ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

並行死

並行死

前往频道在 Telegram

به راستی آیا من واقعی ام؟ https://telegram.me/BiChatBot?start=sc-811131-MdeI3jJ ناشناس @chisai_sakka

显示更多
276
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
帖子存档
احتمالا شوهر ایزوکو دعواش کرده گرفته خوابیده

خواب ندارم دارم یوری آن آیسو کامل تموم میکنم یه سال پیش ۴ قسمت دیدم بقیشو ندیدم🤡

پوف

ولی معلوم نیست کی غیب شم

احتمالا

ولی تو میخابی

خراعرعح خوبه

اونم دوتا

و گس وات باز انرژی زا کوفتی خوردم

من هستم

حتی ادسا و ایزوکو ام نیستن

باز من خواب ندارم.

یکی میخام نازم کنه.

اونوقت من هنوز نشستم زارت زارت متنای هرت برک مینویسم:)

حتی ساراهم داره دیگه سینگل نیست.

وقتی باد در موهایش می پیچید دنیا به رقص او در میامد. گودال خون زیر پایش و گرداب غم در دلش. باران سهمگین بالای سرش و اشک ها ریزان از گونه هایش‌. به راستی که مرگ چه معنایی داشت؟ برای قامت سیاه پوشِ بی رنگِ بی حسِ غمگین او مرگ چطور معنا میشد؟ او محکم قدم برمیداشت. جلو و جلوتر میرفت. تصور می نمود جلوتر جایی که نور پیداست امید هم جاریست. او کلمات را به رقص لبانش در اورده بود اما به قلب معشوق از دست رفته اش نه. کلمات فضا را میشکافت و دل باران را میلرزاند اما دل آن که باید زیر خاک باشد را نه.

النور. میدونم سعیتو کردی. سعی کردی سرد رفتار کنی‌. سیاه باشی سعی کرده سایه وار زندگی کنی. میخواستی از من محافظت کنی. میخاستی سایه ی غم ادما من رو در بر نگیره. متاسفم که تو فدا شدی. تو اخرین نفری بودی که باید باهام میموند. تو تنها منی بودی که نباید میمرد. تو باید به مامان بودنت ادامه میدادی‌. نباید از جنگلت میومدی بیرون. تو میتونستی دنیا رو نجات بدی دنیای توی ذهنم به تو نیاز داشت. اما من کشتمت ظالمانه احساسات رو انتخاب کردم و تورو لگد مال کردم‌ و حالا متاسفم. اما تو هیچ وقت برنمیگردی.

photo content
+4

امیدوارم با باز گذاشتن پنجره سرما بخورم.

هنوز ادمای مهربون وجود دارن. اونایی که مثل تو نیستن. با اینکه نمیشناسنم بهم اهمیت میدن!