1 247
订阅者
-124 小时
-117 天
-2530 天
帖子存档
Repost from Last words of a shooting star
🦌🤎We were so very similar, this deer and me.We were both prey.
کانورسهای قرمز، آبنباتهاب رنگی، فرفرهها و “زندگی” من رو یاد چنلش میندازن. 🍎🍭
Repost from little girl
سلام م م
این پی ام + یکی از پست مورد علاقت فوروارد کن
منم به 10 تا 15 تاشون استارز میدم
و اونایی که خوشم بیاد میزارم چنلم 🤍
Repost from دفترچه خاطرات یک انسان🍎
این پیام رو فور کنید چنلتون عکس خودتون رو ریپلای کنید بیام دید بزنم
دیلیش وایب اون نقاشیهای بچگیامونو میده که خورشید و خونه و سبزه داشت. 🌱☀️
Repost from خانهی کتاب
|•📜معرفی_کتاب:
این کتاب در سال 1952 به زبان آلمانی متشر شد. در هیچ کدام از کار های دیگر کافکا مانند این اثر او خود را نشان نمی دهد نامه نگاری او با نامه های کاری شروع می شود و به نامه های عاشقانه ی شور انگیز ختم می شود . میلنا جسنسکا ،مترجم چکی آثار کافکا، زنی بیست و سه ساله و کاریزماتیک هدیه ای برای کافکا بود او نبوغی عجیب و شخصیتی پیچیده داشت . برای کافکای سی و شش ساله او آتش زنده ای بود که مانند آن را هرگز ندیده بود. کافکا تنها برای او خود ذاتی اش را آشکار کرد و در آخر نیز صیانت از خاطراتش را به او واگذار کرد. جان کات در باره ی این اثر می گوید" صدای کافکا در "نامه هایی به میلنا" شخصی تر ، پاک تر و دردناک تر از داستان های اوست: شهادت وجود انسان و انتظار ابدی ما برای غیرممکن ها."📕نامههایی به میلنا ✍🏻فرانتس کافکا دریافت فایل کتاب
Repost from یادداشت..
پیپ میگفت کاش این قدر "معمولی" نبودم یا "دستهایم این قدر زبر و پوتینهایم این قدر بیریخت نبودن" انگار باورش نمیشد فقر میتواند از شکل دستها یا چین و چروک روی صورت موهای پژمرده یا لباسهای پاره و چروکیده دیده شود.
انگار باورش نمیشد قضاوت آدم بزرگها چقدر میتواند سطحی باشد.
و بیشتر از آن قدر میترسید مدام دروغ میگفت تا از همهی احساسات بد رها باشد.
{آرزوهای بزرگ؛ چارلز دیکنز، ورق دوم.}
حسین جهانبخشی.
راستش من به خاطر اسم اونجا جوین شدم اول، بعد عاشق خودت و پستات شدم ✨
