ch
Feedback
𝘓𝘰𝘴 𝘰𝘭𝘷𝘪𝘥𝘢𝘥𝘰𝘴

𝘓𝘰𝘴 𝘰𝘭𝘷𝘪𝘥𝘢𝘥𝘰𝘴

前往频道在 Telegram

گویی که دارم هذیان می‌گویم! http://t.me/HidenChat_Bot?start=6683655012

显示更多
854
订阅者
无数据24 小时
-67 天
-1330 天
帖子存档
از نظرم مفید هستن

میتونید این مطالب در ارتباط با زندگی در فضای امنیتی و خفقان اعتمادی موجود در فضای سرکوب رو با دوستان و عزیزانتون به اشتراک بذ
میتونید این مطالب در ارتباط با زندگی در فضای امنیتی و خفقان اعتمادی موجود در فضای سرکوب رو با دوستان و عزیزانتون به اشتراک بذارید تا ازش استفاده کنن
مورد اول : کنترل زبان و چهره
مورد دوم : امنیت کلامی ( یادتون باشه که دیوارها موش دارند)
مورد سوم : امنیت دیجیتال ، گوشی شما عامل نجات یا به دام افتادن ؟
نکته کلیدی !

وقتی به نقشه‌ی تاریخ می‌نگری، گویی ایران اساساً نباید وجود داشته باشد؛ اما چرا هنوز هست؟ آن شب که اسکندر مقدونی تخت‌جمشید را به آتش کشید، شاید هر ایرانی می‌پنداشت پایان تاریخ فرا رسیده و ما برای همیشه به بندگی بیگانگان محکوم شده‌ایم. اما ایرانیان چنان کردند که جانشینان همان فاتح، شیفته‌ی ایران و فرهنگش شدند. آن‌گاه که اعراب تیسفون را گشودند و امپراتوری ساسانی با آن شکوه و جلال فرو ریخت، سکوتی سنگین ـ آنچه تاریخ‌نگاران «دو قرن سکوت» نامیده‌اند ـ بر لبان این سرزمین نشست؛ اما در ژرف‌ترین تاریکی، فردوسی برخاست تا زبان فارسی را از گزند بیگانگان نگاه دارد و جان تازه‌ای در روح این ملت بدمد. آن زمان که کابوس مغول بر این سرزمین سایه افکند و در نیشابور و مرو از سرهای بریده تپه‌ها ساختند، گمان می‌رفت که دیگر چیزی از ایران برنخیزد؛ اما همین خاک، در همان روزگار، مولوی و سعدی و حافظ را به جهان پیشکش کرد. در واپسین روزهای صفویان، هنگامی که محمود افغان اصفهان را در محاصره گرفت و مردمان از فرط گرسنگی به خوردن گوشت سگ و گربه افتادند و پایتخت باشکوه ایران به ویرانه‌ای بدل شد، باز هم این پایان نبود؛ از دل همان آشوب، نادرشاه افشار برخاست و بار دیگر اقتدار را به ایران بازگرداند. پس وقتی می‌گوییم «ایران، ای سرای امید»، این تنها واژه‌ای زیبا یا شعاری دل‌نشین نیست؛ حقیقتی است که ایرانیان بارها و بارها در گذر تاریخ، با امید به فردا، آن را زیسته‌اند. در چنین آب و خاکی، روا نیست که امید را از دست بدهیم. کافی است به پدران و مادرانمان در قرون گذشته بنگریم؛ ما از خون و تبار همان انسان‌هایی هستیم که بارها از خاکستر خویش برخاستند.

وقتی به نقشه‌ی تاریخ می‌نگری، گویی ایران اساساً نباید وجود داشته باشد؛ اما چرا هنوز هست؟ آن شب که اسکندر مقدونی تخت‌جمشید را به آتش کشید، شاید هر ایرانی می‌پنداشت پایان تاریخ فرا رسیده و ما برای همیشه به بندگی بیگانگان محکوم شده‌ایم. اما ایرانیان چنان کردند که جانشینان همان فاتح، شیفته‌ی ایران و فرهنگش شدند. آن‌گاه که اعراب تیسفون را گشودند و امپراتوری ساسانی با آن شکوه و جلال فرو ریخت، سکوتی سنگین ـ آنچه تاریخ‌نگاران «دو قرن سکوت» نامیده‌اند ـ بر لبان این سرزمین نشست؛ اما در ژرف‌ترین تاریکی، فردوسی برخاست تا زبان فارسی را از گزند بیگانگان نگاه دارد و جان تازه‌ای در روح این ملت بدمد. آن زمان که کابوس مغول بر این سرزمین سایه افکند و در نیشابور و مرو از سرهای بریده تپه‌ها ساختند، گمان می‌رفت که دیگر چیزی از ایران برنخیزد؛ اما همین خاک، در همان روزگار، مولوی و سعدی و حافظ را به جهان پیشکش کرد. در واپسین روزهای صفویان، هنگامی که محمود افغان اصفهان را در محاصره گرفت و مردمان از فرط گرسنگی به خوردن گوشت سگ و گربه افتادند و پایتخت باشکوه ایران به ویرانه‌ای بدل شد، باز هم این پایان نبود؛ از دل همان آشوب، نادرشاه افشار برخاست و بار دیگر اقتدار را به ایران بازگرداند. پس وقتی می‌گوییم «ایران، ای سرای امید»، این تنها واژه‌ای زیبا یا شعاری دل‌نشین نیست؛ حقیقتی است که ایرانیان بارها و بارها در گذر تاریخ، با امید به فردا، آن را زیسته‌اند. در چنین آب و خاکی، روا نیست که امید را از دست بدهیم. کافی است به پدران و مادرانمان در قرون گذشته بنگریم؛ ما از خون و تبار همان انسان‌هایی هستیم که بارها از خاکستر خویش برخاستند.

