لاطائلات
前往频道在 Telegram
لاطائلات: جِ لاطائل به معنای سخنان بیهوده، خزعبلات، اراجیف، یاوهها میباشد https://t.me/BiChatBot?start=sc-780360-xIKRaq8
显示更多伊朗287 368未指定类别
634
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
-230 天
帖子存档
634
دوستان گرامی صفحهی اینستاگراممان را در صورت تمایل فالو بفرمایید. آنجا حس و حالمان جور دیگریست:
instagram.com/deepsensing
634
خیلی جدی شروع کردهام به یادگیری زبان ولی مدام از خود میپرسم در معاشرت با همزبانان خودت چه گهی خوردی که به فکر زبان معاشرت با آدمهای جدید افتادی؟! تو آدم معاشرتی؟! این همه مینالی، در ماتحت بقیه جوالدوز فرو میکنی ولی حاضر نیستی یک سوزن به خودت بزنی. قبول کن عزیزم، قبول کن آدم دوست داشتنی نیستی.
634
عمیقا احساس ناراحتی دارم و بیدلیل گریهام میگیرد. میتوانم در بایو پروفایلم بزنم in a relationship with afsordegi.
و در شرح حال رابطهمان بنویسم: آنها بدون حتی یک کلمهی عاشقانه همدیگر را در آغوش گرفتند و با کندن لباسها مستقیما رفتند سر اصل مطلب. حتی برای رد گم کنی هم که شده به هم فرصت سینما رفتن و ممالشت را هم ندادند.
634
[من ولی فکر نمیکردم تنهاتر بشه شد، فکر میکردم تنهایی یه خاصیته، فکر میکردم مثل مثلا تلویزیون بودنه، تو یا تلویزیونی یا نیستی، نمیتونی تلویزیونتر شی هیچوقت، نمیتونی چوبلباسیتر شی یا اینستاگرامتر، نمیتونی گربهتر شی یا هویجتر، یا هستی یا نیستی؛ نمیتونی بیشتر باشی یا کمتر، فکر میکردم تنهایی اینجوریه، ولی نیست! روز به روز دارم تنهاتر میشم! چطور ممکنه؟! تنهایی مگه این نیست که کسی نباشه؟! چطور ممکنه اون کسی که نیست، هر روز بیشتر نباشه؟! مگه بودن و نبودن مطلق نیستن؟! چطوری پس نبودن یه آدم هی داره زیادتر میشه؟!]
634
روزهایی که مادرم اینجاست دیگر ساعت گوشی را کوک نمیکنم. مادرم هر صبح سر ساعت مشخصی از خواب بیدار میشود و مرا هم بیدار میکند تا مبادا بدون خوردن صبحانه از خانه بیرون بروم. امروز صبح که از خواب بیدار شدم فهمیدم مادرم هم خواب مانده و کلی دیر کردهام. سعی کردم خیلی آرام و بیسروصدا حاضر شوم که از خواب بیدار نشود. تا آمدم دستگیرهی در را بچرخانم و کفشم را بپوشم یکهو از خواب پرید و خیلی پریشان و غرولندکنان و شاکی از دست خودش که چرا خواب مانده، با عجله دوید توی آشپزخانه تا چند لقمه برای صبحانهام آماده کند. و منی که زل زده بودم به خطوط جای بالشت روی صورت خوابآلودش توی دلم ازش میپرسیدم چطور این چنین شوریده و بیقید و حد عشق میورزی مادرجان؟!
634
جراحان: نشانهای افتخار بر شانه میگذارند.
سربازان: تنها میخوابند، تنها میخورند و تنها همبستر میشوند.
آدمهای معروف: دروغ میگویند.
شاعران: همهی کارها را میکنند، همه چیز را سروسامان میدهند، همه چیز را میدانند، زندگی را در همه چیز میدمند، همه چیز را تحمل میکنند.
زنان: همه چیز را درو میکنند.
مردان: دوستت دارند.
من: ...
634
در مقابل اسرائیل طرف فلسطینیها را
در مقابل نئونازیها طرف مهاجران را
در مقابل مرزها طرف کولیان را
جلوی استعمار طرف بومیان را
جلوی دین طرف علم را
در برابر گذشته طرف حال را
جلوی مردسالاری طرف فمینیسم را
جلوی مردان طرف زنان را
جلوی باقی زنها طرف تو را
634
هر جا که میروم به دنبال آدمها میگردم. برای پیدا کردنشان نه، برای اینکه مطمئن شوم آنجا نیستند.
634
دلم شور میزند، دستم بینمک، عقلم شیرین، زبانم تند، رویم ترش، گوشتم تلخ، اما بیمزهترین آدم دنیا هستم.
