92
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
帖子存档
برنامهام برای سال تحویل خوابه. اگر پیوی یا جایی تبریک نگفتم به این دلیله؛ پیشاپیش سال نوتون هم مبارک، به امید آزادی.
پدر هرچقدر هم که خوب باشد، گاه مثل کنیزی ذهن و روحش را به خشم و آن تعصبات قدیمی تقدیم میکند و ما را با فقدان یک حس شیرین، آرامش، تنها میگذارد.
عصبی نیستم. کرمهای در سرم هم باید زندگی کنند، و زندگی آب و غذا میخواهد؛ حتی اگر آب و غذایشان، ذره ذرهی ماهیت سرم باشد.
هربار که از خانه میزدیم بیرون، تا پایان روز در این فکر بودیم که چیزی جا مانده. کلید بود، کارت بود، هرچه باید باشد، بود؛ اما باز هم کسی یا چیزی مثل کرمهای در سرمان فریاد میزند که ننگ بر ما، فراموش کردیم. هیچگاه نفهمیدیم آن شی گمشده چیست اما حال بخشی از من میگوید، شاید هربار خودمان را در آن چهار دیواریای که پدر ساخته جا میگذاشتیم و میگذاریم. یکبار ذهن، یکبار چشم و برای "ما" هم که شده، یکبار هم قلب.
Repost from +۱۵۰۰تصویر
حکم اعدام محیالدین ابراهیمی اجرا شد. جمهوریاسلامی محیالدین ابراهیمی را هم کشت.
۲۶ اسفند ۱۴۰۱
@t1500tasvir
