L’Étranger
前往频道在 Telegram
گویی که دارم هذیان میگویم! ـــــــــــــــــــــــــــــــــ http://t.me/HidenChat_Bot?start=6683655012
显示更多1 018
订阅者
-524 小时
+307 天
+7830 天
正在加载数据
吸引订阅者
十一月 '2611月 '26
十一月 '26
+9
在1个频道中
十月 '26
+260
在1个频道中
Get PRO
九月 '260
在1个频道中
Get PRO
八月 '260
在1个频道中
Get PRO
七月 '260
在1个频道中
Get PRO
六月 '260
在2个频道中
Get PRO
五月 '26
+1
在1个频道中
Get PRO
四月 '260
在0个频道中
Get PRO
三月 '260
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+135
在2个频道中
Get PRO
一月 '26
+14
在1个频道中
Get PRO
十二月 '25
+92
在1个频道中
Get PRO
十一月 '25
+168
在1个频道中
Get PRO
十月 '25
+289
在2个频道中
Get PRO
九月 '25
+268
在2个频道中
Get PRO
八月 '25
+386
在1个频道中
Get PRO
七月 '25
+247
在2个频道中
Get PRO
六月 '25
+211
在2个频道中
Get PRO
五月 '25
+220
在3个频道中
Get PRO
四月 '25
+274
在3个频道中
Get PRO
三月 '25
+210
在2个频道中
Get PRO
二月 '25
+484
在0个频道中
Get PRO
一月 '25
+175
在2个频道中
Get PRO
十二月 '24
+216
在2个频道中
Get PRO
十一月 '24
+339
在3个频道中
Get PRO
十月 '24
+234
在3个频道中
Get PRO
九月 '24
+375
在12个频道中
Get PRO
八月 '24
+364
在36个频道中
Get PRO
七月 '24
+574
在24个频道中
Get PRO
六月 '24
+181
在5个频道中
Get PRO
五月 '24
+114
在1个频道中
Get PRO
四月 '24
+261
在7个频道中
Get PRO
三月 '24
+174
在6个频道中
Get PRO
二月 '24
+113
在1个频道中
Get PRO
一月 '24
+135
在4个频道中
Get PRO
十二月 '23
+214
在3个频道中
Get PRO
十一月 '23
+180
在43个频道中
Get PRO
十月 '23
+70
在5个频道中
Get PRO
九月 '23
+507
在0个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 03 十一月 | 0 | |||
| 02 十一月 | 0 | |||
| 01 十一月 | +9 |
频道帖子
| 2 | اگر قرار است در همهحال حق به جانب باشید، همان بهتر که نیایید و نمانید و نباشید! بر خود که همواره مسائل را با ترازوی عدالت اندازه میگیرم، نه با عقل و ادراک خویش، روا نمیبینم که گروهی خودخواه و منفعتطلب، پیرامونم باشند!
مبینا ⁝ ۷ آبان ۱۴۰۵ | 424 |
| 3 | غروبِ جمعه و گیلان و باران...
من که گورِ کور خود شدهام، دیگر زنده به گور نیستم و حالم خوب است! | 524 |
| 4 | به دروازههای شهر سوخته میمانی!
تنها شاهد مصیبت سهمناکی که آخرین بازماندگان را هم از بین برده...
اکنون تو دیگر دروازه نیستی، موجودی نه زمینی و نه آسمانی؛ از آتشی برخاستهای که تو را نسوزانده، بلعیده! از دل آتشی که خاموش گشت، تو سر بر آوردی، خانمانسوزتر از آتش...
پیش از این محل گذر بودی و اینک، تو، گذر شدهای! نعش خود را که زمانی دروازهی آدمیان بود و اکنون مردگان را به سوی ابدیت میراند، به دوش انداخته و به راه افتادهای. نه راه را میدانی و نه مقصد را. میروی که جنازه روی زمین نماند، که بو نگیرد، بوی تعفن، تهوع، بوی لجن و کثافت، کثافت برجایمانده از حیات یک دروازه که آتش را بلعیده!
شهر سوخته، گمان میبرد که دروازه بازخواهد گشت و خاکستر حیات را زدوده و وظیفه را همچون گذشتهها بر عهده خواهد گرفت! گرچه این اندیشه دور از انتظار نیست؛ دروازه بازمیگردد، اما نه به عنوان یک دروازه...
او ترک خدمت نکرده، خدمت را از میان برداشته است! بشر، این زادهی شر را، نه زنده، مردهای میدید که برای عبور، به تضرع روی آورده و زبان به تملق گشوده!
مبینا ⁝ ۱ آبان ۱۴۰۵ | 513 |
| 5 | چیزهایی هست خیلی بدتر از تنهایی.
اما سالها طول میکشد تا این را بفهمی
وقتی هم که آخر سر میفهمیاش،
دیگر خیلی دیر شده.
و هیچچیز بدتر از
خیلی دیر نیست.
سوختن در آب، غرق شدن در آتش ⁝ #چارلز_بوکوفسکی | 464 |
| 6 | همه برای رسیدن به نفعی ناچیز
به هم تنه میزدند و سر هم کلاه میگذاشتند
دروغ سلاح همگانی بود
نمایش سر و تهی نداشت و تاریکی فرمانروای مطلق بود.
