ch
Feedback
𝐇𝐲𝐩𝐞𝐫𝐟𝐞𝐦𝐢𝐧𝐢𝐧𝐢𝐭𝐲

𝐇𝐲𝐩𝐞𝐫𝐟𝐞𝐦𝐢𝐧𝐢𝐧𝐢𝐭𝐲

前往频道在 Telegram

بعد از سکوت، موسیقی بهترین وسیله برای بیان ناگفته‌هاست.

显示更多
233
订阅者
无数据24 小时
-17
+1230
帖子存档
رگبارنخستین طوفان بیضایی «رگبار» نخستین فیلم بلند بهرام بیضایی است؛ اثری که در سال ۱۳۵۱ ساخته شد و هنوز پس از گذشت نیم‌قرن، طراوت و قدرت روایتش را حفظ کرده است. فیلم، قصه‌ای ساده را دستمایه قرار می‌دهد: معلمی جوان به محله‌ای قدیمی می‌آید، درگیر رابطه‌ای عاطفی با دختری از همان محله می‌شود، و این عشق پیش از آن‌که به ثمر برسد، در سایه فشارهای اجتماعی و اقتصادی خاموش می‌گردد. اما در دل همین سادگی، بیضایی جهانی چندلایه بنا می‌کند که تقابل میان نو و کهنه، فرد و اجتماع، و امید و یأس را به تصویر می‌کشد. بیضایی در «رگبار» باران را از سطح یک عنصر طبیعی فراتر می‌برد و به نماد اصلی فیلم بدل می‌کند؛ بارانی که ناگهانی و بی‌هشدار می‌آید، زمین و آدم‌ها را می‌شوید، اما رفتنش چیزی را تغییر نمی‌دهد. این باران، استعاره‌ای از امیدهای کوتاه‌مدت و تغییرات ناپایدار است؛ امیدهایی که در ساختارهای فرسوده و سنتی جایی برای ریشه‌دواندن پیدا نمی‌کنند. فضاسازی فیلم با دقتی مثال‌زدنی انجام شده است. کوچه‌های باریک، دیوارهای فرسوده، پنجره‌های چوبی و حضور دائمی رطوبت و باران، نه‌تنها مکان را تعریف می‌کنند، بلکه حال‌وهوای درونی شخصیت‌ها را نیز بازتاب می‌دهند. بیضایی، برخاسته از پیشینه تئاتری‌اش، قاب‌هایی دقیق و حساب‌شده می‌سازد که هر جزئی در آن کارکرد معنایی دارد. پرویز فنی‌زاده در نقش معلم، چهره‌ای از انسان معاصر ایرانی را ارائه می‌دهد که میان رؤیا و واقعیت معلق است؛ مردی که خواهان تغییر است، اما خود توان عبور از موانع را ندارد. پروانه معصومی در نقش دختر، تجسم معصومیت و بی‌پناهی است؛ زنی که نه از سر انتخاب، که در نتیجه جبر اجتماعی وارد مسیر زندگی می‌شود. رابطه این دو شخصیت، آرام، تدریجی و مبتنی بر نگاه‌ها و سکوت‌ها پیش می‌رود؛ سکوت‌هایی که گاه بیشتر از هر دیالوگی، مضمون فیلم را آشکار می‌سازند. «رگبار» به‌واسطه زبان استعاره‌ای‌اش، در شمار آثار شاخص سینمای روشنفکری دهه پنجاه قرار می‌گیرد. بیضایی برای گفتن حرف‌های اجتماعی و سیاسی خود، به نشانه‌ها و نمادها پناه می‌برد؛ معلم، باران، تخته‌سیاه و حتی مسیر رفت‌وآمد شخصیت‌ها، همه حامل معنایی فراتر از سطح داستان‌اند. این رویکرد، فیلم را از محدوده یک ملودرام عاشقانه فراتر می‌برد و به اثری بدل می‌کند که درباره شکست رؤیای تغییر در ساختاری بسته سخن می‌گوید. در نهایت، «رگبار» بیش از آنکه یک داستان عاشقانه باشد، تصویری از واقعیت اجتماعی ایران پیش از انقلاب است؛ واقعیتی که در آن، نیروی تغییر هرچند صادق و پرشور باشد، زیر فشار سنت و شرایط موجود خاموش می‌شود. فیلم با پایانی تلخ اما صادقانه، نشان می‌دهد که پایان بسیاری از قصه‌ها، نه یک تراژدی باشکوه، که سکوتی سنگین پس از باران است. #ایران_پیش_از_باران #IranBeforeTheRain

▪️رگبار ۱۳۵۱ باران که بند بیاید، هیچ چیز همان نمی‌ماند. #ایران_پیش_از_باران #IranBeforeTheRain

Playlist: Back to the Dancefloor Genre: House, Dance-pop @hyperfemininity
Playlist: Back to the Dancefloor Genre: House, Dance-pop @hyperfemininity

Inna رو یادتونه؟ امروز می‌خوام مورد علاقه هام رو ازش اینجا پست کنم خیلی وقته می‌خوام اینکارو انجام بدم اما همیشه گفتم بی ربط ترین پلی لیستی می‌شه که اینجا میذارم اما همه باهاش خاطره داریم و به شدت نوستالژیه:))

In the shadow By Edward Cucuel (1875 - 1954) @hyperfemininity
In the shadow By Edward Cucuel (1875 - 1954) @hyperfemininity

Sometimes I doubt the path I chose Sometimes my dreams feel all on hold There's no doubt that this will make me strong Because it's the hardest thing I've ever done.

