1 708
订阅者
无数据24 小时
-37 天
-230 天
帖子存档
1 707
🔴 درخواست اعاده دادرسی ارغوان فلاحی، زندانی محکوم به اعدام رد شد
⚠️ درخواست اعاده دادرسی ارغوان فلاحی، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین که پیشتر به اعدام محکوم شده بود، توسط دیوان عالی کشور رد شد.
#ارغوان_فلاحی #اعدام
👈🏿 ادامه مطلب
#کانال_تلگرامی_ندای_جمهوری_ایران
https://t.me/DemocracyRepublicNetwork
1 707
«سودِ سهامِ ملی» یا فریبِ بزرگ؟؛ تأملی در چرخشِ اقتصادیِ ترامپ
وعدهی اخیرِ دونالد ترامپ مبنی بر پرداختِ ۵ هزار دلار به هر شهروندِ آمریکایی در صورتِ پیروزیِ قاطعِ جمهوریخواهان در انتخابات، در نگاهِ نخست، یادآورِ همان الگوهایِ آشنایِ «عوامگرایی» است که در دهههایِ اخیر، هم در آمریکایِ لاتین و هم در ایران، آزموده شده است. با اینحال، برایِ درکِ عمقِ این گزاره، نباید در دامِ مقایسههایِ سطحی گرفتار شد. این وعده، نه صرفاً یک «رشوهٔ انتخاباتی»، بلکه نشانهای از یک چرخشِ بنیادین در راهبردِ اقتصادیِ ترامپ است؛ گذار از «دولتِ کوچک» به «دولتِ شرکتی».
تفاوتِ جوهریِ این وعده با سیاستهایِ پولیِ احمدینژاد یا چاوز در «خاستگاهِ منابع» نهفته است. در الگویِ پیشین، مبتنی بر رانتِ نفتی، ثروتِ موجودِ ملی (انفال) بیواسطه و بدونِ خلقِ ارزشِ جدید، میانِ مردم توزیع میشد که نتیجهاش تورمِ ساختاری و رکود بود.
اما ترامپ، «تعرفههایِ گمرکی» را به مثابه «صندوقِ بازتوزیع» معرفی میکند. او در واقع میکوشد «تعرفهگرایی» را که در نگاهِ سنتیِ بازارِ آزاد یک سیاستِ انحرافی بود، به یک «حقالسهمِ ملی» تبدیل کند. او میخواهد این پیام را به پایگاهِ رأیِ خود مخابره کند که «اگر با جهانِ خارج و بهویژه چین، واردِ جنگِ تجاری میشوم، عوایدِ آن نه در جیبِ دیوانسالارانِ واشنگتن، بلکه در کیفِ پولِ شما خواهد بود». این، نوعی «عوامگراییِ حمایتگرایانه» است که میکوشد «ناسیونالیسمِ اقتصادی» را با «پرداختِ نقدی» پیوند بزند.
نگرانیِ منتقدانِ فاکسنیوز بیراه نیست. این حرکت، «رأیِ شهروندی» را به «سهمِ سهامداری» تنزل میدهد. در دموکراسی، رأی دادن یک کنشِ سیاسی برای تعیینِ سرنوشتِ عمومی است؛ اما وقتی سیاستمدار وعده میدهد که با پیروزیاش، مستقیماً چکِ بانکی به خانهها میفرستد، دموکراسی به «بنگاهِ معاملاتی» بدل میشود.
اگر این وعده جامهٔ عمل بپوشد، با دو چالشِ بنیادین روبرو خواهیم بود:
۱. تورمِ ناشی از تقاضا: تزریقِ نزدیک به ۱.۳ تریلیون دلار به بازارِ مصرف، در اقتصادی که هماکنون با تورمِ سنگین دستبهگریبان است، میتواند ارزشِ پولِ ملی را بهشدت کاهش دهد و عملاً قدرتِ خریدِ همان ۵ هزار دلار را ببلعد.
۲. جنگِ تجاریِ بیپایان: این سیاست نیازمندِ تداومِ جنگِ تعرفهای است. اگر شرکایِ تجاریِ آمریکا نیز تلافی کنند، هزینهی کالاها در داخلِ آمریکا جهش میکند و عملاً «سودِ سهام» به «مالیاتِ پنهانِ تورمی» برایِ مردم تبدیل میشود.