سوختن در آب، غرق شدن در آتش ⁝ #چارلز_بوکوفسکی | 483 |
| 7 | او گفت: هیچچیز درست نیست
قیافهی آدمها، آهنگها، کلمههایی که نوشته میشوند
او گفت: هیچچیز درست نیست
تمام چیزهایی که یادمان دادند، عشقهایی که دنبالشان رفتیم
جوری که زندگی میکنیم و میمیریم
هیچوقت درست نبودند
حتا نزدیک به درستی هم نبودند.
سوختن در آب، غرق شدن در آتش ⁝ #چارلز_بوکوفسکی | 462 |
| 8 | او گفت: هیچچیز درست نیست
قیافهی آدمها، آهنگها، کلمههایی که نوشته میشوند
او گفت: هیچچیز درست نیست
تمام چیزهایی که یادمان دادند، عشقهایی که دنبالشان رفتیم
جوری که زندگی میکنیم و میمیریم
هیچوقت درست نبودند
حتا نزدیک به درستی هم نبودند.
سوختن در آب، غرق شدن در آتش ⁝ #چارلز_بوکفسکی | 1 |
| 9 | خیلی چیزها دستوری نیستند،
خصوصا برق زدنِ چشمها.
نمیتوان زورکی در چشمها برقِ زندگی جاری ساخت...
از قیطریه تا اورنج کانتی ⁝ #حمیدرضا_صدر | 459 |
| 10 | بعضی وقتا در طول روز با هيچکس صحبت نمیکنم. بعد یادم میافته که «من باید یه تلفن میزدم» اما پشتگوش میندازم. يه چيزِ لذتبخشی تو حرف نزدن هست.
#اینگمار_برگمان | 458 |
| 11 | همهی آن کسانی را که داشتم، کمتر از شمار انگشتان یک دست، از دست دادم. بله، چنین است. به همین بیتفاوتی زمان میبردشان، میبردشان. تنها، تنها، تنها میمانیم؛ تنها میمانیم، تنها ماندم، مانده بودم. جاهای خالی در مغزم، در قلبم، و در زبانم که سخن نمیگفت. با که بگوید چه شد؛ و برای چه بگوید؟ انسان مادامیکه در بطن فاجعه گرفتار است، گمان میبرد که نزدیکان او را میبینند، و همهچیز پیرامون او را میشناسند. پس تصور من هم این بود که نیست کسی که نداند چه بر من گذشته است.
#محمود_دولت_آبادی | 459 |
| 12 | مرا در روستایی دور،
زیر یک درختِ تنها دفن کنید
و روی سنگ مزارم بدهید بنویسند:
«لطفاً دیگر اینجا دست از سرم بردارید.»
#علی_کشاورز | 458 |
| 13 | من برای آغاز میآیم؛ برای ساختن، وگر نیاز باشد، برای سوختن!
و زمانی که ناگزیر به «رفتن» باشم، به گونهای میروم که تمام پلهای پشت سر را ویران میکنم؛ گاه آرام و بیصدا، گاه جنجالی و پُر تشویش...
این ویرانی، از پس یک فرصت برای ساختن میآید؛ و هر بازگشت، هر تلاش، هر اصرار و هر انکار در پی آن ویرانی، بیهوده است.
هر آغاز، پایانی دارد؛ و من برای هر آغاز به قدر نیاز، تلاش خواهم کرد، و برای هر پایان، به قدر نیاز...
هیچ «پایانی» برای ضرورت تنهایی نیست، من تنهایی را در آغاز هم داشتم و در ادامه هم دارم!
من از پایانها، واهمه ندارم
همانطور که برای آغازها نداشتم...
تلخ، یا شیرین،
زخمی عمیق، یا نوازش،
هرچه باشد، میپذیرم!
مبینا ⁝ ۲۴ مهر ۱۴۰۵ | 476 |
| 14 | از نژاد ابرم و از تبار مِه
من را امروز در منظرهات میبینی
فردا خودم هم نمیدانم کجایم
در هر شکل باشم رها شدهام
#محمد_همایون | 459 |
| 15 | ما خسته از بار امید،
لحظهی آزادی مقدس را انتظار میکشیم.
باور کن رفیق، اختر دلربای بهروزی خواهد دمید.
#پوشکین | 460 |
| 16 | 1|1 - Şahidim - Eypio (320).mp3 | 444 |
| 17 | Shahrokh - Paeiz (320).mp3 | 458 |
| 18 | در خانهام اینجا،
اینجا در تاریکی،
چراغها آرام از نور افتاد.
یکوقت صدایی وُ آهنگی بود
که فرونشست، حال
به نشانههای خاموش دلخوشم...
#سیروس_آتابای | 516 |
| 19 | ولی من
ناخدای ژرفای فراموشیام
و بجای اینکه چهها کنم
آمادهام که رها کنم...
#رضا_زاهد | 493 |
| 20 | پاییز اما،
چیزی نیست
جز خلوتی
برای تعمق در آنچه از عمرمان فرو افتاد...
#محمود_درويش | 451 |