Artist: Halou Album: Wholeness & Separation Released: 2006 Genre: Electronic ,Trip Hop, Dream pop @hyperfemininity

فکر کنم بالاخره وقتشه که درباره‌ی تاتو حرف بزنم. تاتو برای من فقط یه گروه موسیقی نبود، یه تکه از بچگیم بود. همون موقع که یهویی وسط تماشای ماهواره می‌دیدمشون و قلبم تندتر می‌زد. همون وقتی که داداشم موزیک‌ویدیوهاشونو می‌ذاشت و من نگاه می‌کردم. یا وقتی که یه ملودی توی ذهنم می‌چرخید و من حتی اسم آهنگو نمی‌دونستم. سال‌ها گذشت تا وقتی بزرگ‌تر شدم پیداش کردم و همون لحظه انگار دوباره اون بچه‌ی پرشوق شدم. تاتو باعث شد اولین‌بار عاشق راک بشم. چهره‌های بامزه‌ی لنا و یولیا، نگاه‌هاشون، حرکاتشون، هنوز هم برام خاصه. این‌که بعضی آهنگ‌هاشون روسی بود، برام مثل یه راز شیرین بود؛ رازی که حتی اگه معنی‌شو نفهمم، باز هم دلم می‌خواست بارها و بارها بشنومش. تاتو برای من خاطره نیست، بخشی از وجودمه. هنوزم همه‌ی آهنگاشونو با همون عشق و هیجان روزایی که دبیرستانی بودم گوش می‌کنم. هنوزم منتظرم. منتظر حتی یه آهنگ جدید، حتی یه صدای تازه ازشون. من همیشه دوستتون دارم. همیشه. و باور دارم آهنگ‌های تاتو خیلی فراتر از اینه که فقط یکی‌شون تو تیک‌تاک یا اینستاگرام ترند بشه. تاتو برای من یه جهان دیگه‌ست، یه حس، یه خاطره که هیچ‌وقت کمرنگ نمی‌شه.

Artist: t.A.T.u Album: Waste Management Released: 2009 Genre: Electronic, Dancepop, Eurodance @hyperfemininity

People come around People let you down Anywhere you go Anywhere you see It's real It's up to you to make it happen It's up to you to make it real And you know how it feels To bleed some, to need some And you know how it feels To bleed some, to need some.

The Creation of Light,1825 by John Martin (Illustration for Milton's Paradise Lost) @hyperfemininity
The Creation of Light,1825 by John Martin (Illustration for Milton's Paradise Lost) @hyperfemininity

Cut myself free willingly, stop just what's killing me.
Artist: Linkin Park Album: Hybrid Theory EP Released: 1999 Genre: Nu Metal @hyperfemininity

می‌خواستم برای امروز دیگه پستی نذارم اما داشتم لایو لینکین پارک رو می‌دیدم و اشک هام رو واقعا نمی‌تونم کنترل کنم. من خیلی این گروه رو دوست دارم خیلی اعضاش رو هم دوست دارم. و راجع به مایک شینودا، می‌تونم بگم آدم حسابی ترین و تحصیل کرده ترین رپریه که می‌شناسم:)) و واقعا این آدم رو دوست دارم. @hyperfemininity

«شهرزاد» (Op. 35)، اثری چهار موومانی از نیکولای ریمسکی کورساکف، یکی از درخشان‌ترین نمونه‌های موسیقی برنامه‌ای در اواخر قرن نوزدهم است. این سوئیت سمفونیک در سال ۱۸۸۸، با الهام از قصه‌های هزار و یک شب تصنیف شد و تلفیقی است از ملودی‌های شرق‌گرایانه و ارکستراسیون رنگارنگ و پیچیدهٔ اروپایی. موومان دوم این اثر با عنوان «The Story of the Kalendar Prince» با تمپو لِنتو (آهسته) اجرا می‌شود و حال‌وهوایی رازآلود، خیال‌انگیز و تاحدی غم‌بار دارد. این موومان روایت موسیقایی یکی از قصه‌های اسرارآمیز شهرزاد است. ویولن سولو که نقش «شهرزاد» را دارد، با ملودی‌هایی لطیف و شاعرانه، قصه‌گویی می‌کند و ارکستر با رنگ‌آمیزی صوتی خیره‌کننده، دنیایی افسانه‌ای را پیش چشم شنونده می‌سازد. استفاده از تم‌های خاورمیانه‌ای و هارمونی‌های غنی، به این بخش شخصیت خاصی بخشیده است. این اجرا توسط ارکستر فیلارمونیک برلین به رهبری هربرت فون کارایان، یکی از ماندگارترین و شاخص‌ترین تفسیرهای این اثر به‌شمار می‌رود. @hyperfemininity

beautiful but dangerous 1955 - Dir. Robert Z. Leonard
+1
beautiful but dangerous 1955 - Dir. Robert Z. Leonard

Artist: Akina Nakamori Album: D404ME Released: 1985 Genre: J-pop @hyperfemininity

+1
Artist: Bryan Adams Album: Reckless Released: 1984 Genre: Soft Rock @hyperfemininity

راستش من هیچوقت نیویورک نبودم. اما گوش دادن به London Grammar، منو می‌بره به نیویورک در سال 2012. خیابونای خیس، آسمون خاکستری
راستش من هیچوقت نیویورک نبودم. اما گوش دادن به London Grammar، منو می‌بره به نیویورک در سال 2012. خیابونای خیس، آسمون خاکستری، کافه‌هایی با چراغ‌های کم نور. تصور کنید شبه و دارید از سرکار برمی‌گردید، وسط راه یک نوشیدنی می‌گیرید و ترجیح می‌دید که تو هوای بارونی پیاده برگردید خونه.