الگویِ ترامپ، «پوپولیسمِ تهاجمی» است. او دیگر نمیگوید «دولت باید کوچک باشد»، بلکه میگوید «دولت باید مثلِ یک شرکتِ سهامیِ بزرگ، سودِ ناشی از زورگوییِ تجاریِ خود را بینِ سهامدارانش (شهروندان) تقسیم کند». این نگاه، پیوندِ مستقیمی با «امنیتِ ملی» و «جنگطلبیِ اقتصادی» دارد. برایِ استمرارِ این پرداختها، ترامپ نیازمندِ تنشِ مداوم با چین و دیگر بازیگرانِ جهانی است تا بتواند تعرفهها را توجیه کند.
در نهایت، آنچه ترامپ ارائه میدهد، نه یک برنامهٔ توسعهمحور، بلکه خریدِ وفاداری در شرایطی است که ساختارهایِ دموکراتیک در برابرِ فشارهایِ اقتصادی آسیبپذیر شدهاند. این «تجارتگراییِ رادیکال»، بیش از آنکه آمریکاییها را ثروتمند کند، میتواند تکیهگاههایِ اخلاقی و مدنیِ جامعهٔ آمریکا را در برابرِ اقتدارگراییِ پوپولیستی سستتر کند؛ همان مسیری که پیشتر در کشورهایِ در حالِ توسعه، نتایجِ ویرانگری به بار آورده بود.
حال پرسش این است: آیا این رویکردِ ترامپ را میتوان گواهی بر «پایانِ عصرِ نئولیبرالیسم» در آمریکا دانست یا صرفاً یک مانورِ تبلیغاتیِ زودگذر؟/کانال نویسنده
1 707
🔴 بازگشت به نقطه آغاز!
🖌️ صابر گل عنبری
⚠️ آمریکا و به ویژه اسرائیل در دو هفته اخیر دوباره به نوعی به ادبیات روزهای آغازین جنگ علیه ایران بازگشتهاند و بار دیگر با آب و تاب از «تغییر رژیم» سخن میگویند. البته آمریکا این موضوع را عمدتاً به صورت غیرمستقیم دنبال میکند که رگههایی از آن در پستهای ترامپ به چشم میخورد، اما در اظهارات مقامات اسرائیلی به خصوص نتانیاهو، این رویکرد بسیار پررنگ، صریح و علنی است. همین امر این پرسش را ایجاد میکند که چه عاملی سبب بازگشت اسرائیل به چنین ادبیاتی شده است؟ آن هم در شرایطی که پس از ناکامی جنگ در دستیابی به این هدف، در ماههای گذشته مقامات اسرائیلی و شخص نتانیاهو از اشاره به این هدف پرهیز میکردند.
این بازگشت در وهله اول با کشیده شدن جنگ علیه ایران به فاز تشدید فرسایشی اقتصادی همزمان شده و از منظر تلآویو و واشنگتن، جنگ وارد حوزهای شده که آن را پاشنه آشیل ایران میدانند. آنها معتقدند تشدید جنگ اقتصادی و محاصره میتواند با فلج کردن اقتصاد به بیثباتسازی داخلی و در نهایت سقوط جمهوری اسلامی بیانجامد. با این حال، همزمانی بازگشت به کلیدواژه «تغییر رژیم» با تشدید جنگ اقتصادی، لزوماً به این معنا نیست که این عامل، تنها انگیزه اسرائیلیها باشد؛ بلکه متغیر بسیار مهم دیگری که نتانیاهو را به اتخاذ مجدد این مواضع ترغیب میکند، انتخابات پیشروی اسرائیل است.
نتانیاهو که با خطر برکناری از قدرت مواجه است، میداند که جنگ با ایران همچنان اولویت نخست جامعه تندرو اسرائیل است؛ از این رو میکوشد رایدهندگان و به ویژه بدنه اجتماعی طیفهای متعدد احزاب راست افراطی را متقاعد سازد که در صورت ابقای او در قدرت، این جنگ را تا مرز سرنگونی نظام سیاسی ایران ادامه خواهد داد. بر این اساس، رجوع دوباره نتانیاهو به شعار براندازی، قبل از هر چیز یک «وعده انتخاباتی» و تلاشی برای متحد کردن راست افراطی در انتخابات به شمار میرود.
