ch
Feedback
اللُّغَةُ وَالأدَب | بهمن بادینی

اللُّغَةُ وَالأدَب | بهمن بادینی

前往频道在 Telegram

▪️ كانالی علمی در زمینه زبان و ادبیات که در آن برخی از فواید و نکات علمی را نشر می‌نمایم. ● بهمن بادینی - مدرس دانشگاه، دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی و مترجم برای ارتباط: @Arabi_1403 کانال اللغة والأدب در ایتا: eitaa.com/bahmanbadini

显示更多
1 502
订阅者
+124 小时
-37
+5330
帖子存档
شبهه
یکی از اسلام ستیزان ادعا می‌کند در سوره حمد اشکالی وجود دارد؛ می‌گوید «این آیه (إیاك نعبد وإیاك نستعین) با آیات قبل تفاوت گوینده و مخاطب دارد. در آیات قبل این الله بوده است که خود را شناختگری می‌کرده است. اما از این آیه به بعد با گویندگانی غیر از الله مواجه هستیم که الله را مخاطب خود قرار داده اند
ـــــــــــــــــــــــ ▪️پاسخ: معترض می‌خواهد چنین القا کند که فرمانِ کلام و نظمِ اجزای آن در این سوره از دستِ گوینده در رفته و رویۀ یکپارچه‌ای را در پیش نگرفته است! این فتح الفتوح معترض به این پیام ختم می‌شود که چنین متنی تناقض و ناهماهنگی دارد و بنابراین نمی‌تواند از جانب خداوند باشد!! احتمالا انتظار دارد مسلمانان نیز با شنیدن این اکشتافِ جدید استاد، انگشت به دهان، دیده به افق‌های دوردست، سراسیمه به فکر فرو روند و چشم‌ها را بشویند و طور دیگر ببینند!!! ● موردی که شبهه پرداز از آن به عنوان ایراد نام برده است، در واقع یکی از فنون بلاغی در زبان عربی و دیگر زبان‌ها (از جمله زبان فارسی و انگلیسی) است که به آن «التفات = Apostrophe» می‌گویند. أحمد الهاشمي در کتاب معروف جواهر البلاغة (که از منابع دسته چندم و ویژۀ مبتدیان! است) می‌گوید: «الالتفات: وهو الانتقال من کل من التکلم، أو الخطاب أو الغیبة إلی صاحبه» [۱] یعنی: التفات آنست که اسلوب از تکلُّم (متکلّم بودن)، یا خِطاب (با مخاطب سخن گفتن) و یا غیبت (درمورد غائب سخن گفتن) به دیگری منتقل شود. ● این صنعت ادبی و بلاغی هم به منظور زیبایی کلام، رفع ملال‌آوری متن، ایجاد نشاط در شنونده، متمرکز کردن توجه و حواس او و... انجام می‌شود که بسته به بافت کلام، هدف از انجام آن نیز مشخص می‌شود. این فن بلاغی در قرآن کریم بارها آمده است و منحصر در سورۀ حمد نیست. • بعنوان مثال الله متعال در سوره نساء آیه ۶۴ می‌فرماید: {وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُوٓا۟ أَنفُسَهُمْ جَآءُوكَ فَٱسْتَغْفَرُوا۟ ٱللَّهَ وَٱسْتَغْفَرَ لَهُمُ ٱلرَّسُولُ لَوَجَدُوا۟ ٱللَّهَ تَوَّابًۭا رَّحِيمًۭا} یعنی: "و اگر آنان بدان هنگام که (با نفاق و دروغگوئی و زیر پاگذاشتن فرمان خدا) به خود ستم می‌کردند، به نزد تو می‌آمدند و از خدا طلب آمرزش می‌نمودند و پیغمبر هم برای آنان درخواست بخشش می‌کرد، بیگمان خدا را بس توبه‌پذیر و مهربان می‌یافتند." ‎ • اگر دقت کنید، الله متعال ابتدا فرمودند (جَآءُوكَ) = "به نزد تو می‌آمدند." و از اسلوبِ خِطاب استفاده کردند؛ اما در ادامه به اسلوبِ غیبت منتقل شده و می‌فرمایند (وَٱسْتَغْفَرَ لَهُمُ ٱلرَّسُولُ) = "پیغمبر هم برای آنان درخواست بخشش می‌کرد." زمخشری[۲] و أبوحیان أندلسی [۳] رحمهما الله در تفسیر این آیه و در بیان معنای التفات صورت گرفته، نکات مهمى بیان می‌کنند: ۱- بزرگداشت و تعظیم شأن و جایگاه پیامبر و رسالت الهی (با بیان این‌که ایشان در مقام والای رسول است) ۲- بیان این‌که این شفاعت ایشان که رسول خداست، نزد خداوند جایگاهی بالا دارد. چگونه این تعبیر بلاغی می‌تواند محل اشکال باشد؟ ● صنعت التفات در شعر عربی قبل و بعد از اسلام هم به کثرت یافت می‌شود؛ مثلاً امرؤ القیس -شاعر جاهلی پیش از اسلام- در سه بیت زیر چندبار این اسلوب را بکار می‌برد و می‌گوید: تطاول ليلك بالإثمد ونام الخلي ولم ترقد وبات وباتت له ليلة كليلة ذي العائر الأرمد وذلك من نبأ جاءني وخُبِّرته عن أبي الأسود ● حتی اگر این معترض به زبان فارسی رجوع می‌کرد، هیچوقت چنین اشکال عجیب و بی‌موردی را ذکر نمی‌کرد؛ به عنوان مثال خاقانی -شاعر نام‌آشنای فارسی- می‌گوید: دهرا چه کشی دهره به خون ریختن من خود ریخته گردد تو مکش دهره و مشتاب هان ای دل خاقانی اگرچه ستم دهر برتافتنی نیست مشو تافته برتاب آیا کسی هست که به خاقانی ایراد بگیرد؟ خیر. چون این اسلوب ادبی بسیار رایج بوده و در منابع مختلف بلاغی (معانی یا بدیع) برای اهل زبان و ادبیات آشناست. بنابراین نه تنها در این آیه سوره حمد ایرادی وجود ندارد، بلکه چنین اسلوبی در زبان و ادبیات عربی، فارسی [۴] و... رایج است و برعکس، نشان از بلاغت و زبان‌دانیِ گوینده و متن دارد. ✍️ بهمن بادینی - مرداد ۱۴۰۴ منابع و مآخذ ـــــــــــــــــــــــــ • [۱]: جواهر البلاغة في المعاني والبیان والبدیع، السید أحمد الهاشمي، ص۲۲۹؛ دار إحیاء التراث العربي • [۲]: الکشاف، جار الله الزمخشري، ج۱ ص۵۲۸ • [۳]: البحر المحیط، أبو حیان الأندلسي، ج۳ ص۶۹۳؛ دار الفکر • [۴]: معانی، سیروس شمیسا، ص۲۰۸؛ نشر میترا

