سپیـدار
前往频道在 Telegram
-نویسنده و شیفتهی کتابها- سپیده پورحنیفهی جامعه، سینپی قصهها و سپیدارِ شما هستم. ارتباط با من: @Sepidaran_bot اینستاگرام: https://instagram.com/sepidpourhanifeh
显示更多295
订阅者
-124 小时
+27 天
+830 天
帖子存档
295
با هرکی صحبت میکنم دارم درمورد رمانم بهش میگم و مدام حس شرم در من ایجاد میشه که نکنه دارم زیادی روی میکنم و حوصله سر بر میشم؟ حتی کل محتوای کانالم شده شخصیتهام، به این فکر میکنم ذوق من از نوشتن به چه کار شما میاد و بعد یکی میزنم تو سر خودم و میگم ذوقهاتو از خودت نگیر. بذار کودکانه شاد باشی برای چیزهایی که مدتها از خودت گرفته بودیشون.
295
حس و حال این روزهام شبیه به وقتیه که عاشق نویسندگی شده بودم، برای تک تک چیزها ذوق میکردم و بغضی میشدم، انقدر مشتاق نوشتن دوبارهام و دارم تک به تک مراحل رو اصولی پیش میرم که اصلا نمیخوام به "خب تهش که چی" های درونم گوش بدم، تهش اصلا حذف کنم همه چیز رو، تهش اصلا موفق نشم، تهش مهم نیست، این نقطهای که ایستادم و لذت میبرم از تک به تک مراحل نویسندگی، این نقطه برام مهمه، اصلا تهش با مخ بخورم زمین.
295
با هوش مصنوعی اولش شروع کردم به درست کردن چهرهی دیجیتالی شخصیتها و الان رسیدم به مدلهای واقعیشون، یکی جلوی من رو بگیره تا فیلم نساختم براشون با همون هوش مصنوعی :)
295
خیلی دلم میخواد دوباره کلاسهای نقاشی رو ادامه بدم. خیلی دوست دارم تو رشتههای هنری غرق بشم.
295
بعضی از ما نویسندهها برای حلقهی توی دست و تتوی روی گردن شخصیت هم داستانهایی داریم که ممکنه هیچوقت توی قصه حتی اشارهای بهش نکنیم و خودمون با هر بار نوشتن و خوندنش ساعتها قربون صدقشون بریم :)
295
تو تمام روابطی که با انسانها دارم، توی ذهنم گاهی فقط و فقط به این فکر میکنم که اون آدم چه طور میتونه؟ مگه هردوی ما تو یک رابطه دوطرفهی مشابه نیستیم و با مشکلات و چالشهای اون رابطه به طور یکسان دست و پنجه نرم نمیکنیم؟
پس چه طور من به همه چیز اهمیت میدم و فکر میکنم؟ چه طور تمام تلاشم رو میکنم به احساسات اونها توجه کنم، به موقع کنارشون باشم و نذارم احساس تنهایی کنن، وقت و بیوقت از خودم بزنم برای حس بهترشون! پس چرا اونها اونقدری که من بهشون نگاه میکنم و درموردشون میدونم، درموردم نمیدونن و اونقدری که باید نگاهم نمیکنن؟
اصلا چه طور تو شرایطهای یکسان، من اونها رو در نظر دارم و اونها من رو در نظر ندارن؟ چرا اونها مدام حسهایی رو بهم میدن که من تموم تلاشم رو کرده بودم بهشون ندم؟
295
فکر میکردم از شخصیتپردازی متنفر باشم، چون کار سخت و طولانیه، اما حالا که دارم بعد از مدتها انجامش میدم دوباره، عاشقش شدم. و شخصیتپردازی با روشهای خودم رو دارم پیدا میکنم کم کم.