بنابراین بیتردید شرایط تا زمان برگزاری انتخابات در 27 اکتبر آتی بسیار حساستر و شکنندهتر از قبل خواهد بود؛ تا جایی که چه بسا نتانیاهو برگ برنده و ضامن پیروزی دوباره خود در انتخابات را در تشدید حملات و جنگی تازه خواه علیه ایران، غزه و لبنان ببیند.
در این میان، به نظر میرسد که ایران نیز به دلایلی و اهدافی در حال بررسی گزینه حمله پیشدستانه به اسرائیل است که به سقوط سیاسی نتانیاهو در انتخابات منتهی شود. احتمالا تهران در حال حاضر مشغول ارزیابی و سبک سنگین کردن جایگاه انتخاباتی نتانیاهو و پیامدهای احتمالی چنین اقدامی است؛ این که یک عملیات پیشدستانه میتواند در کنار دیگر اهداف، پایان قدرت نتانیاهو را رقم بزند یا اینکه ممکن است پیامدی معکوس در پی داشته باشد./نگاه دیگر
1 707
🔴 هزینه درمان در ایران ۳ برابر شده؛ وقتی پول دارو تمام میشود، درمان هم متوقف میشود
⚠️ در ایران، هزینه درمان دیگر فقط یک فشار اقتصادی نیست؛ به عاملی تبدیل شده که تعیین میکند چه کسی میتواند درمانش را ادامه دهد و چه کسی ناچار است آن را عقب بیندازد یا نیمهکاره رها کند. پرداخت مستقیم مردم از جیب خودشان حدود ۴۳ درصد از کل هزینههای جاری سلامت را تشکیل میدهد؛ رقمی که نشان میدهد بخش بزرگی از بار درمان همچنان مستقیماً بر دوش خانوارهاست.
اما مسئله فقط این عدد نیست. افزایش چندبرابری قیمت برخی داروها، کمبود اقلام دارویی، تأخیر در پرداخت مطالبات داروخانهها، مهاجرت پزشکان و فرسودگی بخشی از زیرساختهای درمانی، همزمان یک بحران تازه ایجاد کردهاند: کاهش توان مردم برای خرید درمان.
این را میتوان «فقر درمانی» نامید.
فقر درمانی یعنی بیمار دیگر فقط بیمار نیست؛ او همزمان به یک محاسبهگر اقتصادی تبدیل شده است. باید میان دارو و اجاره خانه، میان آزمایش و هزینه خوراک، میان ویزیت پزشک و قبضهای ضروری انتخاب کند. نسخه وجود دارد، پزشک وجود دارد، بیماری هم وجود دارد؛ چیزی که کم شده، توان پرداخت هزینه درمان است.
در این وضعیت، نخستین چیزی که حذف میشود معمولاً درمان نیست؛ بخشهایی از درمان است.
یک آزمایش عقب میافتد. یک ویزیت حذف میشود. دارو دیرتر تهیه میشود. داروی گرانتر کنار گذاشته میشود. تعداد قرصها کاهش پیدا میکند. بیمار میگوید فعلاً میتوانم تحمل کنم.
همین «فعلاً» یکی از پرهزینهترین کلمات در اقتصاد سلامت است.
بسیاری از بیماریهای مزمن با تأخیر سازگار نیستند. فشار خون، دیابت، بیماریهای قلبی، سرطان و بسیاری از بیماریهای دیگر با عقبانداختن درمان ارزانتر نمیشوند؛ معمولاً هزینه مرحله بعد را بیشتر میکنند. بیماری کنترلنشده میتواند از یک هزینه ماهانه به هزینه بستری، جراحی، عارضه دائمی یا درمان طولانیتر تبدیل شود.
اینجا باید میان «گرانی درمان» و «کاهش قدرت خرید درمان» تفاوت گذاشت.
ممکن است قیمت یک دارو فقط چند برابر شده باشد، اما برای خانوادهای که درآمدش متناسب با آن افزایش پیدا نکرده، معنای واقعی ماجرا چیز دیگری است: همان درآمد قبلی، دیگر همان مقدار درمان را خریداری نمیکند،مرحله بعد، «کوچکشدن سبد درمان» است.
