ch
Feedback
جایی برای ما🌱

جایی برای ما🌱

前往频道在 Telegram

ازرتبه۲۸۹۰۰ تارسیدن به پزشکی😉 درمسیر تبدیل شدن به یک پزشک خوب :) هماتوانکولوژیست یا شایدم رادیوانکولوژیست آینده❤ اینجا همه چی واقعیه ✍ تفاهمی است بین من و امید و نور🌿🌑 اگر چه دور و دیر اما، روزی در میانِ آرزوهایم جوانه خواهم زد...!🌱

显示更多
5 215
订阅者
-2424 小时
+457
+63030
帖子存档
فاطمه الان بهم پیام داد بیا اتاق من برات سورپرایز دارم :) یه انبه برداشتم که برم با فاطمه بخورم :) دیدم فاطمه یه لیوان گنده شیر انبه برام‌ گذاشتم چه آدم خوشبختیم من امروز

انیس عزیزم میشه بپرسی ببینی از پزشکی های زنجان کسی اینجا هست یا نه؟فردا امتحانشون لغو شده؟

من الان یه عالمههههههه انبه دارمممممم و یک دکتر خوشحالممممم 😭😍❤️🥭

امتحان نهایی ها اینووووو گوش کردین ؟

اینو با تمام وجودم زندگی کردم میدونم زیاده ولی حالتون خوب میشه بخونید :)

معرفی دوست های جایی برای ما :) شب هشتم شماره 1: بسم الله..🤍✨️ اینجا یه دفترچه خاطرات کوچیکه جهت ثبت لحظاتی که منتظرشون بودم🥹💗] حس و حال خوب اینجا جریان داره💆🏻‍♀️☕️ https://t.me/Mahoora_z شماره 2: Radiology student🩻 1404/05/05 🌱https://t.me/About_Elaaaa شماره 3: چنل یک ویروس خوشحال که داره دکتر میشه برای روزهای پیش رو و بیماری های جذابش و البته گاهی پر از نسکافه و حرفهای عجیب غریبش https://t.me/medy_days شماره 4: خاطرات یک دانشجوی دندانپزشکی✨https://t.me/roozii_roozegari شماره 5: جایی برای نوشتن از مسیر و احساسات و عواطف انسانی. جزئیات مهمه. در حال ثبت لحظه های زندگی. https://t.me/niushadaily شماره 6: یه گوشه‌ی آروم از من...🦢 https://t.me/sHadIi_21 شماره 7: خُنُک آن قماربازی، که بباخت آنچه بودش بِنَماند هیچش اِلّا، هوسِ قمار دیگر... رهگذر • عبور های یک دانشجوی پزشکی ترم چهار • https://t.me/rriibbvvaarr شماره 8: روز نوشت های مخلوط یه دختر دانشجو :) https://t.me/besclife شماره 9: شناور در دریای خیال... https://t.me/little_nimbus شماره 10: [یه دانشجوی مهندسی که دکتری میخونه :) https://t.me/like_a_moonlit_night

معرفی دوست های جایی برای ما :) شب هشتم شماره 1: بسم الله..🤍✨️ اینجا یه دفترچه خاطرات کوچیکه جهت ثبت لحظاتی که منتظرشون بودم🥹💗] حس و حال خوب اینجا جریان داره💆🏻‍♀️☕️ https://t.me/Mahoora_z شماره 2: Radiology student🩻 1404/05/05 🌱https://t.me/About_Elaaaa شماره 3: چنل یک ویروس خوشحال که داره دکتر میشه برای روزهای پیش رو و بیماری های جذابش و البته گاهی پر از نسکافه و حرفهای عجیب غریبش https://t.me/medy_days شماره 4: خاطرات یک دانشجوی دندانپزشکی✨https://t.me/roozii_roozegari شماره 5: جایی برای نوشتن از مسیر و احساسات و عواطف انسانی. جزئیات مهمه. در حال ثبت لحظه های زندگی. https://t.me/niushadaily شماره 6: یه گوشه‌ی آروم از من...🦢 https://t.me/sHadIi_21 شماره 7: خُنُک آن قماربازی، که بباخت آنچه بودش بِنَماند هیچش اِلّا، هوسِ قمار دیگر... رهگذر • عبور های یک دانشجوی پزشکی ترم چهار • https://t.me/rriibbvvaarr شماره 8: روز نوشت های مخلوط یه دختر دانشجو :) https://t.me/besclife شماره 9: شناور در دریای خیال... https://t.me/little_nimbus شماره 10: [یه دانشجوی مهندسی که دکتری میخونه :) https://t.me/like_a_moonlit_night