عرب‌ها در مورد تاریخچۀ نقد ادبی کتب متعدد و مفیدی نوشته‌اند. بسیاری از منتقدان، ایرانی بوده‌اند که به عربی و با توجه به قرآن مجید و شعر عربی نوشته‌اند، چنان‌که بزرگترین نظریه‌پرداز قدیمی این میدان عبد القاهر جرجانی ایرانی است.
دکتر سیروس شمیسا، نقد ادبی، ص ۷۷؛ نشر میترا

حمایت همه‌جانبۀ آمریکا از طفل نامشروعش در خاورمیانه طبیعی است و چیز عجیبی نیست؛ آن‌ها همین کار را با بومیان آمریکا کردند و به همین شیوه صاحب آن‌جا شدند...
نوام چامسکی (دانشمند زبان‌شناس و نظریه پرداز سیاسی مشهور آمریکایی): "بدبختانه جنایت‌هایی که غرب مرتکب شده، چنان است که تعیین اینکه کدامیک از آنها فجیع ترین است، دشوار است. وقتی که کریستف کلمب پا به خاک نیمکرۀ غربی نهاد، در آنجا احتمالا حدود ۸۰ تا ۱۰۰ میلیون انسان با تمدن‌هایی نسبتا پیشرفته و شهرهایی فعال از نظر تجاری وجود داشته است. اما در طول زمانی نه چندان دراز ۹۵ درصد آن جمعیت از عرصۀ زندگی در این نیمکره محو شدند. در این جایی که امروز ایالات متحدۀ آمریکا نام دارد، در آن زمان احتمالا حدود ۱۰ میلیون نفر بومی این سرزمین زندگی می‌کردند. اما بنا به آمارهای سال ۱۹۰۰ این رقم به ۲۰۰ هزار نفر رسید. همه این حقایق تلخ انکار می‌شود. همۀ نشریات معتبر روشنفکری و لیبرال، چپ جهان انگلیسی - آمریکایی، از پرداختن به این حقایق ولنگارانه طفره می‌روند." درباره تروریسم غرب از هروشیما تا پهپادها، نوام چامسکی و آندره ولچک، ترجمۀ مازیار کاکوان، صفحه ۲۲؛ انتشارات مهراندیش