خانواده ابتدا هزینههای کماهمیتتر را حذف میکند. سپس آزمایشهای دورهای کاهش پیدا میکند. بعد مراجعه تخصصی عقب میافتد. سپس دارو تغییر میکند. و سرانجام، اصل درمان به تعویق میافتد.
بحران وقتی شدیدتر میشود که گرانی و کمبود همزمان رخ دهند.
بیمار در این حالت با دو مشکل روبهروست: پول ندارد یا دارو پیدا نمیشود.
در چنین شرایطی، بازار غیررسمی و انتخابهای پرخطر رشد میکنند. بیمار به دنبال جایگزین ارزانتر میرود، داروی تجویزی را عوض میکند، خرید را به تعویق میاندازد یا به امید دسترسی بعدی درمان را ناقص ادامه میدهد.
از سوی دیگر، داروخانهای که با تأخیر طولانی بیمهها و افزایش هزینه تأمین کالا روبهروست، خودش تحت فشار قرار میگیرد. اختلال در هر بخش از زنجیره تأمین، در نهایت میتواند به مصرفکننده منتقل شود.
به همین دلیل، بحران دارو را نمیتوان فقط بحران داروخانه یا فقط بحران واردات دانست.
تحریم، جنگ، تورم، کاهش ارزش پول، مشکل ارز، بدهی بیمهها، ضعف تأمین مالی، اختلال زنجیره تأمین و مهاجرت نیروی متخصص، در کنار یکدیگر یک نتیجه واحد تولید میکنند: کاهش دسترسی واقعی مردم به درمان.
اینجا مفهوم مهمتری شکل میگیرد: «خصوصیشدن ریسک بیماری».
یعنی هزینه و ریسک بیماری هر روز بیشتر به فرد و خانواده منتقل شود.
در یک نظام سلامت کارآمد، بیمار باید درباره تشخیص و روش درمان تصمیم بگیرد؛ نه اینکه پیش از آن حساب بانکی خود را بررسی کند تا ببیند اصلاً توان خرید دارو را دارد یا نه.
وقتی یک بیمار نسخه دارد اما پول اجرای نسخه را ندارد، وقتی یک سالمند میان خرید داروی ماهانه و تأمین هزینه زندگی یکی را انتخاب میکند، مسئله دیگر فقط اقتصادی نیست، اینجا عدالت درمانی در حال فرسایش است.
ثروتمند میتواند درمان خصوصی بخرد، دارو را از خارج تهیه کند یا به مراکز تخصصیتر مراجعه کند. طبقه متوسط ممکن است پساندازش را خرج درمان کند. اما خانواده کمدرآمد، بازنشسته یا بیمار مزمن ممکن است هیچ حاشیه امنی نداشته باشد.
بحران واقعی این است که تعداد کسانی که توان پرداخت هزینه درمان را دارند، در حال کاهش است.
دارو گران میشود؛ اما آنچه واقعاً ارزان میشود، سهم درمان در زندگی مردم است.
و جامعهای که مردمش برای ادامه درمان مجبور به حذف هزینههای ضروری زندگی یا حذف خود درمان شوند، فقط با بحران دارو روبهرو نیست؛ با «بحران دسترسی به سلامت» روبهروست./کانال نویسنده
#کانال_تلگرامی_ندای_جمهوری_ایران
https://t.me/DemocracyRepublicNetwork
1 707
🔴 مهرداد درویش پور در برنامه میدان
https://www.youtube.com/live/fC_dOVnY9as?is=GlgnxXQ3JeAlYFWN
#کانال_تلگرامی_ندای_جمهوری_ایران
https://t.me/DemocracyRepublicNetwork
1 707
🔴 چرا پرونده هستهای ایران دوباره به شورای امنیت ارجاع شد؟
🖌️کوروش احمدی/دیپلمات پیشین ایران در سازمان ملل
⚠️ با توجه به تصویب قطعنامه علیه ایران در شورای حکام آژانس، سوال اصلی این است که وقتی غربیها مدعی هستند با اسنپبک سال گذشته پرونده ایران همچنان در شورای امنیت باز است، چه نیازی به ارجاع مجدد از طریق شورای حکام وجود دارد؟
پاسخ این است که بعد از اسنپبک در سپتامبر ۲۰۲۵، ۱۱ عضو شورای امنیت موافق بازگشت ۶ قطعنامه تعلیق شده بودند و لی چین و روسیه با آن مخالفت کردند.
