889
订阅者
无数据24 小时
-37 天
-830 天
帖子存档
How funny it could have been if they played a Pakistani cover of War Pigs by Black Sabbath.
Repost from t e l e p a t h テレパシー能力者 ᓷᓺᓺᕿᔍᕣᒔᖍ
درست همچون ثروت که دیگر نه با جلوههای ثروت بلکه با گردش پنهان سرمایه نظری سنجیده میشود، جنگ نیز نه با میزان جنگ کردن بلکه با وقوع نظریاش در فضایی انتزاعی، الکترونیکی و اطلاعاتی، برآورد میشود، همان فضایی که در آن سرمایه نیز به گردش درمیآید.
«زمین ماشین جنگی است که انرژی خورشیدی را میمکد و از مقعدش که خاورمیانه است نفت پس میدهد.»
رضا نگارستانی
“It may be dangerous to be Russia's enemy, but to be Russia's friend is fatal.”
- Henrioff Kissingerev
Repost from t e l e p a t h テレパシー能力者 ᓷᓺᓺᕿᔍᕣᒔᖍ
اونایی که میگن تاریخ رو فاتحان مینویسند احتمالا با چیزی به اسم تاریخ شیعه آشنایی ندارند.
The technocrat is the natural friend of the dictator—computers and dictatorship; but the revolutionary lives in the gap which separates technical progress from social totality, and inscribed there his dream of permanent revolution. This dream, therefore, is itself action, reality, and an effective menace to all established order; it renders possible what it dreams about.
Gilles Deleuze
The old world is dying, and the new world struggles to be born; now is the time of زدن.
- Antonio Gramsci
There’s one more kid that’ll never go to school
Never get to fall in love, never get to be cool
Repost from N/a
گوشت قدسی: رستاخیز و وحشت دینی در اندیشهی باتای
-یوجین تکر
کسی که تو چنلهایی مثل «حافظه تاریخی» عضوه هنوز راه داره تا از رفتارهای ج.ا شگفتزده و تراماتایز بشه چرا که هنوز ذات و کارکرد سیستم رو نشناخته و اون چنلها باید یادآورش بشن. با تعجب میگه چطور فلان مقام ده سال پیش اون حرف رو زد و الان کوتاه اومده و یه چیز دیگه رو میگه و زده زیر حرفش. چنین شخصی با «تقیه» کاملا بیگانه هست و بهتر بود به جای بحثهای آبکی با معلم دینیاش یکمی هم ساکت میشست و حرفهاش رو میشنید و با کارکردهای سیستم آشنایی پیدا میکرد. «حافظه تاریخی» به تقلیل تاریخ به مجموعهای از نقلقولها و در نتیجه به اخباری کردن تاریخ دامن میزنه. چنین اخباری کردن و کنار هم قرار دادن نقلقولها تصوری رو در مخاطب ایجاد میکنه که انگار آن حرفهایی که زده شد Contingent بودهاند و از کشف چنین ارتباطی حس زرنگی بهش دست میده. در حالی که تمام آن تناقضها، تاکتیکها و رتوریکها از یک Necessity گسترده و عمیق برخاسته بود. از یک لزوم همیشگی و یکپارچه سیاسی-مذهبی.
اگر این لزوم بتونه خودش رو مخفی کنه آخوند تا مدتها میتونه خودش رو سوار مخاطب کنه.
ما دیگر نیازمند دنبال کردن نقلقول و رتوریک و گفتمانهایشان نیستیم چرا که قصد صحبت باهاشون رو نداریم. اگر قصد صحبت داشتیم اصلاح طلب بودیم.
بدین شکل. کمپیسم (Campism) چنین بلایی سر قوه اندیشهتان میآورد.