#جهان_عرب أحمد عبده ماهر (سکولار مصری): کاش مردم می‌دانستند که طواف بر فقرا نزد خداوند محبوب‌تر و بهتر از طواف دور کعبه و گرا
#جهان_عرب أحمد عبده ماهر (سکولار مصری):
کاش مردم می‌دانستند که طواف بر فقرا نزد خداوند محبوب‌تر و بهتر از طواف دور کعبه و گرامی‌تر از تکرار حج و عمره است.
أحمد عبده در توییتی دیگر:
همراه با عشقم و همسرم در سفری به شهر زیبایی... پاریس.
این نسخه‌های سراسر تزویر و صاحبان گفتمانِ نِقنِقیسم دینی! در همه‌جا وجود دارند... این روشنفکرنمایانِ سخیف، به خود اجازه می‌دهند که به نام آزادی بیان، نسبت به تمام افکار و کارهای شما بالا آورده و استفراغ کنند درحالیکه برای شما نه آزادی بیان بلکه آزادی جیب و پا را هم قبول ندارند و حق ندارید به هر کسی صدقه داده یا به هرجایی سفر کنید!!

آدم به خوش‌باوری و ساده‌لوحی آن طیفی که از به رسمیت شناخته شدن فلسطین توسط کشورهای اروپایی دل خوش کرده‌اند، حسرت می‌خورد. اروپایی‌ها کمتر از یک قرن پیش، بیش از صد میلیون نفر از یکدیگر که همه تقریبا از یک تاریخ و نژاد و دین و فرهنگ هستند را به خاطر منافعشان کشتند، آنوقت می‌خواهند کارگُزار کارهای کثیف خودشان را تنبیه کنند؟ این ژست انسان دوستی آنها بیشتر از سلاح‌فروشی آنها به اسرائیل انسان را می‌ترساند. ویرژیل می گوید: «من از یونانی ها می‌ترسم، حتی وقتی که هدیه می آورند» (اشاره ویرژیل به «اسب تروا» و هدیه آن به مردم تروا توسط یونانی هاست) حال با الهام از کلام ویرژیل می توان گفت: من از غربی‌ها می ترسم، هنگامی که از صدور آزادی و دموکراسی سخن می‌گویند، هنگامی که از حقوق بشر و عدالت سخن می گویند، هنگامی که از فلسطین سخن می‌گویند، هنگامی که از محاکمۀ جنایتکار جنگی سخن می‌گویند، هنگامی که از منع استفاده و اشاعۀ سلاح‌های هسته‌ای و شیمیایی سخن می‌گویند. هنگامی که از دلسوزی برای کودکان غزه سخن می‌گویند. هنگامی که از زنان ایران سخن می‌گویند و... من از غربی‌ها بیشتر می‌ترسم هنگامی که ژست انسانی می‌گیرند.
 برگرفته از: فرهاد قنبری

آدم به خوش‌باوری و ساده‌لوحی آن طیفی که از به رسمیت شناخته شدن فلسطین توسط کشورهای اروپایی دل خوش کرده‌اند، حسرت می‌خورد. اروپایی‌ها کمتر از یک قرن پیش بیش از صد میلیون نفر از یکدیگر را که همه تقریبا از یک تاریخ و نژاد و دین و فرهنگ هستند را به خاطر منافعشان کشتند، آنوقت می‌خواهند، کارگزار کارهای کثیف خودشان را تنبیه کنند؟ این ژست انسان دوستی آنها بیشتر از سلاح‌فروشی آنها به اسرائیل انسان را می‌ترساند. ویرژیل می گوید: «من از یونانی ها می‌ترسم، حتی وقتی که هدیه می آورند» (اشاره ویرژیل به «اسب تروا» و هدیه آن به مردم تروا توسط یونانی هاست) حال با الهام از کلام ویرژیل می توان گفت: من از غربی‌ها می ترسم، هنگامی که از صدور آزادی و دموکراسی سخن می‌گویند، هنگامی که از حقوق بشر و عدالت سخن می گویند، هنگامی که از فلسطین سخن می‌گویند، هنگامی که از محاکمۀ جنایتکار جنگی سخن می‌گویند، هنگامی که از منع استفاده و اشاعۀ سلاح‌های هسته‌ای و شیمیایی سخن می‌گویند. هنگامی که از دلسوزی برای کودکان غزه سخن می‌گویند. هنگامی که از زنان ایران سخن می‌گویند و... من از غربی‌ها بیشتر می‌ترسم هنگامی که ژست انسانی می‌گیرند.
 برگرفته از: فرهاد قنبری