و آزادی جنون شیرینی بود که هر روز از ما قربانی تازه‌ای می‌گرفت...
#بکتاش_آبتین

در خانه و كتابخانه بوى مرگ مى‌آيد. در گلخانه و غسالخانه بوى مرگ مى‌آيد. از تمام خانه‌ها بيرون مى‌روم اما بوى كافور از مشامم خالى نمى‌شود. در زندگی‌ام رد پای مرده‌اى جوان بى‌قرارى مى‌كند...
#بکتاش_آبتین

خیلی خب... اگر شما حسین هستید و آمریکا، یزید بسیار خوشحال می‌شم اگر تاریخ تکرار بشه!

4_5906926976693704819.mp34.86 MB

مدت‌هاست به هیچ‌چیز جز «ایران» فکر نمی‌کنم. فقط اندیشه‌‌ی «ایران» است، که می‌تواند نگران و همزمان دلگرمم کند و به زندگی و آین
مدت‌هاست به هیچ‌چیز جز «ایران» فکر نمی‌کنم. فقط اندیشه‌‌ی «ایران» است، که می‌تواند نگران و همزمان دلگرمم کند و به زندگی و آینده متصل نگهم دارد.
#معین_دهاز

خسته‌ام عزیزم، اما قول می‌دهم تا روز آزادی بیدار بمانم...

روح من سال‌هاست که مرده؛ فقط به خاک سپرده نشده! زمانه نه با من و نه با سرزمینم هیچ‌گاه خوب تا نکرده و من دیگر نمی‌دانم با روح
روح من سال‌هاست که مرده؛ فقط به خاک سپرده نشده! زمانه نه با من و نه با سرزمینم هیچ‌گاه خوب تا نکرده و من دیگر نمی‌دانم با روح ویرانم برای کدام یک بنویسم و از کدام رنج سخن بگویم... من لال شده‌ام، به سختی قلم را میان انگشتان بی‌جانم نگه می‌دارم و چند سطری را با بی‌نفسی روی کاغذهای پاره‌پاره و مچاله‌شده کنارهم ردیف می‌کنم و به اشتراک می‌گذارم تا از سکوتم به نفع خودشان برداشت نکنند! می‌‌گویم به انتهای این جاده‌ی توان‌سوز و ملال‌آور رسیده‌ام و وقت است هرچه دارم و ندارم زمین بگذارم و رخت مرگ بر تن کنم و به سوی تابوتم بگریزم... اما زمان کش آمده! هرچه من به انتها می‌رسم انتها دورتر می‌شود و گویی همه‌ی این‌ها، سراب بوده... می‌گویند بنویس و من می‌نویسم و می‌گویم مگر فرقی به حالم می‌کند؟ مرده را زنده می‌کند؟! می‌گویند زنده نمی‌شوی، درست، اما آرام می‌شوی و سبک‌دل! می‌گویم روح مرده را چنین چیزی آرام نمی‌کند، به خاکش بسپارید و از این عذاب نجاتش دهید! می‌گویند خاموش بمان! گویی که این عذاب، تقاص گناه‌های کرده و ناکرده‌است...
مبینا _ ۲۲ بهمن ۱۴۰۴

اینم بعید نیست

هرکاری می‌کنید که بمونید

بله... کم مونده پ*و*ر*ن وطنی از صداوسیما پخش کنید😂

Repost from توییتی
‏اگر صلاح بدونید پیشبینی جنگ از طریق جادو و جمبل و ستارگان و کواکب و پیتزا و قمار آنلاین رو متوقف کنید. @TweetyChannel | علیچی

زنا زاده‌ها روز به روز دارن زیادتر می‌شن

شما اگر شورتت رو دربیاری بری توی خیابون و قبلش حتما گفته باشی جانم فدای رهبر کسی کاری بهت نداره!

دیگه همه فهمیدید سازوکار این حکومت چجوریه؟

⏺مصاحبه یک خبرگزاری حکومتی با یک زن بی‌حجاب در ۲۲ بهمن. 🤩 @khabari_18

𝘓𝘰𝘴 𝘰𝘭𝘷𝘪𝘥𝘢𝘥𝘰𝘴 - Telegram 频道 @thisforgotten 的统计与分析