𝘧𝘰𝘹𝘪𝘦
前往频道在 Telegram
3 321
订阅者
+524 小时
+37 天
-1830 天
帖子存档
3 321
الهی که حتی بیشتر از قبل آتیش بگیرین من فقط میخواستم فصل جدید interview with the vampire رو با آرامش ببینم.
3 321
یه احساسی بهم میگه که دیلیم قراره خیلی نِردی بشه چون کلی چیزمیز برای معرفی کردن و به اشتراک گذاشتن دارم...
3 321
سه تا از کتابهایی که خوندشون برام شگفتانگیز بود.
-سوکورو تازاکی بیرنگ، اثر هاروکی موراکامی.
اینو یکبار چند سال پیش خوندم، یکبار هم چند ماه پیش و متوجه شدم که میتونم دهها بار دیگه برم سراغش. یه سری موارد توی کتاب وجود داشت که یکم برام آزاردهنده بود، ولی در مجموع احساسی که موقع خوندنش داشتم رو با هیچی عوض نمیکنم. مثل این بود که داشتم انیمه میدیدم. کتابش خیلی آروم و درونگراست، اما همزمان تو رو برای فهمیدن گذشتهی سوکورو تشنه نگه میداره. داستانش هم از این قراره که سوکورو توی دوران نوجوانیش چهار تا دوست خیلی صمیمی داشته که توی اسم همهشون یه رنگ پیدا میشده، همه جز سوکورو. (اسم کتاب از همینجا میاد.) و اون چهار تا دوستش یک روز بدون هیچ توضیحی دیگه باهاش حرف نمیزنن. سوکورو بعد از چندین سال تصمیم میگیره که بفهمه دلیل این اتفاق چی بوده.
-مهزاد، اثر برندون سندرسون.
یه مجموعه کتاب فانتزیه که جلد اولش به تنهایی یه داستان کامله و میتونین بقیه رو نخونین. دربارهی جهانیه که سالها توسط یه قدرت مطلق کنترل میشه و آدمهای عادی (بهشون میگن اسکا) توی رنج و ظلم زندگی میکنن. از یه جایی به بعد هیچکس اعتراضی نکرده چون با هر اعتراض فقط تعداد زیادی اسکا کشته میشن و ناامیدی وجود همهشون رو گرفته. میدونم که دژاوو گرفتین. تا اینکه شخصی به نام کلسیر تصمیم میگیره یه شورش و انقلاب جدید رو رهبری کنه. کلسیر یه مهزاد بازماندهست که قدرتهای ویژهای داره و شخصیتش فوقالعاده دوستداشتنیه. لحظاتی که میخوندمش واقعاً باهاش زندگی میکردم. کلسیر یدونه برادر هم داره اگه اهمیتی بدین، چون من میدم.
-پسر خوب، اثر جونگ یوجونگ.
یه کتاب روانشناختیه که باعث میشد نصفه با چشمهای گرد روی تخت بشینم و نفهمم که دقیقاً چه احساسی نسبت به شخصیتهاش دارم. دربارهی پسر ۲۶ ساله به اسم یوجینه که به صرع مبتلاست و یک روز صبح، وقتی بیدار میشه، میبینه که لباسهاش خونیان و مادرش با گلوی بریده توی طبقهی پایین مرده. و یوجین هیچ خاطرهای از شب قبل و اتفاقی که افتاده، نداره. توی پرانتز، اجازه بدین بگم که من عاااشق ههجین بودم و لحظهشماری میکردم تا نویسنده از اون حرف بزنه.
3 321
Little star
Feels like you fell right on my head
Gave you away to the wind
I hope it was worth it in the end
You and my guitar
I think you may be my only friend
I gave it all to see you shine again
I hope it was worth it in the end
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
