ch
Feedback
معمای عشق

معمای عشق

前往频道在 Telegram

از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است... فرح _فریماااا https://t.me/AF14202https https://t.me/AFmoamm

显示更多
741
订阅者
+224 小时
+67
+430
帖子存档
sticker.webp1.58 KB

sticker.webp1.55 KB

● به هر تار جانم صد آواز هست دریغا که دستی به مضراب نیست. چو رویا به حسرت گذشتم که شب فرو خفت و با کس سر خواب نیست‌. ✍#احمد_شاملو 🍏🍎🍃

🕊

○ «دو برابر مرگم مُرده‌ام و نصف زندگی‌ام، زندگی نکرده‌ام.» 👤 بهرام بیضایی 🍏🍎🍃

sticker.webp1.54 KB

● سخت است؛ آزاد کردن انسان‌هایی که زنجیرهای خود را می‌پرستند! 👤 فرانسوا_ولتر 🍏🍎🍃

🌷

🎼❤️🎼 🗣 بانو دلکش🎂 ✍ کریم_ فکور نازنین من نشود رام دیگری بر زبان خود نبرد نام دیگری وای اگر خورد مه جرع نوش من در غیاب من می از جام دیگری کس ندارد خبر از آن چه میان من و اوست سخن مهر و وفا بین زبان من و اوست گریه ها همچو مینای می در گلو دارم که به جان دولت وصلش را آرزو دارم 🍏🍎🍃

📚

📕✨📕 📕 #بارون_درخت_نشین ✍ #ایتالو_کالوینو 🎤 آرمان_ سلطان_ زاده ▪️بخش /15 برای بهتر دیدن زمین، باید کمی از آن فاصله گرفت. 🍏🍎🍃

photo content

● ایتالو کالوینو (به ایتالیایی: Italo Calvino) (زاده ی ۱۵ اکتبر ۱۹۲۳ - درگذشته ی ۱۹ سپتامبر ۱۹۸۵) نویسنده ی رمان و داستان کوتاه ایتالیایی است. وی سبک ادبی خاص خود را داشت که می توان آن را سوررئال یا پست مدرن توصیف کرد. سه گانه ی «نیاکان ما» (شامل شوالیه ناموجود، ویکنت شقه شده و بارون درخت نشین) و شهرهای نامرئی و شش یادداشت برای هزاره ی بعدی از تحسین شده ترین آثار او هستند. وی را یکی از مهم ترین نویسندگان ایتالیایی قرن بیستم می دانند 🍏🍎🍃

شعر خونبارِ من ای باد، بِدان یار رسان که ز مژگانِ سیَه، بر رگِ جان زد نیشم #حافظ

sticker.webp0.33 KB

شعر خونبارِ من ای باد، بِدان یار رسان که ز مژگانِ سیَه، بر رگِ جان زد نیشم #حافظ

🎼❤️🎼 #ایرج_بسطامی شعر خونبارِ من ای باد، بِدان یار رسان که ز مژگانِ سیَه، بر رگِ جان زد نیشم #حافظ 🍏🍎🍃

sticker.webp0.35 KB

○ نه دست آن که بگیریم زلف ماهی را نه روز روشنی از پی شب سیاهی را فغان که بر در شاهی است دادخواهی ما که از ستم ندهد داد دادخواهی را گدای شهرم و بر سر هوای آن دارم که سر نهم به کف پای پادشاهی را ز خسروان ملاحت کجا روا باشد که در پناه نگیرند بی‌پناهی را به راه عشق به حدی است ناامیدی من که نا امید کند هر امید گاهی را چگونه لاف محبت زند نظر بازی کز آب دیده نشسته‌ست خاک راهی را بزیر خون محبان که در شریعت عشق به هیچ حال نخواهم کسی گواهی را نه من شهید تو تنها شدم که از هر سو به خاک ریخته‌ای خون بی‌گناهی را به یک نگاه ز رحمت بکش فروغی را مکن دریغ ز مشتاق خود نگاهی را 👤#فروغی_بسطامی 🍏🍎🍃

sticker.webp0.41 KB