یکی از مهم‌ترین مواردی که باید مورد توجه قرار گیرد، مطالعۀ تاریخ است؛ یکی از ضعف‌های دانشجویان -چه عربی و چه فارسی- در زمینۀ تاریخ است. زیرا تاریخ نقش مهمی در شناخت پیوندهای فرهنگی ما با کشورهای عربی - اسلامی دارد. وقتی تاریخ را بخوانید، متوجه خواهید شد چه ارتباطات مستحکم و پیشینۀ تمدنی غنی داریم که متأسفانه تاکنون مغفول مانده است. این رسالت بر عهدۀ ما و نسل‌های آینده قرار دارد تا گسستی میان گذشته و حال ایجاد نشود.
 دکتر سید مهدی مسبوق، استاد گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه بوعلی‌سینا، مصاحبه با نشریهٔ لسان مبین

زبان زنده نفس می‌کشد، تأثیر می‌‎گذارد و تأثیر می‌پذیرد و امکان ندارد مانع این دادوستد بشویم. همین الآن هم ورود واژگان انگلیسی در زبان فارسی زیاده شده است و امکان زدودن کامل آن وجود ندارد. زبان عربی نیز چنان با زبان فارسی عجین شده است که امکان جداسازی آن‌ها وجود ندارد و راهی جز پذیرفتن آن نیست، بلکه واژگان و تعابیر عربی باعث غنای زبان فارسی شده است؛ بسیاری از واژگان و تعابیر عربی معادلی در زبان فارسی ندارد و در صورت معادل‌تراشی نیز آن زیبایی و گیرایی لازم را ندارد.
 دکتر سید مهدی مسبوق، استاد گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه بوعلی‌سینا، مصاحبه با نشریهٔ لسان مبین

زبان زنده نفس می‌کشد، تأثیر می‌‎گذارد و تأثیر می‌پذیرد و امکان ندارد مانع این دادوستد بشویم. همین الآن هم ورود واژگان انگلیسی در زبان فارسی زیاده شده است و امکان زدودن کامل آن وجود ندارد. زبان عربی نیز چنان با زبان فارسی عجین شده است که امکان جداسازی آن‌ها وجود ندارد و راهی جز پذیرفتن آن نیست، بلکه واژگان و تعابیر عربی باعث غنای زبان فارسی شده است؛ بسیاری از واژگان و تعابیر عربی معادلی در زبان فارسی ندارد و در صورت معادل‌تراشی نیز آن زیبایی و گیرایی لازم را ندارد.
 دکتر سید مهدی مسبوق، استاد گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه بوعلی‌سینا، مصاحبه با نشریهٔ لسان مبین

حمایت همه‌جانبۀ آمریکا از طفل نامشروعش در خاورمیانه طبیعی است و چیز عجیبی نیست؛ آن‌ها همین کار را با بومیان آمریکا کردند و به همین شیوه صاحب آن‌جا شدند...
نوام چامسکی (دانشمند زبان‌شناس و نظریه پرداز سیاسی مشهور آمریکایی): "بدبختانه جنایت‌هایی که غرب مرتکب شده، چنان است که تعیین اینکه کدامیک از آنها فجیع ترین است، دشوار است. وقتی که کریستف کلمب پا به خاک نیمکرۀ غربی نهاد، در آنجا احتمالا حدود ۸۰ تا ۱۰۰ میلیون انسان با تمدن‌هایی نسبتا پیشرفته و شهرهایی فعال از نظر تجاری وجود داشته است. اما در طول زمانی نه چندان دراز ۹۵ درصد آن جمعیت از عرصۀ زندگی در این نیمکره محو شدند. در این جایی که امروز ایالات متحدۀ آمریکا نام دارد، در آن زمان احتمالا حدود ۱۰ میلیون نفر بومی این سرزمین زندگی می‌کردند. اما بنا به آمارهای سال ۱۹۰۰ این رقم به ۲۰۰ هزار نفر رسید. همه این حقایق تلخ انکار می‌شود. همۀ نشریات معتبر روشنفکری و لیبرال، چپ جهان انگلیسی - آمریکایی، از پرداختن به این حقایق ولنگارانه طفره می‌روند." درباره تروریسم غرب از هروشیما تا پهپادها، نوام چامسکی و آندره ولچک، ترجمۀ مازیار کاکوان، صفحه ۲۲؛ انتشارات مهراندیش

