𝖾𝗇𝗁𝖺 ﹙seven ver﹚
前往频道在 Telegram
4 354
订阅者
-324 小时
-227 天
-15230 天
帖子存档
4 354
جونگوون :”بیاین با غذا عکس بگیریم“
سونو :”من عروسک ندارم فقط پیس نشون میدم“
جونگوون :”اونجینا~“
سونو :”باز اونجین رو کشید وسط“
جونگوون :”اونجین“
*عکس میگیره*
جی :”یکم عقب و جلو تکونش بده“
جونگوون :”برای این تکونش نمیدم“
جی :”این روزا دیگه تکونش نمیدی؟“
4 354
سونو :”وای خیلی وقته شکلات فاج نخوردم این واقعا خوشمزس“
جونگوون :”پس منم از همینا میخوام“
جی :”حیف شد b b bg ندارند“
سونو :” تو واقعا پیرمردیا سلیقه پیرمردی داری“
جونگوون :”خیلی وقته از این مدل نخوردم“
سونو :”دقیقا“
جونگوون :”به اینا چی میگید هارد؟ چرا اسمش هارده؟“
جی :”چون سفته احتمالا؟“
جونگوون :”واقعا؟“
جی :”نمیدونم والا فقط حدس زدم“
جونگوون :”قدیمیا همیشه بهش میگفتن هارد“
جی :”این دیگه مثل اینه که به tomato بگی domado. اولین بار که از آمریکا اومدم کره بابابزرگم گفت یه کم domado بخور و من اصلا منظورشو نمیفهمیدم. چی؟ یه doma بخورم؟“
جونگوون :”داره خودش به جوک خودش میخنده“
4 354
جی :”اگه اینطوریاس میخوای باهم بریم توکبوکی بخوریم؟“
سونو :”وایی من ازش متنفرم“
4 354
سونو :”من دبستان چیلبو راهنمایی چیلبو و دبیرستان چیلبو رفتم. بعدش هانلیم“
جونگوون :”اوه هفت جواهر؟“
سونو :”دقیقاً درسته“
جونگوون :”میدونم قبلاً بهم گفتی“
سونو :”یه کوه به اسم کوه چیلبو نزدیک مدرسمونه و بهش میگن کوه چیلبو چون هفت تا گنج داره“
جونگوون :”خب اون هفت تا چی هستن؟“
جی :”دوستی اشتیاق رویاها و چیزهایی از این قبیل“
سونو :”نه چیزای واقعی از خود کوه“
جی :”اوه چیزای واقعی مثل بلوط یا یه چیزی شبیه به اون؟“
سونو :”آره یچیزی تو همین مایهها“
4 354
جی :”باید با گوشات هم از غذا لذت ببری. به این صدای ترد شدنش که از زیر میاد گوش کن“
*با دقت گوش میدند*
4 354
جونگوون :”زمان مدرسه چی بازی میکردی؟“
جی :”من فقط لیگ بازی میکردم“
جونگوون :”پس چرا توش اینقدر بدی؟ ولی تو وقتی دانشآموز بودی خیلی بازی میکردی مگه نه؟“
جی :”میدونی جونگوون، یه چیزایی تو این دنیا هست که هر چقدر هم تلاش کنی نمیتونی توش خوب بشی“
سونو :”آه این درسته“
جی :”بعضی وقتا چیزایی هستن که هیچ ربطی به تلاش کردن ندارن. دنیا عادل نیست“
4 354
جونگوون :”اشتهای من قطعاً بیشتر شده“
جی :”الان چقدر سیری؟“
جونگوون :”هفتاد درصد؟“
سونو :”صبر کن ولی من سیرم“
جی :”جدی شوخی نمیکنم راحت میتونم دو تا و نیم کاسه دیگه بخورم“
سونو :”وای هیونگ این خیلی زیاده“
جونگوون :”تا میتونیم بخوریم قبل از اینکه بریم. ما واقعاً بعد از این هیچ برنامهای نداریم“
جی :”چرا داریم“
جونگوون :”نه هیچی نداریم“
جی :”پس قراره با این داستان پیش بریم؟“
جونگوون :”فقط بخور دیگه“
4 354
جونگوون :”جی هیونگ اسم مدرسهت چی بود؟“
جی :”دبستان تویین لیکز“
