92
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
帖子存档
نمیدانم تا کی باید دلتنگ او باشم، ایکاش میدانستم تا کی باید صبر کنم، تا این دلتنگی برود و بالاخره روزی، او را با آن دو جفت چشمان خودم که گویا زیر خاک هستند، ببینم.
نمیدانم تا کی باید بگویم خوب هستم، بنویسم خوب هستم و در خلوت، به خوبی حال خودم اشک بریزم.
تا آخر هفته موزیک جدید موریجان، یکی از بااستعدادترین آدمهایی که دیدم میاد، حتماً گوشش کنید دوستان
برخی از چیزها منطقی نیستند، برخی از چیزها حال آدم را خوب نمیکنند، اما باید پایند به آنها باشیم. آن "چیزی" که گفتم، برای من تنهاییست.
پس نقابی هم که خود ساختهام و در چهره گذاشتم، شکسته، برخی از تکههایش هم انگار خاکستر شده، حال همگیِ منِ ناجالب و گمگشته در پوچی و خشم را میبینند.