🗞| فصلنامهٔ علمی، ادبی و فرهنگی لسان مبین شمارۀ چهارم 🖊کاری از انجمن علمی - دانشجویی زبان و ادبیات عربی دانشجویان دانشگاه بوعلی‌سینا 🔷استاد مشاور: دکتر صديقه زودرنج 🔹مدیر مسئول و سردبیر: بهمن بادینی 📋 طراح و صفحه آرا: مصباح هاشمی 🏷اعضای هیئت تحریریه: فاطمه جلیلی، امیر رضا علیشاهی، زهرا نصرتی، رویا خزائی، نرگس جلالوند
آنچه در این شماره می‌خوانید: - مصاحبه با دکتر سید مهدی مسبوق - عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیات عربی و معاون آموزشی و تحصیلات تکمیلی در دانشگاه بوعلی سینا - پیشوایانِ ایرانی زبان و ادبیات عربی - تقابل زبان فارسی و عربی، تهدید یا فرصت؟ - کتابی با موضوع «واژگان فارسی در زبان عربی» - اخبار و نکات آموزشی عربی

با دانشجویان عراقی زیادی در دانشگاه سر و کار دارم. به ویژه که در کلاس‌های حقوق بین‌الملل، حقوق عمومی و... باهم نشستیم و همین کلاس‌ها باعث شد شناختی بیشتری نسبت به این کشور و رنجِ مردمان آن که مزهٔ دموکراسی کپک‌زده و تلخِ آمریکایی را چشیدند، پیدا کنم. یکی از وکلای اهل دیاله در یکی از جلسه‌های درس مسئولیت بین المللی سازمان‌های بین المللی، به من گفت:
وقتی آمریکا و نیروهای هم‌پیمانش (حدود ۳۴ کشور) به عراق آمدند، نه فقط حکومت عراق بلکه کل کشور را ساقط کردند و هیچ زیرساخت سالمی باقی نگذاشتند. نفت عراق هم در وهلۀ اول برای آمریکا است و حتی هزینۀ استخراج و نیروی انسانی را هم از آن کم می‌کند و هر بار به جای اینکه مستقیم پولی پرداخت کند، تنها مقداری ناچیز از اموال بلوکه شدۀ عراق در بانک بین‌المللی پول را آزاد می‌کند. آمریکا این کار را با این توجیه انجام می‌دهد که ما آمریکایی‌ها منجی شما هستیم و شما را از ظلم صدام نجات دادیم و این حق را داریم که در قبال خوبی‌هایمان! نفع ببریم. نیروهای هم‌پیمان آمریکا در عراق، هر کدام در یک استان و منطقه مستقر بودند و جنایات زیادی انجام دادند و اما هیچوقت نتوانستیم از آن‌ها شکایت کنیم و نه کشورهای آن‌ها پاسخگو شدند نه آمریکا مسئولیت آن را پذیرفت و تنها پاسخشان این بود: ما برای نجات و آزادی شما آمده بودیم.
 از وضعیت برق عراق پرسیدیم و یکی دیگر گفت:
قضیۀ برق عراق بسیار واضح است و همه می‌دانند که چه مشکلاتی داریم. آمریکا سال‌ها پیش تأسیسات برقی این کشور را بمباران کرد و اکنون هم در عراق اجازه نمی‌دهد که جز با شرکت آمریکایی General Electric قرارداد ببندیم و برقی که توسط این شرکت تأمین می‌شود به طور عامدانه بسیار ضعیف بوده و نوسان و قطعی دارد. هر بار که عراق خواسته است با شرکت‌های آلمانی، ایرانی، چینی و... قرارداد ببندد مانع شدند و مشکلات سیاسی و امنیتی زیادی برای عراق درست کردند. جدیدا هم در مورد گاز ایران به ما مهلت دادند تا ترکیه یا ترکمنستان را جایگزین کنیم وگرنه ما را تحریم می‌کنند. جدای از مشکلات کلی این کار، هزینۀ بسیار بالایی هم برای عراق داشته و صرفۀ اقتصادی ندارد.
 جالب است بدانید یکی از کارهایی که برخی پیمان‌کاران ساخت‌وساز (عمدتا هم وابسته به شرکت‌های آمریکایی) انجام می‌دهند این است که مثلا در احداث بیمارستان، مدرسه یا هر پروژهٔ دیگر، در قرارداد قيد می‌کنند که امنیت ما باید حفظ شود و در صورت ناامنی در منطقه، ضمن لغو قرارداد، مبلغ قابل‌توجهی از آن را بر‌می‌داریم. خب خلاصه‌اش اینست: بعد از چندماه از شروع پروژه با یک حادثهٔ تروریستی ساختگی، بساط را جمع و با پول هنگفت باقی‌مانده کیف می‌کنند! بسیاری از آن‌ها اعتراف می‌کنند که جنگ با ایران هم باتلاقی بود که آمریکا و غرب در کاسه عراق گذاشت و بعدها هم وقتی تاریخ‌مصرف صدام به اتمام رسید، به بهانه وجود خط تولید سلاح کشتار جمعی به آن حمله کردند و بعد از ۲۰ سال نه خط تولید بلکه چیزی جز همان چندتا بمب‌ شیمیایی که آلمان و آمریکا به عراق داد تا حلبچه و سردشت را با آن بزند، نیافتند!! به بهشتِ پساآمریکا خوش آمدید!