موضع ایران، چین و روسیه این بود و هست که اقدام به اسنپبک غیرقانونی بوده و بر اساس بند ۸ قطعنامه ۲۲۳۱، این قطعنامه در ۱۸ اکتبر ۲۰۲۵ مختومه شده و قطعنامههای ششگانه علیه ایران منتفی شدهاند و موضوع هسته ای ایران از دستور کار شورای امنیت خارج شده است.
اما غربیها و دبیرخانه سازمان ملل مدعی بودند اسنپبک فعال شده، قطعنامه ها اعاده شده و ۲۲۳۱ همچنان معتبر است.
علت اینکه غربیها دوباره میخواهند موضوع را از شورای حکام به شورای امنیت بفرستند این است که میخواهند یک «پروسه دو مسیری» (Two-Track Process) ایجاد کنند:
مسیر اول (برجام و اسنپبک):
این همان مسیر ادعایی قبلی است که بر اساس ادعای تخلف از برجام شکل گرفت اما با مخالفت صریح و حقوقی چین و روسیه در شورای امنیت روبهرو شد و مشروعیت حقوقی کامل نیافت.
مسیر دوم (ارجاع بر مبنای ادعای عدم پایبندی ایران به پادمان توسط شورای حکام):
این مسیر جدید بر ادعای «عدم پایبندی ایران به موافقتنامه پادمان» (تعهدات عمومی هستهای) تمرکز دارد.
تفاوت اساسی مسیر دوم در این است که چون در شورای حکام حق وتو وجود ندارد، قطعنامه می تواند صادر و پرونده به شورای امنیت ارجاع شود. وقتی یافتههای رسمی شورای حکام مبنی بر عدم پایبندی پادمانی به شورای امنیت برود، موضوع شکلی سنتی و کلاسیک به خود میگیرد.
در این حالت، چین و روسیه دیگر بهراحتی نمیتوانند یافتههای آژانس را نادیده بگیرند و پکن و مسکو در موقعیت دشواری قرار خواهند گرفت. هدف غربیها این است که این دو مسیر یکدیگر را تقویت کنند. /کانال نویسنده
#کانال_تلگرامی_ندای_جمهوری_ایران
https://t.me/DemocracyRepublicNetwork
1 707
🔰 ایبنا از بازار ملزومات تولید کتاب گزارش میدهد؛
بازار کاغذ؛ تقابلِ رکود و گرانی
🔴 بازار کاغذ و ملزومات چاپ، درحالی با قیمتهای بیشتر به کار خود ادامه میدهد که فعالان حوزه نشر و چاپ از رکود کاری، کاهش فروش و کمشدن سفارشها خبر میدهند.
🔸بازار کاغذ و ملزومات چاپ در روزهایی که رکود بر فعالیت ناشران و چاپخانهداران سایه انداخته، همچنان با افزایش یا تثبیت قیمت در سطوح بالا مواجه است؛ شرایطی که کاهش سفارش و فروش را در کنار رشد هزینههای تولید قرار داده و فعالان این حوزه را برای ادامه کار و برنامهریزی چاپ کتاب با دشواری و سرگردانی روبهرو کرده است.
🔸کارشناسان بازار نشر معتقدند تداوم نوسان قیمت مواد اولیه، امکان برنامهریزی را از زنجیره تولید کتاب گرفته است. ناشر برای چاپ یک عنوان باید از چند هفته یا چند ماه قبل هزینهها را برآورد کند، اما تغییر قیمت کاغذ و سایر ملزومات در فاصله سفارش تا چاپ، محاسبات اولیه را تحت تأثیر قرار میدهد.