جونگوون :”نه نه مدرسهت تو کره“
جی :”گوچون“
جونگوون :”این خیلی سریع روستایی شد“
جی :”دبستان و راهنمایی گوچون“
جونگوون :”اون یکی تو آمریکا چی بود؟“
جی :”دبستان توین لیکز“
4 354
جونگوون :”اوه داره خیلی خوب غذا میخوره
بذار از غذا خوردنت فیلم بگیرم. به اون قلپهای کوچیک و بامزهاش نگاه کن“
4 354
جونگوون :”اول از همه همهچیز به حس فضایی بستگی داره. نمیتونی فقط خطی فکر کنی باید فضا رو بخونی و اینکه چقدر عمیق میره. عمق! هل داده میشه و اینطوری میافته“
4 354
جونگوون :”بعد کلی مدت اومدن به آرکید خیلی خوشگذشت. بعد از مدرسه ارکید اصلا ضروریه“
جی :”عجب روز مفیدی. همه یه عروسک گرفتیم“
سونو :”من نگرفتم-“
جونگوون :”اوه تو نگرفتی؟ من چون اونجین رو توی ذهنم داشتم باید حتما میبردم.“
جی :”چجوری قراره اینطور زندگی کنی؟“
سونو :”این بازی کاملا بر علیه من بود. فقط برای من کار نکرد“
جی : زندگی همیشه همین طوریه“
جونگوون :”زندگی دقیقاً مثل یه دستگاه عروسک گیری میمونه. فکر میکنی گرفتیش ولی نگرفتی. وقتی هم فکر میکنی دیگه تمومه یهو میگیریش“
جی :”فقط اونایی که هیچوقت تسلیم نمیشن و مدام تلاش میکنن میتونن موفق بشن“
سونو :”ولی من تلاشم رو کردم“
4 354
جونگوون :”اونجین توام امروز اومدی؟ یادته دیروز شکست خوردیم؟ امروز حتما برات یکی میگیرم. وای این حتی نزدیکم نیست. این بده“
جونگوون :”اوه یکی گرفتم اونجین این برای توعهکفقط برای تو گرفتم“
*رقص عروسکی فقط برای اونجین*
4 354
تلاش های سونو برای گرفتن عروسکا
سونو :”خیلی اینو میخوام. این دیگه بسه توروخدا“
4 354
سونو :”جدی حتی نزدیکم نیست“
جونگوون :”اوه اینو گرفتم اینو گرفتم حسش میکنم. نه هیچی حس نکردم“
جی :”داره دورتر و دورتر میشه“
جونگوون :”دورتر و دورتر!! داره دور میشه هااه هیونگ هیچ نکته یا استراتژیی نداری بگی؟“
جی :”خب یه استراتژی به اسم برجسازی هست. بذار اول بهت نشون بدم“
جونگوون :”نشونمون بده. تو واقعاً تو این کار خوبی مگه نه؟“
جی :”اول وقتی بهش نگاه میکنی و اندازهگیری میکنی. این یکیو نزدیک دریچه میگیری“
4 354
جونگوون :”بزن بریم اینجوری؟ باشه من میزنم ها؟ یه جورایی ضدحال بود“
جی :”خجالتآوره“
جونگوون :”چند گرفتم ؟ ۷۵۳ ؟ نشونم بده“
سونو :”اوه مقام اول!! اون پرش کوچولوش خیلی بامزه بود“
جونگوون :”امروز یه کم اوضاعم خوب نیست قبلاً دو هزار هم میزدم“
4 354
*سونو اول ضربه میزنه*
جونگوون :”اوه تقریبا زد به خودش“
جونگوون :”صبر کن هر ضربه هزار وونه؟“
جی :”کِی اینجا اینقدر گرون شد؟ مرد حسابی قبلاً این دویست وون بود این یکم دردناکه“
4 354
جونگوونی که مانع کار جی میشه :
جونگوون:”جیشی اینو ببین جیشی“
جی :”بابا برو اونور ای-“ *سانسور*
4 354
سونو :”اوه جونگوون برد!“
جونگوون :”ژست قهرمان“
جی :”خب اونقدم بد نبود“
جونگوون:”جی تو باید بیشتر تلاش کنی“
