ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

آلبرکاموییسم

آلبرکاموییسم

前往频道在 Telegram

آنچه مهم است، انسان بودن و ساده بودن نیست آنچه مهم است صادق بودن است؛ با صداقت آن چیزهای دیگر هم حاصل خواهد شد

显示更多
1 094
订阅者
无数据24 小时
+77 天
+1830 天
帖子存档
There's no drug to get you off my mind And I've tried every kind So take me back to when we'd stay up all night Drinking our favorite wine... @albertcomus

به خودم که آمدم دیدم درست شبیه به پرنده ای شده‌ام که صبح یک روز بهاری از پنجره باز اتاق داخل می‌آید و راه برگشت را گم می‌کند.بعد آنقدر هول می‌شود که خودش را هزار بار به در و دیوار می‌کوبد تا شاید راه فرار را پیدا کند. تصمیم گرفتم سر جای خود بنشینم و منتظر بمانم. منتظر اینکه کسی بیاید، بغلم کند و از پنجره باز پرم دهد. حسین‌شجاعتی @albertcomus

شاید پیرشدن این نباشد که سال‌ها از عمرت بگذرد. شاید روزی پیر می‌شوی که دیگر هیچ اتفاقی تو را غافلگیر نمی‌کند؛ نه رفتن کسی، نه آمدن کسی، نه حتی دیدن خودت در آینه‌ای که ناگهان شبیه غریبه‌ها شده است. @albertcomus

آدم‌ها همیشه با رفتنشان غریبه نمی‌شوند؛ گاهی می‌مانند، کنارت می‌نشینند، از روزشان تعریف می‌کنند و تو آرام‌آرام متوجه می‌شوی دیگر هیچ راهی به دنیای درونشان نداری. شاید غریبگی واقعی همین باشد؛ نزدیک بودن، بدون اینکه جایی برای هم داشته باشید. @albertcomus

گاهی انسان چنان به رنج خود وابسته می‌شود که اگر فرصتی برای رهایی به او بدهند، باز هم آن را پس می‌زند. چون رنج، بعد از مدتی، دیگر فقط درد نیست؛ بخشی از هویت اوست. انسان به آنچه او را آزار می‌دهد عادت می‌کند، همان‌طور که به اتاق تاریک عادت می‌کند و پس از مدتی، از روشنایی می‌ترسد. شاید عجیب باشد، اما آدمی همیشه آزادی را نمی‌خواهد. گاهی ترجیح می‌دهد در زندانی آشنا بماند تا در جهانی ناشناخته قدم بگذارد. #فئودور_داستایفسکی @albertcomus

عشق راهی‌ست برای بازگشت به خانه بعد از کار، بعد از جنگ، بعد از زندان بعد از سفر، بعد از… من فکر می‌کنم فقط عشق می‌تواند پایانِ رنج‌ها باشد... به همین خاطر همیشه آوازهای عاشقانه می‌خوانم... من همان سربازم که در وسطِ میدانِ جنگ، محبوبش را فراموش نکرده است... #رسول_یونان @albertcomus

زمان همیشه با همین‌ سرعت می‌گذرد، فقط احساسات هستند که سرعتشان تغییر می‌کند. هر روز می‌تواند به اندازه تمام زندگی کش بیاید یا به اندازهٔ یک تپش قلب بگذرد.. بستگی به این دارد که آن زمان را با چه کسی می‌گذرانی ! #فردریک_بکمن @albertcomus

‌ سرِ آن ندارد امشب که برآید آفتابی چه خیال‌ ها گذر کرد و گذر نکرد خوابی... @albertcomus

در دموکراسی اول رأی می‌دهی و بعد فرمان می‌بری ولی در دیکتاتوری نباید وقتت را برای رای دادن تلف کنی . #چارلز_بوکوفسکی @albertcomus

من رمز موفقیت را نمی دانم اما رمز شکست در این است که سعی کنید همه را راضی نگه دارید! بیل‌کازبی @albertcomus

بسیاری از رنج‌های ما از فاصله‌ی میان خواستن و داشتن زاده می‌شوند. وقتی به چیزی می‌رسیم، میل تازه‌ای جای آن را می‌گیرد. آرامش شاید نه در داشتنِ همه‌چیز، بلکه در کم‌کردنِ اسارتِ خود در برابر خواستن باشد... #آرتور_شوپنهاور @albertcomus