🔸بازار نشر و چاپ اکنون در شرایطی قرار دارد که از یک سو هزینه تولید افزایش یافته و از سوی دیگر رکود فروش، امکان جبران این افزایش هزینهها از طریق قیمت نهایی را محدود کرده است. در چنین وضعیتی، ثبات بازار کاغذ و ملزومات چاپ میتواند یکی از عوامل مهم در امکان برنامهریزی ناشران و چاپخانهداران برای ادامه فعالیت و تولید آثار جدید باشد./ادامه👇
ibna.ir/x6K2d
#کانال_تلگرامی_ندای_جمهوری_ایران
https://t.me/DemocracyRepublicNetwork
1 707
🔴 اعدام، خودکشی و روانِ رنجور جامعه؛ هزینههای حکمرانی امنیتی
#کانال_تلگرامی_ندای_جمهوری_ایران
https://t.me/DemocracyRepublicNetwork
1 707
🔴 نسبت مبادله؛ ارزیابی یرواند آبراهامیان درباره جنگ، تنگه هرمز، فشار اقتصادی و آینده جمهوری اسلامی در گفتوگو با نیولفت ریویو – ترجمهی: علی مختاری
⚠️ تا حدودی، جنگ در واقع به تحکیم رژیم کمک کرده است. تا پایان سال گذشته، زمانی که ناآرامیها آغاز شد، رژیم بخش زیادی از مشروعیت خود را از دست داده بود، زیرا پایه اجتماعی خودش…
https://akhbar-rooz.com/2026/09/08/64172/?utm_source=telegram&utm_medium=social&utm_campaign=akhbarrooz_channel&utm_content=post_64172
#کانال_تلگرامی_ندای_جمهوری_ایران
https://t.me/DemocracyRepublicNetwork
1 707
🔴 همه آنچه خوب است درباره علیالطاهر بدانیم
⚠️ علیالطاهر نام مجموعهای از تپهها و ارتفاعات راهبردی در جنوب لبنان است.
این ارتفاعات در استان نبطیه، میان شهرکهای کَفَرتِبْنیت و نبطیهالفوقا و حدود ۱۵ کیلومتر دورتر از مرز اسرائیل قرار دارد و بر بخش بزرگی از نبطیه، مسیرهای ارتباطی جنوب لبنان و راههای منتهی به منطقه کوهستانی «اقلیمالتفاح» اشراف دارد.
موقعیت مرتفع علیالطاهر امکان دیدهبانی و کنترل آتش بر مناطق اطراف را فراهم میکند.
این منطقه حلقه ارتباطی مواضع حزبالله در جنوب رود لیتانی با پایگاههای آن در اقلیمالتفاح محسوب میشود.
براساس گزارشها، حزبالله در دل ارتفاعات شبکهای از تونلها، مراکز فرماندهی، انبارهای تسلیحاتی و محلهای پرتاب موشک و پهپاد ایجاد کرده بود.
ارتش اسرائیل نیز پس از تهاجم سال ۱۹۸۲ در این منطقه موضع نظامی داشت؛ بنابراین اهمیت نظامی آن پدیده تازهای نیست.
در جنگ اخیر، علیالطاهر به یکی از اصلیترین کانونهای نبرد زمینی اسرائیل و حزبالله تبدیل شد. اسرائیل در اوایل سپتامبر ۲۰۲۶ اعلام کرد کنترل عملیاتی ارتفاعات و تونلهای آن را به دست گرفته است. حزبالله اهمیت این تحول را کمتر از روایت اسرائیل توصیف کرده و جزئیات میزان کنترل اسرائیل نیز بهطور مستقل کاملاً تأیید نشده است. طبق گزارش ۱۰ سپتامبر رویترز، اسرائیل اعلام کرد مجموعه زیرزمینی بیش از دو کیلومتری منتسب به «یگان بدر» حزبالله را با حجم بزرگی از مواد منفجره منهدم کرده و قصد دارد برای جلوگیری از بازگشت حزبالله در منطقه باقی بماند. رویترز نوشته انفجار بهاندازهای شدید بوده که لرزش آن در نبطیه و مناطق اطراف احساس شده است.
نبرد علیالطاهر فقط بر سر یک تپه نیست؛ بر سر کنترل شبکه ارتباطی و نظامی حزبالله در جنوب لبنان، عمق منطقه حائل موردنظر اسرائیل و چگونگی بازگشت ارتش لبنان به این ناحیه است. به همین دلیل، سرنوشت آن مستقیماً با مذاکرات خلع سلاح حزبالله و خروج نیروهای اسرائیلی از خاک لبنان پیوند خورده است./کانال جریان چیه؟
#کانال_تلگرامی_ندای_جمهوری_ایران
https://t.me/DemocracyRepublicNetwork
1 707
🔴 ایران پس از جنگ؛ سناریوی تجزیه و جنگ داخلی از نگاه عبدالله خالد الغانم
⚠️ عبدالله خالد الغانم، پژوهشگر ژئواستراتژیک و تحلیلگر امنیتی کویتی، در تحلیلهایی که طی ماههای اخیر منتشر کرده، پایان جنگ علیه ایران را نه لزوماً پایان بحران، بلکه ممکن است آغاز مرحلهای بهمراتب خطرناکتر بداند.