#جهان_عرب #فلسطین خانه‌ات را خودت خراب کن وگرنه هزینهٔ تخریب آن را از تو می‌گیریم!! این محمود عباس، رئیس حکومت خودگردان فلسطین (کرانه باخترى)، است. جایی که حماس وجود ندارد و دولت آن هرگونه‌ صدایی علیه اسرائیل را با ترور و دستگیری و تحويل به آن رژیم پاسخ می‌دهد و به صلح و سازش امید دارد!! با این وجود محمود عباس یک سال قبل از جنگ ۷ اکتبر در سازمان ملل می‌گوید:
اسرائیلی‌ها به یک فلسطینی گفته‌اند خانه خود را خراب کن و برو. آنها از او خواسته‌اند که خود با دستان خویش خانه‌اش را خراب کند چرا که اگر خودشان مجبور به خراب کردنش باشند، هزینه تخریب را از او خواهند گرفت.
هزاران هزار فلسطینی که از ابتدای شکل‌گیری این سرطان قتل‌عام و آواره شدند به کنار... تخریب خانه‌ها و آتش‌زدن مزارع فلسطینی‌ها آن‌ها بخشی از زندگی روزمرهٔ آن‌هاست و البته از تفریحات اسرائیلی‌ها! آنوقت برخی از اطرافیان ما که سال‌های سال سر ۵۰ متر زمین ارثی با کل طائفه‌ و خواهر و برادرشان در جنگ هستند و در دادگاه‌ها هزاران پروندهٔ شکایت و قتل باز کردند، از حماس و مردم فلسطین که با زور و جنایت نه فقط خانه، بلکه روستا و شهرشان غصب شده، انتقاد می‌کنند!

برای علاقه‌مندان به صرف و نحو عربی: https://t.me/ArabiBadini/1238

شکی در این نیست که مبارزۀ میدانی با سرطانِ نجس خاورمیانه (اسرائـ.ـیل) که نمایندۀ سیاست‌های کثیف و تروریسم آمریکا و اروپاست فوق‌العاده مهم بوده و الحمد لله همواره نجیب‌زادگانی هستند که این مسئولیت را به عهده بگیرند. اما بقیه چه؟ بسیار ساده می‌گویم: هر فعالیت و هر حرکتی که در جامعه به امید، رفاه و ریشه‌کنی فقر، امنیت، سلامتی جسمی و روانی، آرامش، صلح، پاکی و عفت، تحکیم خانواده منجر شود و ناامنی، فساد، فحشا و هرزگی، فقر و بیکاری، فروپاشی خانواده و کمبود انرژی و زوال منابع حیاتی را کاهش داده و از بین ببرد، به طور مستقیم جنگی‌ست علیه بنی‌صهیون و یاران آن که مانند سرطانی نجس و متعفّن به جانِ ملت‌های شریف و آزاده افتادند تا آن‌ها را ضعیف، ذلیل و زمین‌گیر کنند و از این راه کنترلشان کرده و رمقی برایشان باقی نگذارند. هیچ صرفه‌جویی (حتی در ته‌ماندۀ آب لیوان و کاغذ رسید عابربانک و خاموش‌کردن لامپ اضافی) را دست کم نگیرید و از هیچ کار مثبتی حتی یک لبخند برای انتقال حس خوب به دیگران هم دریغ نکنید؛ چون آن‌ها دشمن تمام پاکی‌ها و در آنِ واحد تجسمِ تمام رذالت‌ها و بی‌شرافتی‌ها هستند.

