کاش از عمر شبی تا به سحر چون مهتاب شبنم زلف تو را نوشم و خوابم نبرد

نقش مزار من کنید این دو سخن که شهریار    با غم عشق زاده و با غم عشق داده جان

زندگی تعمیرش از سیل خرابی‌ کرده‌اند اینکه می‌گویی نفس‌ گردی ز هم پاشیده‌است