خـاکسـتر؛ی
前往频道在 Telegram
سفارش کتابم(آخرالزمان): 📚 @HaNanBookk ارتباط با من: 📬 @Quiwel_Bot چنل آرشیو فیکشنها: 📥 @MagrayArchive
显示更多7 971
订阅者
+3424 小时
+1237 天
+45230 天
帖子存档
7 971
بچههایی که دوستدارن از من سد اند بخونن، قبلا یه فیکچت کوتاه نوشتم. اگه دنبال متلاشی شدن هستین پیشنهاد میشه.
7 971
اگه بدونی تو زندگیم چه تقلبهایی کردم. کاغذ آچار میکردم زیر لباس فرم و میبردم سرجلسه، برگشتنی خشخش صدا میدادم.
7 971
زیاد بخونین، خیلی مهمه. و عملگرا باشین، چون کمالگرایی توی نویسندگی شما رو بیچاره میکنه
7 971
البته اگه کتاب سنگ کاغذ قیچی رو خونده باشین، شخصیت اصلی (که اسمش یادم نیست، شوهر خانمه بود) پروسوپاگنوزیا داشت و چهرهها یادش نمیموند. یعنی همسرش/آدمهای نزدیکش رو میدید ولی نمیشناخت. درکل که جالبه🤨
7 971
دیگه افتادم بهجونِ سایت و مقالههای مختلف، ولی اکثرا تکراری بودن. فکر کنم باید یکم خودم منعطفتر بنویسم که حداقل اون درامِ ویکوک بهچشم بیاد، وگرنه مبحث خشکیه و اگه همینطوری نوشته بشه، تو ذوق میزنه.
7 971
من این کتابِ مادرم رو خیلی رندوم باز کردم یک فصلش رو خوندم و دیدم چقدر جالب، میتونه ایدهی خوبی برای یه فیکشن/فیکچت بشه و اینطوری شد که نوشتمش. کتاب تخصصیه و خیلی سنگین، این فقط یک بخشش بود و متاسفانه اطلاعات بیشتری بهم نداد.
7 971
با زبان ساده و بدون پیچیدگی، یکم بهتون توضیح بدم مشکلِ تهیونگ از کجا اومده و دلیل رفتارهاش چیه. کورساکوف از مصرف طولانی مدت الکل میاد (درواقع دلیل اصلیش کمبود B1) حالا ما وارد بحث پزشکی نمیشیم چون این فیکچت روزمره و درامه. مغز تهیونگ نمیتونه اطلاعات کوتاهمدت رو نگهداری کنه. در ظاهر شبیه آلزایمره ولی توی بهیاد آوری چیزی که بهتازگی فهمیده و شنیده مشکل داره.
مثال: از سرکار اخراج شده (اتفاق اخیر) ولی یادش رفته که این اتفاق افتاده و فکر میکنه هنوز تو کافه کار میکنه (اتفاق قدیمیتر.)
بعد عجیبترین قسمتِ این سندورم اینه که وقتی یهخاطرهای رو بهیاد نمیاره، واسه خودش سناریو میچینه، مثلا به جونگکوک میگه تو فلانروز اومده بودی کافه، باهم نوشیدنی خوردیم. و حتی زمانها رو اشتباه میکنه، مثلا اتفاقی که یک هفته پیش افتاده رو فکر میکنه برای دیشب یا امروز بوده. اینطوری نیست که فراموشی کامل یا آلزایمر باشه، فقط خاطرات براش مبهم و تعریف نشدهن و اطلاعات جدید اگه وارد مغزش بشن، بهسرعت ناپدید میشن. نقطهی اوج این فیکچت اونجایی رخ میده که نه تهیونگ و نه جونگکوک، هیچ اطلاعاتی دربارهی این سندروم ندارن و میتونه مشکلات زیادی بهوجود بیاره. از جمله بیاعتمادی و دلخوری.
7 971
هم پایان هپی و هم سد براش در نظر گرفتم، خودتون انتخاب کنین چطور باشه. من طبق رای اکثریت، پایانبندی میکنم.
7 971
+9
⋆ Fake Chat ⋆ #Korsakoff
کیمتهیونگ، مبتلا به سندروم کورساکوف، بهیاد نمیآورد که دوستپسرش جئونجونگکوک، کیه. هربار که باهاش صحبت میکرد، فقط میدونست اون یک شخصِ "آشناست". کسی که داشت از عشقش دلسرد و ناامید میشد. یک خلاء غریب و عمیق توی سینهش که کمکم داشت رابطهشون رو به سمت فروپاشی پیش میبرد. چهکسی قرار بود نجاتدهنده باشه؟
"نکنه... پای یکی دیگه وسطه؟"Ep: 2 🧩 ⑉ @mycinder
7 971
میخواستم دیشب پارت بذارم، ولی متاسفانه وقت نکردم و تا رسیدم خونه خوابم برد. سعی میکنم امروز برسونمش، البته بعد از نوشتن آخرالزمان.
7 971
بوی این پارتی که دارم مینویسم با بوی چیزی که چندماه پیش توی ذهنم براش برنامهریزی کردم، فرق میکنه. یه بویی که اصلا نشنیدم و حتی نمیتونم توصیف کنم، فقط مغزم یهچیزی ازش ساخته که تفکیک کنه.
7 971
یهجوری دارم مینویسم که لپتاپم داغ کرد. بوی زنگ زدگی ماشین فرسوده الان زیر بینیم پیچیده. شنبه میخورین زمین، هوا میرین، نمیدونین تا کجا میرین.