+2
تروریست‌های بی ریش و نقاب!؟ تروریست‌‌های امروزی برخلاف ادراک‌سازی رسانه‌ها ریش بلند و نقاب ندارند... بلکه لباس جین و اسپورت یا کت‌وشلوار می‌پوشند، به گربه و سگ سر کوچه غذا می‌دهند و قربانی‌کردن گاو و گوسفند را در عید قربان خشونت می‌دانند. به کلاس زبان و رقص باله و گیتار می‌روند، حامی کودکان کار بوده و از سینما و موسیقی حرف می‌زنند و شعار آزادی بیان و انسانیت لقلقۀ زبانشان است!! اما تمام‌قد از وحوش انسان‌نمایی که در غزه ده‌ها هزار کودک و زن را قتل‌عام می‌کنند و حتی الاغ و قاطر را هم با تک‌تیرانداز می‌زنند تا کسی بار یا جنازه‌ای با آن‌ها حمل نکند دفاع می‌کنند و برایشان سوت و کف می‌زنند! این تروریستانِ کیوت و آزادی‌خواه به کسانی که پول جیبشان را برای مردمِ تحتِ محاصره و نسل‌کشی شده می‌فرستند، حمله‌ور می‌شوند. با تمسخر قحطی و گرسنگی کودکانی که اسرائیل حتی اجازۀ دریافت شیرخشک هم به آن‌ها نمی‌دهد، عکس کباب توییت می‌کنند! این شکل و صورت از تروریسم کثیف‌ترین و وحشیانه‌ترین نوع آن است و همراه اینکه ادعای انسانیت و آزادی دارد، انسان‌خواری و خونِ انسان‌های مظلوم از دندانش می‌چکد.

+1
سمت راست: دو نفر از مردم غزه که در حال بردن کمک‌های غذایی برای خانواده‌هایشان هستند. سمت چپ: مردم ایران که در خیابان در حال رفتن به خانه یا محل کار هستند. نکته: ۱- تروریستان وحشی که هردو جنایت را انجام دادند، تروریستان اسرائیـ.ـلی هستند. ۲- هردو جنایت با حمایت مستقیم و سلاح دولت تروریستِ آمریکا (مادرِ ناپاکِ این طفلِ ناپاک‌زاده) انجام شدند. ۳- روسپی‌های رسانه‌ای آن‌ها طبق معمول در حال تطهیر و تحریف این واقعیت‌ها هستند و ضمن نادیده‌گرفتن این جنایات، ابتدا با چرندیاتی به اسم (هوش مصنوعی است) تیزی خبر را می‌گیرند و بعد هم وقیحانه توجیه می‌کنند که: اهداف نظامی بود!! ابتدای نفس‌کشیدن و زندگی عادی، نابودی این سرطانِ نجس (پیمانکارِ جنایات آمریکا و اروپا) است. فهمیدن این مسأله لزوما نیازی به دین‌دار بودن هم ندارد و حتی فیلسوف ملحدی مانند ژان پل سارتر هم فهمیده بود:
فریاد برآورد: «برحذر باش! آمریکا به بیماری هاری مبتلاست.» سگ هاری است که به فیلیپین، تایوان، اوکیناوا، ویتنام و تایلند حمله‌ور شده است. تفسیرهای زندگی، ویل و آریل دورانت؛ انتشارات نیلوفر، ص۳۰۹
اگر این سگان هار متوقف نشوند، هیچ ملتی رنگ آسایش نخواهد دید.

