ar
Feedback
سپیـدار

سپیـدار

الذهاب إلى القناة على Telegram

-نویسنده‌ و شیفته‌ی کتاب‌ها- سپیده پورحنیفه‌ی جامعه، سین‌پ‌ی قصه‌ها و سپیدارِ شما هستم. ارتباط با من: @Sepidaran_bot اینستاگرام: https://instagram.com/sepidpourhanifeh

إظهار المزيد
295
المشتركون
-124 ساعات
+27 أيام
+830 أيام
أرشيف المشاركات
نتیجه ور رفتن‌های امروز با هوش مصنوعی برای ساخت چهره دریا :)✨
نتیجه ور رفتن‌های امروز با هوش مصنوعی برای ساخت چهره دریا :)✨

با هرکی صحبت می‌کنم دارم درمورد رمانم بهش می‌گم و مدام حس شرم در من ایجاد می‌شه که نکنه دارم زیادی روی می‌کنم و حوصله سر بر می‌شم؟ حتی کل محتوای کانالم شده شخصیت‌هام، به این فکر می‌کنم ذوق من از نوشتن به چه کار شما میاد و بعد یکی می‌زنم تو سر خودم و می‌گم ذوق‌هاتو از خودت نگیر. بذار کودکانه شاد باشی برای چیزهایی که مدت‌ها از خودت گرفته بودیشون.

حس و حال این روزهام شبیه به وقتیه که عاشق نویسندگی شده بودم، برای تک تک چیزها ذوق می‌کردم و بغضی می‌شدم، انقدر مشتاق نوشتن دوباره‌ام و دارم تک به تک مراحل رو اصولی پیش می‌رم که اصلا نمی‌خوام به "خب تهش که چی" های درونم گوش بدم، تهش اصلا حذف کنم همه چیز رو، تهش اصلا موفق نشم، تهش مهم نیست، این نقطه‌ای که ایستادم و لذت می‌برم از تک به تک مراحل نویسندگی، این نقطه برام مهمه، اصلا تهش با مخ بخورم زمین.

بهترین توصیف رو خودش از خودش کرد.

Repost from جان‌پناه
من وقتی یک ناشناس باهام مشکل اضطرابش رو مطرح می‌کنه: *دادن راهنمایی‌های مختلف و رفرنس‌های مختلف و ویس من وقتی دوست‌هام می‌گن استرس دارم: خب نداشته باش.

با هوش مصنوعی اولش شروع کردم به درست کردن چهره‌ی دیجیتالی شخصیت‌ها و الان رسیدم به مدل‌های واقعیشون، یکی جلوی من رو بگیره تا فیلم نساختم براشون با همون هوش مصنوعی :)

خیال پردازی در این حالت خیلی خیلی لذت بخشه.
خیال پردازی در این حالت خیلی خیلی لذت بخشه.

دراز کشیدم روی زمین و به چیزهایی که دوست دارم فکر می‌کنم.

خیلی دلم میخواد دوباره کلاس‌‌های نقاشی رو ادامه بدم. خیلی دوست دارم تو رشته‌های هنری غرق بشم.

از اون لحظه‌ها و روزهاست که دلم می‌خواد یک بلایی سر قیافه و موهام بیارم و تغییر کنم :")

بعضی از ما نویسنده‌ها برای حلقه‌ی توی دست و تتوی روی گردن شخصیت هم داستان‌هایی داریم که ممکنه هیچ‌وقت توی قصه حتی اشاره‌ای بهش نکنیم و خودمون با هر بار نوشتن و خوندنش ساعت‌ها قربون صدقشون بریم :)

بخش مورد علاقم از شخصیت پردازی تا به اینجا، ساختن استایل هر شخصیته :) خیلی کیف می‌ده جدی.
بخش مورد علاقم از شخصیت پردازی تا به اینجا، ساختن استایل هر شخصیته :) خیلی کیف می‌ده جدی.

بیش از یکسال بود که این همه ساعت پشت میز نبودم برای رمانم.

درحدی شخصیت پردازی کردم که حالت کلی بدنش رو هم دارم الان :)
درحدی شخصیت پردازی کردم که حالت کلی بدنش رو هم دارم الان :)

تو تمام روابطی که با انسان‌ها دارم، توی ذهنم گاهی فقط و فقط به این فکر می‌کنم که اون آدم چه طور می‌تونه؟ مگه هردو‌ی ما تو یک رابطه دوطرفه‌ی مشابه نیستیم و با مشکلات و چالش‌های اون رابطه به طور یکسان دست و پنجه نرم نمی‌کنیم؟ پس چه طور من به همه چیز اهمیت می‌دم و فکر می‌کنم؟ چه طور تمام تلاشم رو می‌کنم به احساسات اون‌ها توجه کنم، به موقع کنارشون باشم و نذارم احساس تنهایی کنن، وقت و بی‌وقت از خودم بزنم برای حس بهترشون! پس چرا اون‌‌ها اونقدری که من بهشون نگاه می‌کنم و درموردشون می‌دونم، درموردم نمی‌دونن و اونقدری که باید نگاهم نمی‌کنن؟ اصلا چه طور تو شرایط‌‌های یکسان، من اون‌ها رو در نظر دارم و اون‌ها من رو در نظر ندارن؟ چرا اون‌ها مدام حس‌هایی رو بهم می‌دن که من تموم تلاشم رو کرده بودم بهشون ندم؟

فکر می‌کردم از شخصیت‌پردازی متنفر باشم، چون کار سخت و طولانیه، اما حالا که دارم بعد از مدت‌ها انجامش می‌دم دوباره، عاشقش شدم. و شخصیت‌پردازی با روش‌های خودم رو دارم پیدا می‌کنم کم کم.

رعایت کردن روتین پوستی آخر شبِ یک روز گند، خیلی سخته، خیلی خیلی سخت.

خیلی از آدم‌ها تو زندگیمون هستن و جزئی از اون نیستن.

و همچنان: 😭
و همچنان: 😭

😭
+1
😭