مهم نیست اگر انسانی برای کسی که دوستش دارد غرورش را از دست بدهد؛ اما فاجعه است اگر به خاطر حفظ غرور، کسی را که دوست دارد از دست بدهد. شکسپیر @albertcomus

«با خود می‌جنگید و از خود شکست می‌خورد و بر جسد خود می‌گریست. جنگ‌های او درونش بود و دیگر توانی برای جدال با جهان بیرون برایش باقی نمی‌گذاشت...» نیچه @albertcomus

سیاستمداران اگر با هم توافق کنند، دارایی‌مان را می‌دزدند و اگر به اختلاف برسند، جانمان را... آزادی از جمله تجملاتی است که هرکسی توان کسب آن را ندارد. #کارل_مارکس @albertcomus

خوشبختی، در آزادیِ انتخاب و کنترلِ انتخاب است. افرادی که در انتخاب آزادترند، احساسِ خوشحالی بیشتری هم دارند؛ اما این وقتی است که باور داشته باشند می‌توانند نتیجه‌ی انتخاب خود را کنترل کنند. لئو بورمنز @albertcomus

من درباره‌ى تو به آن‌ها نگفتم، اما تو را ديده‌اند كه در چشمانم زندگی میکنی. من درباره‌ى تو به آن‌ها نگفتم، اما تو را در كلماتِ نوشته شده‌ام ديده‌اند. عطر عشق، نمى‌تواند پنهان بماند. نزار قبانی @albertcomus

بیدار نشستم که غمت را چو چراغی از شب بستانم به سحر بسپرم امشب حسین منزوی @albertcomus

زود شب می‌شود اما از آن زودتر صبح می‌رسد. انگار که کسی خورشید را پرت کند وسط آسمان. ما شرقی‌ها درک بهتری از این داریم تا ساکنین غرب. غم‌های ما شرقی‌ها عجیب‌اند؛ شب که می‌شود، تازه شروع می‌شوند. درتاریکی خانه‌ها، پشت پنجره‌هایی که رو به کوچه‌های خاموش باز می‌شوند، غم فرصت می‌کند خودش را نشان بدهد. اما صبح، بی‌آنکه بپرسد شب را چطور گذراندیم، از راه می‌رسد و همه‌چیز را دوباره روشن می‌کند؛ حتی چیزهایی را که دلمان می‌خواست در تاریکی بمانند. ما به صبح‌های ناگهانی عادت کرده‌ایم. به اینکه هنوز چیزی درونمان تمام نشده، اما روز شروع شده است. هنوز حرفی را نگفته‌ایم، هنوز دلتنگی‌مان را هضم نکرده‌ایم، هنوز از اتفاق دیروز بیرون نیامده‌ایم، اما نور افتاده روی صورت‌مان و جهان از ما می‌خواهد که بلند شویم و ادامه بدهیم. شاید برای همین است که غم‌های ما هیچ‌وقت فرصت نمی‌کنند کاملاً غمگین باشند. صبح، زودتر از آنچه باید، سر می‌رسد. و ما، شرقی‌ها، خوب می‌دانیم چگونه با اندوهی زندگی کنیم که هیچ‌وقت فرصت خداحافظی پیدا نکرده است.

زندگی یعنی از هر چیزی، مقداری به جا می‌ماند... دانه‌های قهوه در شیشه، چند سیگار در پاکت و کمی درد در آدمی... #تورگوت_اویار @albertcomus

تو قله‌ی خیالی و تسخیر تو محال بخت منی که خوابی و تعبیر تو محال ای همچو شعر حافظ و تفسیر مثنوی شرح تو غیرممکن و تفسیر تو محال عنقای بی‌نشانی و سیمرغ کوه قاف تفسیر رمز و راز اساطیر تو محال بیچاره‌ی دچار تورا چاره جز تو چیست؟ چون مرگ ناگزیری و تدبیر تو محال ای عشق، ای سرشت من، ای سرنوشت من تقدیر من غم تو و تغییر تو محال @albertcomus