او در سناریویی که مطرح میکند، از دو احتمال سخن میگوید: تغییر رژیم یا تجزیه جغرافیایی ایران.
در روایت منتشرشده از سخنان او آمده است که حتی اگر جنگ نظامی پس از حدود یک سال پایان یابد، ایران ممکن است وارد یک جنگ داخلی طولانی شود؛ جنگی که در آن نیروهای سیاسی، قومی و نظامی مختلف برای کنترل بخشهایی از کشور با یکدیگر درگیر شوند.
در همین روایت، از آذریها، کردها، بلوچها، سازمان مجاهدین خلق و نیروهای وفادار به ساختار جمهوری اسلامی نام برده میشود؛ اما این سخن را باید بهعنوان سناریوسازی و پیشبینی شخصی الغانم خواند، نه گزارشی از تصمیم یا برنامه قطعی این گروهها.
آنچه اهمیت بیشتری دارد، خط فکری گستردهتر اوست. الغانم در مطالب دیگری نیز آشکارا از «سناریوی تقسیم» ایران سخن گفته و حتی احتمال یک جنگ داخلی چندساله پس از پایان جنگ را مطرح کرده است.
این نگاه، فارغ از میزان واقعبینی آن، یک پرسش مهم را پیش میکشد:
وقتی تحلیلگران منطقهای از پایان جنگ نه با «صلح»، بلکه با واژههایی چون فروپاشی، تجزیه و جنگ داخلی سخن میگویند، هزینه ادامه جنگ برای تمامیت ارضی و آینده جامعه ایران تا کجا میتواند پیش برود؟
پیشبینی الغانم ممکن است محقق نشود؛ اما خودِ رواج چنین سناریوهایی در فضای منطقه، هشداری است درباره اینکه جنگ میتواند از مرحله نبرد میان دولتها عبور کند و به بحران در ساختار اجتماعی و جغرافیایی یک کشور تبدیل شود./فرهیختگان
منبع: صفحه عبدالله خالد الغانم
#کانال_تلگرامی_ندای_جمهوری_ایران
https://t.me/DemocracyRepublicNetwork
1 707
🔴 طرح پنج کشور اروپایی برای فرستادن پناهجویان به تبعید
⚠️ پنج کشور اروپایی برای تأسیس بازداشتگاههای برونمرزی پناهجویان تا سال ۲۰۲۷ توافق کردند. دستهای از پناهجویان را میخواهند به تبعید بفرستند
https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/899923/&rhash=0ceb6994783a68
#کانال_تلگرامی_ندای_جمهوری_ایران
https://t.me/DemocracyRepublicNetwork
1 707
🔴 ترامپ آخرین «ترامپ» است، اما آخرین «ترامپیسم» نیست
🖌️حمید آصفی
⚠️ ترامپ احتمالاً آخرین «ترامپ» است، اما به احتمال زیاد آخرین «ترامپیسم» نیست. جمهوریخواهی که بعد از او وارد کاخ سفید شود، لزوماً همان رفتارها، همان ادبیات و همان تغییر موضعهای روزانه را تکرار نخواهد کرد؛ اما انتظار بازگشت آمریکا به وضعیت پیش از ترامپ نیز چندان واقعبینانه نیست.
ترامپ یک فرد است، اما ترامپیسم فقط یک فرد نیست. بخش مهمی از جمهوریخواهان و رأیدهندگان این حزب همچنان خواهان ادامه بخشی از مسیر او هستند. در حزب جمهوریخواه بر سر میزان فاصله گرفتن از ترامپ و میراث او نیز اختلاف جدی در حال شکلگیری است.
ترامپ یک ویژگی دارد که تقلید کامل از آن دشوار است: سیاست خارجی شخصیشده. امروز چیزی میگوید، فردا خلافش را میگوید، پسفردا تهدید میکند و چند ساعت بعد پیشنهاد مذاکره میدهد. این تغییر موضعهای مکرر بخشی از ابزار مذاکره و نمایش قدرت اوست، اما بعید است رئیسجمهوری بعدی بتواند همین میزان از بیثباتی شخصی را بدون هزینه سیاسی تکرار کند.