از لحاظ شناختی، تکرار واژگان و جمله‌ها و به طور عام تکرار یک مفهوم می‌تواند اثر عمیقی در باورپذیری ایجاد کند و خواننده یا شنونده را زودتر به قناعت برساند. این همان چیزی است که از آن تحت عنوان اثر واهی حقیقت (Illusory truth effect) یاد می‌شود، یعنی:
تمایل به باور و درست‎‌انگاری اطلاعات پس از تکرار آن اطلاعات!
همان تکنیکی که رسانه‌ها به شدت از آن استفاده می‌کنند و در تبلیغ‌های تجاری یا فرهنگی و سیاسی به کار می‌گیرند. بعنوان مثال: - حوادث تروریستی در اروپا و آمریکا وقتی تروریستی تلقی می‌شود که عمدتا یک مسلمان آن را انجام داده‌باشد و به مرور زمان مخاطب دو عنصر (مسلمان) و (تروریست) را باهم طبقه‌بندی می‌کند. در حالیکه عملیات تروریستی و انتحاری در میان گروهک‌های غیرمذهبی و حتی اسلام‌ستیز هم به وفور دیده می‌شود:
«مطالعات انجام شده روی عملیات انتحاری نیز نشان می‌دهد که "عراق ظاهرا نقش عمده‌ای در تغییر نظریه‌ها بازی می‌کند و همچینن منطقه مناسب و مستعدی برای عملیات جدید انتحاری است." از سال 1980 تا 2003 در سراسر دنیا ۳۱۵ عملیات انتحاری و عمدتا توسط ببرهای تامیلی غیرمذهبی انجام گرفته بود. از زمان تهاجم آمریکا به عراق، برآورد عملیات انتحاری در عراق (جایی که عملیات عملا از کارهای ناشناخته بودند.) به رقم ۴۰۰ هم رسید.» دولت‌های فرومانده، نوام چامسکی، صفحه ۴۹؛ نشر افق
 اما چون این واژه‌ها و ترکیب‌ها تنها برای گروهک‌های منتسب به اسلام تکرار می‌شود، مخاطب در ناخودآگاه ذهنش جدای از ایجاد ذهنیتی منفی نسبت به مسلمانان، تصور می‌کند غیر مسلمانان از این اعمال دور بوده و کت‌وشلوار و ریش تراشیده به معنای کیوت و مهربان بودن است! ● پیشنهاد به فعالین رسانه‌ای: حتما برای رژیم صهیونیستی و یاران آمریکایی و غربیش که سرآمد هر نوع ترور و وحشی‌گری هستند از واژگان (تروریست) و (وحشی) زیاد استفاده کنید تا آنچه حقیقت است به خوبی تثبیت شود.

همان جنگنده‌ای که غزه را بمباران‌ کرد و نظامی و غیرنظامی را قتل‌عام کرد، به ایران حمله کرد و از جنین داخل شکم تا پیرمرد و پیرزن را هم وحشیانه به خاک و خون کشید. همان جنگنده امروز دارد به سوریه هم حمله می‌کند و این قافله بر خلاف توهمات عده‌ای پامنقلیِ رسانه‌های یهودی هیچ تفاوتی بین کُرد و تُرک و عرب و فارس، شیعه و سنی، نظامی و غیرنظامی قائل نیست و فرقی هم ندارد روی موشک‌هایتان مرگ بر آن‌ها بنویسید یا بدون موشک و تهدید با آن‌ها دست بدهید و خود را از تنش دور نگه دارید... تا وقتی این سرطانِ نجس در خاورمیانه نفس می‌کشد، هیچ ملت و سرزمینی رنگ خوشی و آسایش را نخواهد دید.
ما درین انبار گندم می‌کنیم گندم جمع آمده گم می‌کنیم می‌نیندیشیم آخر ما بهوش کین خلل در گندمست یا مکر موش موش تا انبار ما حفره زدست وز فنش انبار ما ویران شدست اول ای جان دفع شر موش کن وانگهان در جمع گندم کوش کن


زبان بسیار مهم است... مثلا می‌توان: - سقط جنین را به «پایانِ خودخواستۀ بارداری» تبدیل کرد. - خودکشی را با عبارت «مرگ خودخواست
+3
زبان بسیار مهم است... مثلا می‌توان: - سقط جنین را به «پایانِ خودخواستۀ بارداری» تبدیل کرد. - خودکشی را با عبارت «مرگ خودخواسته» جذاب و خنثی جلوه داد. - برای اخبار منفی، به جای آمریکا نوشت «از مرز کانادا تا مکزیک». - از سیل‌های خارج ایران به «سرازیر شدن آب همچون یک آبشار» تعبیر کرد و خواننده را مشتاق آن کرد. کمی بعدی احتمالا ترور را هم «توافق یک‌طرفۀ پایان‌دادن به زندگی» و دزدی را هم «برداشتن بدون اطلاع مالک» تعبیر کنند... البته بستگی دارد کجا اتفاق بیافتد!