معمای عشق
前往频道在 Telegram
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است... فرح _فریماااا https://t.me/AF14202https https://t.me/AFmoamm
显示更多735
订阅者
+124 小时
+67 天
无数据30 天
帖子存档
735
📚 #کتاب_صوتی #بارون_درخت_نشین
👤 نویسنده : #ایتالو_کالوینو
▪️بخش 23 قسمت اول
🎤 آرمان_ سلطانزاده
🍏🍎🍃
735
Repost from کتابخانه صوتی
📚 #کتاب_صوتی #بارون_درخت_نشین
👤 نویسنده : #ایتالو_کالوینو
▪️بخش 23 قسمت اول
I کتابخوانه صوتی l
@audio_books4
735
Repost from کتابخانه صوتی
📚 #کتاب_صوتی #بارون_درخت_نشین
👤 نویسنده : #ایتالو_کالوینو
▪️بخش 25
I کتابخوانه صوتی l
@audio_books4
735
Repost from کتابخانه صوتی
📚 #کتاب_صوتی #بارون_درخت_نشین
👤 نویسنده : #ایتالو_کالوینو
▪️بخش 23 قسمت اول
I کتابخوانه صوتی l
@audio_books4
735
🎼❤️🎼
دل و دلبر
شعر: بابا طاهر
آهنگ: جلیل زلاند
تنظیم: منوچهر چشم آذر
صدا: شاهرخ - ۱۳۵۹
ته که نوشم نهای
نیشم چرایی
ته که یارم نهای
پیشم چرایی
ته که مرهم نهای
بر داغ ریشم
نمک پاش دل
ریشم چرایی
✍#بابا_طاهر
🍏🍎🍃
735
پنهان ز حاسدان به خودم خوان که مُنعِمان
خیرِ نهان برایِ رضایِ خدا کنند
حافظ دوامِ وصل میسر نمیشود
شاهان کم التفات به حالِ گدا کنند
#حافظ
735
پیراهنی که آید از او بویِ یوسفم
ترسم برادران غَیورش قَبا کنند
بگذر به کویِ میکده تا زُمرِهٔ حضور
اوقاتِ خود ز بهر تو صرفِ دعا کنند
#حافظ
735
غزل شماره_ ۱۹۶ حافظ
🎤احمد_ شاملو
🎼فرهاد_ فخرالدینی
-----------------------
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
آیا بُوَد که گوشهٔ چشمی به ما کنند
دَردَم نهفته بِه ز طبیبانِ مدعی
باشد که از خزانهٔ غیبم دوا کنند
معشوق چون نقاب ز رخ درنمیکشد
هر کس حکایتی به تَصوّر چرا کنند؟
چون حُسنِ عاقبت نه به رندی و زاهدیست
آن بِه که کارِ خود به عنایت رها کنند
بی معرفت مباش که در منیزیدِ عشق
اهلِ نظر معامله با آشنا کنند
حالی درونِ پرده بسی فتنه میرود
تا آن زمان که پرده برافتد چهها کنند
گر سنگ از این حدیث بنالد عجب مدار
صاحبدلان حکایتِ دل خوش ادا کنند
مِی خور که صد گناه ز اغیار در حجاب
بهتر ز طاعتی که به روی و ریا کنند
پیراهنی که آید از او بویِ یوسفم
ترسم برادران غَیورش قَبا کنند
بگذر به کویِ میکده تا زُمرِهٔ حضور
اوقاتِ خود ز بهر تو صرفِ دعا کنند
پنهان ز حاسدان به خودم خوان که مُنعِمان
خیرِ نهان برایِ رضایِ خدا کنند
حافظ دوامِ وصل میسر نمیشود
شاهان کم التفات به حالِ گدا کنند
#حافظ
735
غزل شماره_ ۱۹۶ حافظ
🎤احمد_ شاملو
🎼فرهاد_ فخرالدینی
-----------------------
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
آیا بُوَد که گوشهٔ چشمی به ما کنند
دَردَم نهفته بِه ز طبیبانِ مدعی
باشد که از خزانهٔ غیبم دوا کنند
معشوق چون نقاب ز رخ درنمیکشد
هر کس حکایتی به تَصوّر چرا کنند؟
چون حُسنِ عاقبت نه به رندی و زاهدیست
آن بِه که کارِ خود به عنایت رها کنند
بی معرفت مباش که در منیزیدِ عشق
اهلِ نظر معامله با آشنا کنند
حالی درونِ پرده بسی فتنه میرود
تا آن زمان که پرده برافتد چهها کنند
گر سنگ از این حدیث بنالد عجب مدار
صاحبدلان حکایتِ دل خوش ادا کنند
مِی خور که صد گناه ز اغیار در حجاب
بهتر ز طاعتی که به روی و ریا کنند
پیراهنی که آید از او بویِ یوسفم
ترسم برادران غَیورش قَبا کنند
بگذر به کویِ میکده تا زُمرِهٔ حضور
اوقاتِ خود ز بهر تو صرفِ دعا کنند
پنهان ز حاسدان به خودم خوان که مُنعِمان
خیرِ نهان برایِ رضایِ خدا کنند
حافظ دوامِ وصل میسر نمیشود
شاهان کم التفات به حالِ گدا کنند
🍏🍎🍃
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