راستش... یکم دلم گرفت.... نه به خاطر اینکه کسی با من مخالف بود آدم‌ها حق دارن جور متفاوتی فکر کنن. دلم گرفت از نفرین‌هایی که نثارم شد، از دعاهای بدی که برای پدر و مادرم کردن. هیچ‌وقت نفهمیدم آدم چطور می‌تونه برای پدر و مادری که حتی نمی‌شناستشون آرزوی بد کنه، فقط چون از حرف یا فکر فرزندش خوشش نیومده!؟ اولش ناراحت شدم. خیلی هم ناراحت شدم. ولی بعد، نشستم و به دیشب فکر کردم... به بخش. به راهروهای بیمارستان. به اتاق‌هایی که از هر کدومشون بیرون می‌اومدم و مادرِ یه نی‌نی کوچولو با چشم‌های خسته ولی پر از امید، دست به دعا برام برمی‌داشت. برای خودم دعا می‌کرد، برای مادرم، برای پدرم. با تمام وجود می‌گفت: خدا خیرت بده... خدا پدر و مادرت رو حفظ کنه خانم دکتر ! قشنگ یادمه یه لحظه، بی‌خبر از اینکه من صدشونو می‌شنومدو تا از مادرها داشتن با هم حرف می‌زدن. یکی‌شون گفت: چه دکتر خوب و مهربونی داریم امشب...و اون یکی با لبخند گفت: آره...خیالم راحته.» همین چند جمله، برای من از هزار تا تعریف و تشویق باارزش‌تر بود. اون لحظه فهمیدم آدم نباید مسیرش رو با صدای بلندِ آدم‌های عصبانی اندازه بگیره. گاهی حقیقت، آروم و بی‌صدا، توی دعای خیر یه مادر جریان داره. همون مادری که تمام دنیاش توی یه تخت کوچیک بیمارستان خوابیده و از ته دل، بدون اینکه چیزی ازت بخواد، خیرت رو می‌خواد. اگر قرار باشه بین نفرین کسی که منو نمی‌شناسه و دعای مادری که اشک‌هاشو از نزدیک دیدم یکی رو باور کنم، معلومه کدوم رو انتخاب می‌کنم. من هنوز هم معتقدم دعای خیر، راهش رو بهتر از هر چیز دیگه‌ای پیدا می‌کنه. و امشب، قلبم آرومه... چون حس می‌کنم هنوز دارم توی مسیری قدم می‌زنم که ارزش ادامه دادن داره مسیری که شاید سخت باشه، شاید پر از قضاوت باشه، اما تا وقتی لبخند یه مادر، آرامش یه بیمار و دعای خیری که از ته دل بلند می‌شه همراهمه، می‌فهمم راه رو اشتباه نیومدم....

از کشیک دیشب 🌱❤️ پ.ن متن اش رو پایین نوشتم
از کشیک دیشب 🌱❤️ پ.ن متن اش رو پایین نوشتم

سلام خانم دکتر زیبا میشه تو کانالتون بپرسین ؛ از چه سایتی میتونم برا اولترا بوک hp کاور سفارش بدم ؟! خیلییی گشتم ولی پیدا نکردم چیز مناسبی :)

هعییی قدرنو نمیدونید دیگههه😎😎😎

انیس من می‌خوام بزرگ شدم مثل تو بشم🥹 خیلی خوبی خیلی دوست دارم خوشحالم باهات اشنا شدم؛ ازت یاد می‌گیرم🩵

انیس من باهات قبل جنگ شهریور پارسال برا علوم پایه اسفند مشاوره تک جلسه گرفتم نشد ولی دیگه علوم پایه بدیم و با معدل پاس شدم ولی از قبل ورود به دانشگاه از اینستات تمام استوری هات برام انگیزه بود تک تک استوری های تجربه های فیزیوپاتت رو دارم استفاده میکنم الان و خیلیییی نمره هام خوب شده عاشقتم که واقعا لقب الهام بخش برازندته✨❤️

تو باعث شدی پیشرفت کنم نمیدونی چرو ولی بدون که اره

انیس🥲تو باعث شدی من آنلاین شاپمو راه بندازم،مثل یه نور که امید داد بهم😭🥲❤️

https://t.me/iRoChatBot?start=sec-idbhfbcgj امشب شب چرت و پرت و غیبت جهت بیخیالی از جهان در حال جنگ

بچه هااااااا میدونید پارچه اون کت و شلوار جشن چند شده !؟ ۸ میلیون تومن :/ فقط پارچه اش

😂😂بخدا اینو میگم و داستان تمام باشه ؟! اینقدر توی ناشناس منو نفرین کردن ! اینکه پدر و مادرم بمیرن و اینا :) حالا دیگه خودتون ببینید طرفدار چی هستید ! پ.ن موقت

این قشنگ بود اجازه گرفتم بذارمش دوتا تیم تو زمین تو شرایط برابر دارن بازی میکنن اونی که میبازه باختشو میندازه گردن تماشاچیا 🌱🔪

اون پست هم ۴۲تا لایک داشت خب منتظرم حداقل به اندازه ۴۲ تا کم بشه از ممبرام تا الان ۲۰ تا شده