چرا؟ چون ترامپ برای این کار یک سرمایه سیاسی شخصی دارد که هر رئیسجمهور دیگری ندارد.
جمهوریخواه بعدی ناچار است ترامپیسم را از شخصیت ترامپ جدا کند.
احتمالاً سه چیز باقی خواهد ماند: «آمریکا اول»، فشار بیشتر بر متحدان، و نگاه معاملهمحور به روابط خارجی.
اما سه چیز ممکن است تعدیل شود: تهدیدهای روزمره، تغییرات شدید موضعی، و این تصور که آمریکا میتواند هر بحران جهانی را شخصاً و با فشار لحظهای مدیریت کند.
حتی در میان نامهای احتمالی آینده نیز چنین شکافی دیده میشود. جیدی ونس بهعنوان یکی از وارثان اصلی جنبش ترامپ مطرح است، اما چهرههایی مانند مارکو روبیو به سنت محافظهکاری کلاسیک نزدیکترند و درباره میزان انزواگرایی و نحوه اعمال قدرت آمریکا اختلاف وجود دارد.
اما یک تحول بزرگتر هم در حال رخ دادن است.
ساختار سیاسی آمریکا از «هژمونی باثبات» به «هژمونی معاملهگر» در حال حرکت است.
بعد از جنگ جهانی دوم، منطق آمریکا این بود که قدرت خود را از طریق ائتلاف، نهاد، پیمان، بازار و قواعد بینالمللی تثبیت کند. ترامپ این فرمول را بهشدت تحت فشار گذاشته و بیشتر بر تعرفه، فشار، تهدید، چانهزنی و معامله مستقیم تکیه کرده است.
اما آمریکا الزاماً در حال عقبنشینی از جهان نیست؛ در حال تغییر روش حضور در جهان است.
این دو با هم فرق دارند.
آمریکای پس از ترامپ ممکن است کمتر بگوید «من مسئول نظم جهانی هستم» و بیشتر بگوید «اگر امنیت، بازار، منابع، فناوری یا موقعیت راهبردی میخواهید، هزینهاش را بدهید.»
این یعنی گذار از هژمونیِ تعهدی به هژمونیِ معاملهای.
به همین دلیل، حتی اگر یک جمهوریخواه نسبتاً متعارف در آینده وارد کاخ سفید شود، بعید است تعرفهها، فشار بر متحدان، رقابت سخت با چین، حساسیت نسبت به منابع راهبردی و نگاه امنیتی به قطب شمال را همه کنار بگذارد. اما احتمالاً زبانش منظمتر، دستگاه تصمیمگیریاش قابل پیشبینیتر و سیاستش نهادمندتر خواهد بود.
و اینجاست که سؤال اصلی برای جهان شکل میگیرد:
آیا آمریکا بعد از ترامپ به ثبات برمیگردد، یا ترامپ فقط مرحله اولِ تولد یک آمریکای جدید است؟
احتمال دوم را باید جدیتر گرفت.
ممکن است رئیسجمهوری بعدی دیگر هر روز نقشه جدید نکشد و نام جغرافیا را تغییر ندهد؛ اما شاید همان رئیسجمهور، با زبان مرتبتر و رفتار حسابشدهتر، همان سؤال را دنبال کند:
«آمریکا در برابر قدرتی که در اختیار دارد، چرا باید هزینه نظم جهانی را به تنهایی بپردازد؟»
اگر این سؤال به اصل مشترک جمهوریخواهان آینده تبدیل شود، آنوقت ترامپ دیگر یک استثنا نیست؛ او آغاز یک چرخش در تعریف قدرت آمریکا خواهد بود./کانال نویسنده
#کانال_تلگرامی_ندای_جمهوری_ایران
https://t.me/DemocracyRepublicNetwork
1 707
🔴 وضعیت حجاب و شرایط جنگی
⚠️ دشمن کار خودش را کرده و کار حالا خیلی سختتر از سال ۱۳۶۰ است که ما کار رو شروع کردیم/ادامه👇
https://t.me/MyAsriran/793103
#کانال_تلگرامی_ندای_جمهوری_ایران
https://t.me/DemocracyRepublicNetwork
