Saved Messages
前往频道在 Telegram
1 963
订阅者
+124 小时
+47 天
-1430 天
帖子存档
1 962
میخواهم طوری زندگی کنم که از زندگیام "لذت" ببرم. اگر در کنارش موفقیتی هم حاصل شد، چه بهتر. ولی اگر هم نشد لااقل خوب زندگی کردهام و همین کافی است. من موفقیت را به خودی خود هدف نمیدانم و خیلی از مردم، این را نمیفهند.
1 962
فهمیدم فقط نگاه است که مقدس است. قدمی از آن پیشتر همه چیز فرو میریزد. تماشا؛ و سپس یادآوریاش. و باز به یاد آوردن یادآوریاش. تا ابد. بیوقفه.
1 962
Repost from محمّدِامین
هیچوقت از مشکلاتش نمیگفت. اگر غمی داشت پناه میبرد به شعر، شجریان، چای و سیگار.
1 962
جایی دورتر از خودم ایستادهام به تماشای کسی که جای من زندگی میکند. چه بیرحمانه تنهاست و چه به ناچار قوی!
1 962
نمیدانی آدمی خودش را وسط دوستان و اطرافیان و رفقا و اهلبیتاش غریب حس کند، تنها ببیند، چقدر وحشت میکند.
1 962
مهدیس میگفت خانوادهی ما حتی یک بار هم اتفاق نیفتاده به کافی شاپ بروند، در خیابان قدم بزنند، گاهی بلند بلند بخندند. برادرم نگران سختی کار پدرم است، اما حتی یک بار هم نشده خواستههایش را به تعویق بیندازد تا پدر برای مدتی احساس راحتی کند.
مادرم با فکر خوشبختی من خوابش نمیبرد، اما حتی یک بار هم نشده با من در مورد خوشبختیام صحبت کند و بپرسد چه چیزی تو را خوشحال می کند؟!
من با فکر رنج های مادرم از خواب بیدار میشوم، اما حتی یک بار نشده که دستش را بگیرم و با او به سینما بروم، با هم تخمه بشکنیم، فیلم ببینیم و کمی به یکدیگر آرامش بدهم.
ما از نسل آدمهای بلاتکلیف هستیم.
از یک طرف، در خلوت خود، دلمان برای این و آن تنگ میشود، از طرف دیگر وقتی به هم میرسیم لالمانی میگیریم! انگار نیرویی نامرئی و فراتر از ما وجود دارد که دهانمان را بسته تا مبادا چیزی در مورد دلتنگیمان بگوییم. تکلیفمان را با خودمان روشن نمیکنیم. یکدیگر را دوست میداریم اما آنقدر شهامت نداریم دوست داشتنمان را ابراز کنیم.
ما آدمهای بیچارهای هستیم!
آنقدر دربیان احساساتمان درماندهایم که صبر میکنیم تا فقط زمانی که عزیزی را از دست دادیم، برایش شعر بگوییم.
اما از یک جا به بعد، باید این سکوت خطرناک را شکست و راه افتاد. از یک جا به بعد باید پدر به پسرش بگوید چقدر دوستش دارد. از یک جا به بعد باید پسر دست پدر را بگیرد و با هم قدم بزنند. از یک جا به بعد باید مادر پسرش را به یک شام دونفره دعوت کند. این جهان چنان ناامن و ناپایدار است که ممکن است همین لحظه برای هر چیزی دیر باشد.
1 962
Repost from فطرس
بِسْمِ الله الرَّحْمَٰن الرَّحيمِ
محضر مبارک دوستان شریف، ولایی و محبین حضرت سیدالشهدا علیهالسّلام
سلامٌ علیکم
ضمن تشکر از ابراز محبت و ذرهپروری شما عرض میکنم که امسال هم به مدد مولا با هم زیر خیمه حضرت ارباب در گلزار شهدای چیذر بزم ماتم میگیریم انشاءالله
تاکید میکنم علت انصراف از این تصمیم با توجه به آمادگی صد در صد در روضه کربلا فقط و فقط ناراحتی و گلایهمندی شما عزیزان بوده است.
فدای شما
محمود کریمی
۱۴۰۴/۰۲/۳۰
www.fotros.ir
1 962
اگر یک سؤال باشد که من از آن وحشت داشته باشم، سؤالی که هرگز نتوانسته باشم به آن جواب رضایتبخشی بدهم، این است که دارم چه میکنم؟!
1 962
با وجود آن که من همهچیز را میگویم و مینویسم، همیشه یکچیزی باقی میماند. یکچیزی فراتر و عمیقتر از آن که بشود به صورت کلمه درآورد.
1 962
با وجود آن که من همهچیز را میگویم و مینویسم، همیشه یکچیزی باقی میماند. یکچیزی فراتر و عمیقتر از آن که بشود به صورت کلمه درآورد.
1 962
خیلی از قدیمیهای کانال رو مجددا در بازههای اخیر میخوام پست کنم، اگر احساس کردید متنی آشناست، به این علته.
